رجب طیب اردوغان از سال ۲۰۰۹ و زمانی که در اجلاس داووس با شیمون پرز رئیس وقت رژیم صهیونیستی به صورت لفظی درگیر شد، در قامت رهبر مسلمانی ظاهر گردید که در منظر افکار عمومی قرار است به عنوان یک مدافع فلسطین و جهان اسلام عمل نماید. موضع گیری های آقای اردوغان، پس از این رویداد که بعنوان «وان مینوت» (یک دقیقه) معروف شد، بعدها با حمله رژیم صهیونستی به کاروان آزادی غزه (۳۱ مه ۲۰۱۰) تشدید شد. پس از آغاز مرحله جدید نسل کشی فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی در غزه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حملات لفظی آقای اردوغان علیه رژیم اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو وارد مرحله جدیدی شد؛ بطوریکه رئیس جمهور ترکیه بارها شخص نتانیاهو را به آدولف هیتلر تشبیه کرده و از وی به عنوان «جنایتکار جنگی» یاد کرد. چنانچه آقای اردوغان در سخنانی به مناسبت عید فطر با انتقاد از تصمیم کنست رژیم اسرائیل در تصویب قانون اعدام اسرای فلسطینی گفت: «این بمعنای اجرای نظامی حتی بدتر از رژیم آپارتایدی خواهد بود که در سال ۱۹۹۴ در آفریقای جنوبی برچیده شد».

با آغاز جنگ تجاوزکارانه رژیم اسرائیل و امریکا علیه ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴، سومین دوره موضع گیری ضداسرائیلی آقای رجب طیب اردوغان (پس از دوره وان مینوت از ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۲ و دوره نسل کشی دو ساله فلسطینیان توسط رژیم اسرائیل در غزه از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵)، آغاز شد. در این راستا، رئیس‌جمهور ترکیه در چندین موضع گیری، ضمن ابراز نگرانی از تبعات این جنگ بر خاورمیانه و تمام بشریت، و اعلام آمادگی آنکارا برای کمک به صلح، اعلام کرد: «اسرائیل مسئول اصلی جنگ غیرقانونی جاری علیه ایران است، نباید فراموش کرد که هر قطره خونی که در جنگ ریخته می‌شود، به‌مثابه آب حیاتی است که عمر سیاسی بنیامین نتانیاهو را طولانی‌تر می‌کند». آقای اردوغان همچنین در موضع گیری شدید اللحن دیگری تاکید کرد:« یک شبکه نسل‌کشی که با نفرت کور شده است، با پنهان شدن در پشت استدلال‌های مذهبی، جغرافیای ما را به فاجعه می‌کشاند. همه از این موضوع مطمئن باشند: ما نه بین برادران و همسایگان خود تبعیض قائل می‌شویم و نه تماشاگر رنج برادران خود خواهیم بود. آیا تفاوتی می‌کند که ما شیعه یا سنی، ترک، کرد، عرب یا فارس باشیم؟ از اینجا، با قلبی اندوهگین، می‌پرسم چه تفاوتی بین اشک‌هایی که در تهران ریخته می‌شود و اشک‌هایی که در اربیل، بغداد، بیروت و ریاض ریخته می‌شود، وجود دارد؟»

اگرچه موضع گیری ضد اسرائیلی رئیس جمهور ترکیه هم به عنوان رهبر یک کشور اسلامی و هم به عنوان یک مسلمان از اهمیت فراوانی دارد اما در خصوص کیفیت روابط ترکیه و رژیم اسرائیل و همچنین انگیزه های این رویکرد آنکارا، دیدگاه های متعددی مطرح است. در این خصوص می توان هفت نکته تبیینی مطرح ساخت:

اول؛ موضع گیری ضد اسرائیلی اردوغان اگرچه سابقه ای طولانی و عمری حدودا سه دهه ای دارد اما این رویکرد علیرغم اینکه ایشان از سال ۲۰۰۲ ارکان قدرت را در ترکیه در اختیار دارد، هیچ گاه از سطح حرف و سخن فراتر نرفته است. این در شرایطی است که ترکیه به علت موقعیت ژئوپلیتیکی خود بویژه در دریای مدیترانه، از ابزارهای فراوانی برای اعمال فشار به رژیم اسرائیل در حوزه های انرژی ، ترانزیتی ، اقتصادی، و حتی نظامی برخوردار است. بنابراین برای افکار عمومی این سوال مطرح است که چرا علیرغم این موضع گیری ها، در عمل روابط تجاری ترکیه با اسرائیل همچنان رو به افزایش است و بیش از ده هزار ترکیه ای و یهودی دوتابعیتی ترکیه در ارتش تروریستی اسرائیل و جنگ غزه مشغول خدمت می باشند؛ بدون اینکه مجازاتی برای آنها پیش بینی شده باشد؟

دوم؛ مردم عزیز ترکیه به عنوان یکی از قطب های جهان اسلام بشدت رویکرد ضدصهیونیستی دارند؛ این موضوع در تجمعات ضد صهیونیستی در استانبول، آنکارا و دیگر شهرهای ترکیه بویژه در جریان دو سال نسل کشی غزه و همچنین پس از آغاز جنگ تجاوزکارانه امریکا و اسرائیل علیه ایران مشهود بوده است. از اینرو حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان برای حفظ جایگاه اجتماعی حزب در ترکیه و جهان اسلام، نیاز به موضع گیری های ضداسرائیلی دارند تا در انتخابات های آینده بازنده نباشند؛ اما حاضر نیستند برای مجازات جرم نسل کشی هیتلر قرن بیست ویکم از ابزارهای سخت مانند تحریم اقتصادی، ترانزیتی، انرژی و نظامی استفاده نمایند. بر همین اساس نیز علیرغم درخواست های مکرر مردم ترکیه و دیگر کشورها، آنکارا در طول نسل کشی غزه حاضر نشد جریان انتقال نفت از خط لوله باکو- جیحان به اسرائیل را متوقف کند و اکنون نیز به چنین اقدامی، حاضر نیست؛ در حالیکه این خط لوله با تامین بیش از ۶۰ درصد نفت مورد نیاز اسرائیل، چرخ ماشین کشتار رژیم اسرائیل را به حرکت در می آورد و رژیم تل آویو را از تبعات انسداد تنگه هرمز در حوزه انرژی، دور می سازد.

سوم؛ دولت ترکیه با تقسیم کار عملی، پنهانی و اعلام نشده با رژیم اسرائیل و امریکا در جریان ساقط کردن نظام بشار اسد (آذر ۱۴۰۳/ دسامبر ۲۰۲۴) و حمایت از جبهه النصره که در فهرست تروریستی سازمان ملل بود، بزرگترین خدمت را به نتانیاهو انجام داد؛ با فروپاشی یکی از اضلاع «محور مقاومت» در سوریه، اتصال زمینی تهران به مرزهای اسرائیل از طریق «کریدور مقاومت» قطع شد. همین موضوع در تقویت سیاست های جنگ طلبانه رژیم اسرائیل نقش بسزایی داشت. بطوریکه می توان گفت اگر به پاس اقدامات آقای اردوغان که بارها مورد تمجید شخص دونالد ترامپ قرار گرفته است، سوریه سقوط نمی کرد، اسرائیل جرات حمله به ایران را پیدا نمی کرد؛ چرا که وجود یک کریدور زمینی از تهران تا مرزهای اسرائیل، همواره کابوسی برای این رژیم تلقی می شود که می تواند معادلات را در نبرد ایران و اسرائیل به صورت بنیادین تغییر دهد. متاسفانه، آنکارا با هدف تضعیف محور مقاومت و بر اساس وعده های امریکا و اسرائیل برای تقسیم غنایم در سوریه، اشتباه مهلکی علیه ایران و جهان اسلام مرتکب شد، اما حتی پس از آن نیز با رفتارهای تحقیر آمیز نتانیاهو در سوریه و تحریک درزوی ها برای تجزیه بیشتر این کشور، مواجه شد. بطوریکه آنکارا علیرغم همه رجز خوانی ها در خصوص قدرت نظامی خود، حتی نتوانست یک سامانه راداری و پدافندی را در پایگاه های هوایی تی-۴ (تیاس) و پالمیرا در حمص سوریه مستقر نماید؛ بطوریکه مقامات اسرائیل از جمله «یسرائیل کاتس» وزیر جنگ این رژیم، آقای اردوغان را «ببر کاغذی» خطاب کردند.

چهارم؛ تصمیم شرکت بزرگ اسلحه سازی ترکیه موسوم به رپکن (Repkon) برای فروش ۱۲ هزار بمب نیم تنی به اسرائیل از طریق شعبه خود در ایالت تگزاس امریکا، در قالب یک قرارداد ۶۶۰ میلیون دلاری، آنهم در اثنای تشدید جنگ میان ایران و اسرائیل نشان می دهد که فارغ از سخن سرایی، متاسفانه فجایع کنونی در منطقه،  هنوز تغییری در مواضع عملی دولت ترکیه ایجاد نکرده است؛ کما اینکه در طول جنگ رمضان، واشنگتن از ظرفیت همه پایگاه های امریکا و ناتو در ترکیه از جمله پایگاه های اینجرلیک و کوره جیک و رادارهای هشدار زودهنگام آنها برای شناسایی و رهگیری موشک‌های بالستیک در مراحل اولیه شلیک، ایجاد اختلال الکترونیکی و سایبری علیه ایران، عراق و محور مقاومت استفاده  کرده است، کما اینکه برای سالها، آسمان استان قونیه محل تمرین جنگنده های قاتل اسرائیلی بوده است. چنین رویکردی از چشم تیزبین افکار عمومی جهان که اکنون با تحسین ایران، علیه جنایات امریکا و اسرائیل موضع گیری می کنند، دور نمانده است. همین موضوع یکی از دلایل تلاش لابی های قومی وابسته به ترکیه در ایران است که می کوشند آنکارا را به عنوان حامی تهران نشان دهند؛ بطوریکه همین محافل با تحریف سخنان آقای اردوغان که گفته است «برای توقف درگیری‌ها، حتی اگر به معنای به خطر انداختن خودمان باشد، به انجام هر کاری که بتوانیم ادامه خواهیم داد، ترکیه از توانایی لازم برای اقدام نظامی برخوردار است»، مدعی شدند که اردوغان اسرائیل را تهدید نظامی کرده و گفته است اگر جنگ طول بکشد، ممکن است ترکیه وارد جنگ علیه اسرائیل شود. موضوعی که «مرکز مبارزه با اطلاعات نادرست ترکیه»، بسرعت آن را تکذیب کرد.

پنجم؛ حملات رژیم اسرائیل به هفت کشور و جنگ تجاوزکارانه اسرائیل علیه ایران و تایید ایده اسرائیل بزرگ از سوی مقامات امریکا، زنگ های خطر را برای مقامات ترکیه به صدا درآورده است. بطوریکه پس از تهدید ترکیه به حمله از سوی برخی از مقامات ذینفوذ کابینه نتانیاهو مانند ایتامار بن‌گویر وزیر امنیت داخلی،  مقامات ترکیه دچار این نگرانی شده اند که در صورت تضعیف ایران به عنوان پرچمدار مقابله واقعی با رژیم اسرائیل،  هدف بعدی ترکیه خواهد بود. نفرت تل آویو از ترکیه ، نه به دلیل مواضع دولت آنکارا، بلکه به دلیل نهادینه شدن رویکرد ضداسرائیلی در میان مردم این کشور است که صهیونیست ها را از بقای یک «ترکیه واحد» می ترساند. مقامات ترکیه در این انگاره اشتباه، به سر می برند که به علت عضویت شان در ناتو، هیچ خطری بویژه تجزیه این کشور را تهدید نمی کند. این در شرایطی است که امروزه در امریکا زمزمه فروپاشی ناتو و لزوم تاسیس یک ناتوی جدید مطرح می شود. در ناتوی جدید، محور اصلی اسرائیل خواهد بود و از حضور ترکیه خبری نخواهد بود؛ کما اینکه اکنون اسرائیل ائتلافی موثر در دریای مدیترانه علیه ترکیه ایجاد کرده است. خودداری ناتو از پایان دادن به تهدیدات یونان علیه ترکیه و اختلافات دو کشور در قبرس و مدیترانه، علیرغم بیش از هفت دهه عضویت آنکارا در آن، نشان می دهد که جاده روابط ترکیه و ناتو یکطرفه است.  

ششم؛ مهمترین تهدید جاری علیه ترکیه، ایده «کردستان بزرگ» است که به شدت توسط رژیم اسرائیل دنبال می شود؛ جنگ تجاوزکارانه امریکا و اسرائیل علیه ایران ابعاد جدیدی از این فتنه را آشکار ساخت. در این خصوص نیز تصور ترکیه بر مبنای برآورد اشتباه «ترکیه همواره مصونیت دارد»، استوار می باشد. برخی از طراحی های امنیتی-نظامی امریکا و متحدانش از جمله در خصوص تغییر رویکرد نظامی پ ک ک، تقویت گروه تروریستی پژاک و … این تصور را در مقامات آنکارا ایجاد کرده که با اجابت خواسته های دونالد ترامپ در منطقه، در خصوص مساله کردها به ترکیه ضمانت داده می شود؛ اما طرح امریکا و اسرائیل برای تحریک تجزیه طلبان و تروریست های مسلح در اقلیم کردستان عراق برای حملات زمینی به ایران، نشان داد که یکی از اهداف کانونی پیشبرد ایده «اسرائیل بزرگ»، تحقق «کردستان بزرگ» است که از قضا در آن، بر خلاف ایران، ترکیه به عنوان میزبان بزرگترین اقلیت کُرد در جهان، به شدت آسیب پذیر است؛ چرا که وفاداری کُردهای غیور ایران به عنوان یکی از ایرانی ترین نژادهای ایرانی، قابل مقایسه با رویکرد کردهای ترکیه که-  بشدت تحت تاثیر دهه ها برقراری وضعیت فوق العاده امنیتی و نظامی در مناطق کردنشن-، از دولت ناراضی هستند، نیست. از اینرو جای تعجب نیست که احزاب ملی گرا در ترکیه مانند حرکت ملی دولت باغچه لی که در گذشته تندترین مواضع را علیه کُردها و ایران داشته اند، اکنون هشدار می دهند که در صورت تضعیف ایران در جنگ امریکا و اسرائیل، خطر تجزیه مناطق کردنشین ترکیه تشدید خواهد شد؛ موضوعی که نشان می دهد تا چه میزان آنکارا در سالهای اخیر، در طراحی امنیتی صهیونیست ها گرفتار بوده است؛ این در شرایطی است که فارغ برخی از امتیازات و رفتارهای مقطعی کاخ سفید، عدم تغییر سیاست های کلان دولت های امریکا (چه دموکرات ها و چه جمهوریخواه ها) در قبال حمایت از کُردها در ترکیه از دوره بوش تاکنون نشان می دهد که آنها از این ابزار علیه آنکارا استفاده خواهند کرد.      

هفتم؛ مجموع شرایط نشان می دهد که مواضع ضداسرائیلی آقای اردوغان و دولت ترکیه از «حرف تا عمل» فاصله بسیاری زیادی دارد. آقای اردوغان در ابتدا شروع نسل کشی غزه در سال ۲۰۲۳ تا آنجا پیش رفت که گفت: « آنکارا ممکن است در واکنش به جنگ غزه در صورت لزوم به روش‌های نظامی متوسل شود» ، اما در پایان نسبی این نسل کشی دو ساله، نهایتا به ظالم خواندن اسرائیل، ادامه انتقال انرژی و تجارت همه جانبه با این رژیم و تاکید بر اینکه آنکارا با دولت اسرائیل مشکل ندارد، بسنده شد. ایده نمایش نقش رهبری جهان اسلام در مبارزه علیه صهیونیسم صرفا با موضع گیری های رسانه ای و سیاسی، پس از نسل کشی غزه و جنگ رمضان، کارکرد خود را به شدت از دست داده است، و به تعبیر روزنامه بیرگون ترکیه، «قهرمان‌گری توخالی» می باشد. در این میان، این جمله آقای اردوغان که «کسانی که به طناب اسرائیل چنگ می‌زنند، دیر یا زود متوجه خواهند شد که اشتباه محاسباتی بزرگی مرتکب شده‌اند» جمله کاملا درستی است. صدور کیفرخواست در استانبول علیه ۳۵ مقام صهیونیست از جمله «بنیامین نتانیاهو» به دلیل جنایت علیه ناوگان صمود (ناوگان پایداری- ۲۰۲۵)، می تواند نشانه خوبی از تغییر عملی در مواضع ضداسرائیلی آنکارا باشد. با توجه به آشکار شدن قراین شوم طراحی صهیونیستی برای آینده ترکیه، هنوز هم ، دیر نیست تا مقامات آنکارا «مواضع اعمالی» خود را بر «مواضع اعلامی» خود منطبق کرده و از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، انرژی، ترانریتی، حقوقی و نظامی برای کمک به ایران، جهان اسلام و همه آزادگان جهان جهت توقف ماشین نسل کشی و جنایت رژیم اسرائیل استفاده نمایند. موضوعی که می تواند منجر به همکاریهای تاریخی ایران و ترکیه در استقرار نظم نوین منطقه ای در شرایط پساجنگ شود؛ اولین گام این تغییر بزرگ ترکیه، می تواند در میدان سوریه باشد. 

*دکتر احمدکاظمی پژوهشگر ارشد اوراسیا