جنگ تجاوزکارانه همهجانبه نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران (که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ / ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و به دلیل تقارن با ماه رمضان به «جنگ رمضان» شهرت یافت) همانطور که تاثیرات کلان و تاریخی در رونمایی از قدرت تمدنی و توان دفاعی در جهان برجای گذاشت، پروژه ژئوپلیتیکی پانترکیسم را نیز تحت تاثیر شدید قرار داده است. «دفاع هجومی» منحصر به فرد ایران در مقابل مراکز قدرت جهانی، ضمن افشای تضادهای ساختاری در معماری امنیتی کشورهای موسوم به ترکزبان (وابستگی ترکیه به ناتو و اتکای جمهوری آذربایجان به اسرائیل)، در دو حوزه سخت و نرم، طرحهای کلان پانترکیسم از جمله «کریدور جعلی زنگزور» یا «مسیر ترامپ» (دالان تورانی ناتو) را با چالشهای اساسی مواجه ساخته و فقدان پایگاه مردمی پان ترکیسم در ایران و مناطق آذری را هرجه بیشتر نمایاند.
جنگ رمضان، پیوند صهیونیسم و پان ترکیسم و بویژه پشتیبانی لجستیکی، تدارکاتی و رسانهای «جهان ترک» از اسرائیل را آشکار ساخت و شکاف عمیق میان ادعاهای پانترکیستها (حمایت از آذریهای ایران) با اقدامات سیاسی آنها (همکاری با دشمنان ایران و خیانت آشکار به آذری های ایران) را افشا کرده است .
در ارزیابی تاثیرات، دستاوردها و پیام های جنگ رمضان بر پروژه آنگلوساکسونی پان ترکیسم می توان به محور دهگانه ذیل اشاره نمود:
- جنگ رمضان و افول پروژه پانترکیسم
«جنگ رمضان» ، نقطه عطفی در معادلات ژئوپلیتیک منطقه ایجاد کرده است که نظم منطقه ای نوینی خصوصا در جنوب و شمال ایران ایجاد می نماید. آغاز این جنگ که با حملات هماهنگ هوایی به بیت رهبری در تهران و شهادت رهبر انقلاب اسلامی، دهها نفر از مقامات سیاسی و نظامی و نیز جنایت بی سابقه جنگی در مدرسه شجره طیبه میناب بود، جهان اسلام و جامعه بین المللی را تکان داد، یکی از جدی ترین تاثیرات خود را در حوزه به اصطلاح «جهان ترک» نشان داد و پیامدهای عمیقی بر پروژه پانترکیسم برجای گذاشت. مراکز پان ترکیسم در ترکیه و جمهوری آذربایجان به عنوان دو رکن اصلی این پروژه، در موقعیتی دشوار و متناقض قرار گرفتهاند: از یک سو، پیوند فکری و امنیتی پان ترکیسم و صهیونیسم و وابستگی ساختاری به غرب (جبهه آنگلوساکسونی، ناتو و اسرائیل) آنها را فارغ از ادعاهای بیطرفی، در میدان، در صف مخالفان ایران قرار داد؛ بطوریکه فضای این کشورها و استعداد نظامی آنها از جمله پایگاه هایشان مورد بهره برداری محور متجاوز (امریکا و رژیم اسرائیل) قرار گرفت. از سوی دیگر، فشار افکار عمومی داخلی ترکیه و جمهوری آذربایجان و دست برتر ایران در این جنگ، دولت های این کشورها را به سمت نوعی احتیاط و حتی اعلام حمایت ضمنی از تمامیت ارضی ایران سوق داد.
- تأثیر جنگ رمضان بر فتنه های ژئوپلیتیکی پانترکیسم
جنگ رمضان و ایستادگی شدید ایران در مقابل تجاوز همهجانبه نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در قالب مانده ۵۱ منشور سازمان ملل، دو فتنه مهم ژئوپلیتیکی پانترکیسم را با چالشهای اساسی مواجه کرده است:
۲-۱. تاثیر بر پروژه ایجاد «جهان ترک» با محوریت سازمان کشورهای موسوم به ترک (OTS)
سازمان کشورهای ترک که قرار بود هسته مرکزی «جهان ترک» باشد، در عمل نتوانست موضعی منسجم در قبال جنگ رمضان اتخاذ کند. علاوه بر ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان که وابستگی امنیتی کمتری در مقایسه با باکو و آنکارا، به غرب دارند، بیطرفی محتاطانهای در پیش گرفتهاند. ترکیه نیز علیرغم عضویت در ناتو، از ترس سرایت بحران و پیامدهای امنیتی آن و با مشاهده پاسخ مقتدرانه ایران، از حمایت علنی از جنگ خودداری کرده است و حتی به نوعی جنگ علیه ایران را محکوم کرده یا اظهار نگرانی شدید کرده است. جمهوری آذربایجان برغم اظهار نگرانی، مانند جنگ ۱۲ روزه ، از محکومیت حمله به ایران خودداری کرده است. به این ترتیب، سازمانی که در گذشته همواره مدعی هماهنگی سیاست خارجی کشورهای عضو دستکم در مسایل کلان جهانی و منطقه ای بود، نتوانست در مورد این جنگ نظر واحدی ارایه بدهد. در واقع جنگ رمضان، هرچه بیشتر مبانی وجودی سازمان کشورهای ترک را با چالش مواجه ساخت.
۲-۲. تاثیر بر پروژه کریدور جعلی زنگزور (مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین المللی)
پروژه کریدور جعلی زنگزور یا دالان تورانی ناتو که برای اتصال مستقیم ترکیه به جمهوری آذربایجان از طریق تجزیه خاک ارمنستان طراحی شده بود، در نتیجه جنگ رمضان با بحران اساسی مواجه شده است. ایران که همواره مخالف تغییر ژئوپلیتیک مرزهای بین المللی قفقاز بوده، با تقویت موضع خود در قبال قفقاز، هرگونه تحرک در این مسیر را با چالش جدی مواجه کرده است. بدلیل اینکه، معادله ایران علیه زیرساخت ها و پایگاههای امریکایی و اسرائیلی، صرفا به جنوب خلیج فارس محدود نمی شود. در پساجنگ رمضان، کریدور ترامپ نمی تواند مسیری که در قبل از جنگ رمضان، طی می کرد، دنبال کند.
- آشکارتر شدن خطر پروژه کردستان بزرگ برای ترکیه
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ رمضان برای ترکیه، مسئله کُردها و خطر احیای پانکردیسم در منطقه و بطلان این نگاه اشتباه امنیتی در آنکارا بود که ترکیه به عنوان عضو ناتو، همواره در مقابل فتنه های غربی، مصونیت دارد. گفته می شود دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اوایل مارس ۲۰۲۶ با رهبران کرد عراقی و ایرانی (از جمله مسعود بارزانی، بافل طالبانی و مصطفی هجری) تماس گرفته و پیشنهاد پشتیبانی لجستیکی و هوایی برای راهاندازی یک حمله زمینی علیه ایران را مطرح کرده است. تمرکز نیروهای گروه های تجزیهطلب کرد ضدایرانی در اقلیم کردستان عراق و عزم آمریکا و رژیم صهیونیستی برای بکارگیری این عناصر در حمله زمینی احتمالی به ایران، تهدیدی وجودی برای تمامیت ارضی ترکیه ایجاد کرده است. به گونه ای که حتی طرفداران نهادی پان ترکیسم در ترکیه، مانند دولت باغچهلی (رهبر حزب حرکت ملی ترکیه و موتلف دولت اردوغان) علیرغم مواضع ضدایرانی، اعلام حمایت از تمامیت ارضی ایران کردند. همچنین شایعه منتشرشده مبنی بر اینکه اردوغان، رییس جمهوری ترکیه نیز گفته است در صورت حمله کردهای تجزیهطلب به ایران، ترکیه نیز به حمایت از ایران وارد جنگ خواهد شد، گرچه بعداً تکذیب شد، اما با توجه به تشدید اتخاذ مواضع سیاسی ضد اسرائیلی، حکایت از نگرانی شدید آنکارا داشت. دلیل این نگرانی روشن است: جمعیت کردهای ترکیه (بیش از ۲۰ میلیون نفر) دو برابر جمعیت کردهای ایران است و ضریب وفاداری تاریخی کردهای ایرانی به عنوان یک نژاد ایرانی با ضریب وفاداری ملی کردهای ترکیه قابل مقایسه نیست. بخش اعظم کردهای ترکیه براثر سیاست های پان ترکیستی و انکار هویت های غیرترک در ترکیه، در گذشته خواه ناخواه به سمت تمایلات جدایی طلبانه سوق داده شده اند. جنگ رمضان و حساب ویژه امریکا و رژیم اسرائیل روی جریان های تجزیه طلب کردی، نشان داد که توهمات پان ترکیسم برای تجزیه و تضعیف ایران، می تواند هزینه های ژئوپلیتیکی برای ترکیه ایجاد کند؛ خط و نشان های مقامات رژیم اسرائیلی که روابط ویژه ای با گروه های تجزیه طلب کُرد دارند، علیه مقامات ترکیه در اثنای جنگ رمضان، هر چه بیشتر احتمال این موضوع را تشدید ساخت. بنابراین این واقعیت تثبیت گردید که یکی از ثمرات ایران قوی، جلوگیری از تجزیه ترکیه در منطقه می باشد، کما اینکه یکی از ثمرات پیشتازی ایران در مقابله با تروریسم تکفیری، ایجاد امنیت برای اروپای ناسپاس بوده است.
- نقش پشتیبانی و تدارکاتی باصطلاح «جهان ترک» برای اسرائیل
پس از تحولات دو سال نسل کشی در غزه و شهادت بیش از هفتاد هزار فلسطینی، جنگ رمضان، نقش پشتیبانی و تدارکاتی حوزه موسوم به «جهان ترک» برای رژیم اسرائیل را بیشتر از هر زمان دیگری عیان ساخت که در دو زمینه قابل ارزیابی است:
۴-۱. «کریدور شمالی» و اهمیت استراتژیک آن برای اسرائیل
از زمان آغاز دور جدید نسل کشی در غزه از اکتبر ۲۰۲۳، و بدنبال اعمال محدودیت های ضداسرائیلی برای استفاده از تنگه باب المندب توسط یمن، و پس از آن مباحث مربوط به تنگه هرمز که نوید بخش شکست ایده کریدور عرب مد است، رژیم اسرائیل در حوزه ترانزیتی دچار مشکل شد. در چنین شرایطی نقش باصطلاح جهان ترک برای حمایت لجستیکی از اسرائیل عیان گردید؛ چرا که حملونقل کالا (اعم از انرژی و ارزاق) از کریدوری به نام «کریدور شمالی» (آسیای مرکزی با محوریت قزاقستان – جمهوری آذربایجان – گرجستان – ترکیه و از آنجا از طریق دو مسیر دریایی«بندر جیحان» و مسیر خشکی «کریدور داود» به اسرائیل) در مقایسه با گذشته اهمیت ویژه ای پیدا کرد.
۴-۲. افزایش فعالیت خط لوله اسرائیلی موسوم به باکو – تفلیس -جیحان
در طول جنگ رمضان نقش خط لوله باکو-تفلیس-جیهان (BTC) در تامین امنیت انرژی اسرائیل نمایان تر شد. در حالیکه برخی از کشورهای اروپایی و آسیای در جنگ رمضان و پس از آن به دلیل اعمال رژیم حقوقی بر تنگه هرمز دچار چالش های جدید در حوزه انرژی شده بودند، اما بیش از شصت درصد نفت مورد نیاز اسرائیل توسط این خط لوله تامین گردید و انسداد تنگه هرمز زیانی در حوزه انرژی متوجه رژیم تل آویو نگردید. منبع اصلی تامین نفت و سوخت از طریق این خط لوله، در وهله اول جمهوری آذربایجان و سپس قزاقستان و مسیر اصلی انتقال نیز ترکیه و بندر جیجان می باشد که هر سه عضو سازمان کشورهای ترک هستند. به دلیل انتقادات جهانی علیه این شریان انرژی و نقش آن در تقویت ماشین کشتار ارتش اسرائیل، رژیم تل آویو همواره نگران آسیب دیدن این خط لوله بود. بطوریکه سازمان موساد اسراییل در سکوت معنادار د.ت.خ، سازمان امنیتی جمهوری آذربایجان، گزارشهایی مبنی بر خنثیسازی طرحهای خرابکارانه علیه این خط لوله منتشر کرده و مدعی شدند که شهروندان جمهوری آذربایجان که در همکاری با ایران در صدد انفجار این خط لوله انتقال نفت از باکو به اسراییل بوده اند، دستگیر شده اند.
- ضرورت بازنگری در رویکرد کشورهای موسوم به جهان ترک
جنگ رمضان، شکافها و ضعف های مدل امنیتی متکی بر غرب یا مولفه های قومی را برای باصطلاح جهان ترک روشن ساخت. کشورهایی نظیر قزاقستان و قرقیزستان با مشاهده فروپاشی نظامی متحدان امریکا در خلیج فارس و ضعف های مدل امنیتی ترکیه و جمهوری آذربایجان، به طور اساسی در اتکا به آمریکا و اسرائیل تردید کرده و به سمت متوازنسازی روابط با روسیه، چین، پاکستان و ایران حرکت کردهاند. این تردید بنیادین، یکی مهمترین دستاورد راهبردی جنگ رمضان برای منطقه و همزمان، بزرگترین شکست پروژه باصطلاح «جهان ترک» مبتنی بر امنیت غربمحور است. دفاع هجومی ایران در خلیج فارس و دستاوردهای آن نشان داد که تکیه تمام عیار جمهوری آذربایجان به اسرائیل و اتکاء ترکیه به ناتو، و میزبانی از پایگاه های بیگانگان، امنیت و توسعه پایدار برای آنها ایجاد نخواهد کرد؛ در این روند، اعلام این موضوع که در جریان جنگ رمضان، بین ۴ تا ۳۰ مارس ۲۰۲۶، سامانههای پدافند هوایی ناتو در شرق مدیترانه و نه ترکیه، چهار موشک بالستیک که به سمت حریم هوایی ترکیه شلیک شده بودند، رهگیری و ساقط کردند، به لحاظ نظامی معنادار بود. مطرح شدن محور اسرائیل – یونان – قبرس، طرح ایجاد ناتوی جدید از سوی ترامپ که در آن اسرائیل محوریت خواهد داشت، و تهدید مستقیم ترکیه توسط تل آویو، همگی نشانه فروپاشی ارکان امنیتی مدنظر باکو و آنکاراست، بویژه اینکه تصور آنها این بود که با همکاری با اسرائیل در سقوط دولت قانونی سوریه، محور مقاومت بشدت تضعیف و از بین خواهد رفت؛ اما جنگ رمضان، در میدان واقعیات دیگری را نمایان ساخت. در واقع نظم پسا جنگ ایران و امریکا، الزامات جدی به باکو و آنکارا برای بازنگری در فتنه آنگلوساکسونی جهان ترک تحمیل کرده است که مقاومت در برابر آن، هزینه ساز خواهد بود.
- پیوند رسانه ای پان ترکیسم با صهیونیسم
در جریان جنگ رمضان، رسانههای اسرائیلی و پانترک همسو عمل کردند. این هماهنگی در پوشش خبری جهتدار جنگ و تلاش برای توجیه حملات به ایران، ماهیت «خدمتگزاری رسانههای جهان ترک به صهیونیسم» را بیش از پیش آشکار ساخت. بطوریکه برخی از رسانه ها و کانال های پان ترکیستی، در انتشار اخبار خاص جنگ، پیشتاز بودند و باصطلاح خبر اول را منتشر می کردند که حاکی از ارتباط ویژه آنها با محافل امنیتی رژیم اسرائیل می باشد. استناد مقامات امریکا به برخی از کانال های جمهوری آذربایجان و ترکیه برای ایجاد فضای عملیاتی علیه ایران و محور مقاومت، از این منظر قابل تامل می باشد. به عنوان نمونه دونالد ترامپ ویدیویی مربوط به اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ در ایران را بنقل از کانال یوتیوبی کانال ۱۳ آذربایجان در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی Truth Social به اشتراک گذاشت و مدعی سقوط مشهد گردید. ویدیوی به اشتراک گذاشته شده توسط ترامپ، توسط کانال مذکور به زبان انگلیسی تهیه شده بود.
- استفاده از پایگاههای ترکیه و جمهوری آذربایجان و مشارکت در جنایات جنگی اسرائیل و آمریکا
علیرغم هیاهو و رویکرد انکاری جریان پان ترکیسم، در جنگ رمضان، امریکا و اسرائیل از جغرافیای جمهوری آذربایجان و ترکیه برای حملات به ایران استفاده کردند؛ گستردگی این موضوع به حدی بود که شهروندان ایرانی بویژه در مناطق مرزها، با رصد چشمی، شاهد پروازهای رفت و برگشت هواپیماها و پهپادهای امریکایی و اسرائیلی برای حمله به ایران از جمله مناطق آذری نشین بودند. گرچه ترکیه اعلام کرده است که به آمریکا و اسرائیل اجازه استفاده از پایگاه اینجرلیک برای حملات به ایران را نداده است، اما گزارشهای متعدد نشان داد که علیرغم تلاش لابی قومی برای تطهیر باکو و آنکارا، ناتو از پایگاههای مستقر در ترکیه (از جمله رادار کورجیک) برای رهگیری موشکهای ایرانی استفاده کرده است. همچنین، پهپادها و هواپیماهای بدون سرنشین اسرائیلی از پایگاه ها و همچنین حریم هوایی جمهوری آذربایجان برای عملیاتهای اطلاعاتی، شناسایی و تهاجمی بهره بردهاند. این موضوع، انزجار از سیاستهای حاکم بر ترکیه و جمهوری آذربایجان را در میان ملل مسلمان و بخصوص در ایران و محور مقاومت و همچنین در میان مردم ترکیه و جمهوری آذربایجان تشدید کرد.
- افزایش انزجار عمومی در ایران و به ویژه در مناطق آذریزبان از سرسپردگان پان ترکیسم
در نتیجه جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، و آشکار شدن ابعاد مختلفی از پیوند پان ترکیسم و صهیونیسم، و بخصوص در جنایاتی نظیر حملات هوایی به تبریز و کشتار غیرنظامیان، واکنشهای گسترده مردمی در ایران شکل گرفت. در تجمعات خیابانی در مناطق آذریزبان ایران، مردم در تبریز، اردبیل، زنجان و ارومیه، بارها شعارهایی حاوی ضرورت تنبیه حکومت جمهوری آذربایجان و هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا و ناتو در ترکیه، و نیز پایگاههای غیررسمی اسرائیل در جمهوری آذربایجان سر داده شد. این شعارها نشان می دهد که مردم آذریزبان ایران، برخلاف ادعاهای پانترکیستها، به خوبی اهداف خصمانه سیاستهای باکو و آنکارا از جمله دلیل انسداد شش ساله مرز زمینی جمهوری آذربایجان با ایران را تشخیص می دهند و تضاد شعارهای ایدئولوژیکی آنها را با هویت ایرانی-اسلامی خود مدنظر دارند. در همین برهه، داستان غم انگیز «حلما»، دختر خردسالی که تنها بازمانده از یک خانواده آذریزبان در نتیجه حمله هوایی ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی به تبریز بود، بازنشر جهانی داشت و این داستان که در شبکههای اجتماعی به سرعت منتشر شد، یکی از نمادهای جنایات جنگی علیه غیرنظامیان ایرانی گردید، اما با سکوت معنادار باکو و آنکارا و محافل پان ترک مواجه شد و بی اساس بودن شعارهای الهام علیاف و اردوغان مبنی بر حمایت از حقوق آذریهای ایران را نشان داد.
- برملا شدن هرچه بیشتر فقدان پایگاه مردمی پانترکیسم در ایران
یکی از مهمترین نتایج جنگ رمضان، آزمون تجربی و عملی میزان نفوذ پانترکیسم در میان تودههای آذریزبان ایران بود. تجمع، بیانیه یا اعلام همبستگی با پانترکهای وابسته به آمریکا و اسراییل در طول جنگ در ایران رخ نداد. در همین حال، برغم ادعای کانون های پان ترک در خصوص تعمّد آنها برای عدم مداخله آشکار، تحرکات گسترده انجمن های باصطلاح حقوق بشری قومی در اروپا برای تخریب ایران در مجامع بین المللی و همراهی رسانه های گروه قومگرا و پان ترک در حمایت از آمریکا و اسراییل، نشان داد که آنها هیچ ملاحظه ای برای همراهی با تل آویو و واشنگتن ندارند اما به دلیل فقدان پایگاه اجتماعی، ظرفیتی برای اثر گذاری ندارند. بویژه اینکه در جنگ رمضان، خشم عمومی مردم در حوزه آذری زبان ایران متوجه باکو و آنکارا شد و در سخنرانی ها، رجزخوانی ها، کلیپ های حماسی و شعارها نمایان گردید. مردم تبریز و اردبیل که پانترک ها همواره مدعی اثرگذاری بر آنها بودند، شعارهای خودجوش علیه حکومت جمهوری آذربایجان و پایگاههای نظامی ترکیه و خط لوله باکو – تفلیس -جیجان سر دادند. رویکرد های ملی تیم تراکتور در خصوص جنگ رمضان و انتخاب نمادی مرتبط با دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب در طراحی یکی از لباسهای فصل تیم تراکتور، نیز پیام ویژه ای برای قوم گرایان ضدایرانی داشت. این رویدادها، افسانه وجود «جداییطلبی آذری در ایران» را بار دیگر بایگانی کرد و واقعیت هویت ملی ایرانی-اسلامی در این مناطق و نقش هویت بان تبریز جان را به طرز انکارناپذیری به نمایش گذاشت، بطوریکه اندیشکده ها و کانون های اروپایی نیز با اشاره به شکست طرح «اسرائیل بزرگ»، به نقش تاریخی آذریها و دیگر اقوام در صیانت از ایران واحد اذعان کردند. رسانههای ایرانی نیز با پوشش گسترده این تجمعات، نشان دادند که جریانهای پانترکیستی در ایران هیچ گونه پایگاه مردمی ندارند. همدلی مردم عادی در ترکیه و جمهوری آذربایجان با ایران (علیرغم سیاستهای خصمانه پان ترکیسم و حتی دولتهای متبوع این کشورها) نیز نشان داد که دههها تبلیغات هویتی پانترکیسم برای معرفی ایران و فارسها به عنوان «دشمن»، موفق نبوده است.
- عیان شدن نفاق و سرسپردگی عناصر قومیت گرا در داخل ایران
در داخل ایران، عناصر قومیتگرا که به عنوان مهرههای سرسپرده پیوند تاریخی صهیونیسم و پان ترکیسم عمل میکنند، با اتخاذ سکوت در قبال جنایات رژیم اسرائیل و امریکا، ماهیت نفاق آمیز خود را هر چه بیشتر نمایان ساختند. افرادی که برای یک موضوع زیست محیطی و یا آموزش زبانی، با تحریف واقعیات، دهها پست در شبکه های اجتماعی بارگذاری کرده و انسجام ملی را نشانه می رفتند، در طول جنگ و پس از آن حاضر نشدند که سلب حق حیات آذریها و دیگر شهروندان ایران توسط جانیان بین المللی تحت تعقیب در دیوان بین المللی کیفری را محکوم سازند. در سایه جنگ رمضان، افشای همسویی کامل این جریانها با محور عبری – آنگلوساکسونی و سکوت در قبال جنایات جنگی در تبریز و دیگر شهرهای ایرانی، ظرفیت فریبکاری اجتماعی آنها را در ایران به شدت تضعیف کرده و این جریانها برای بازسازی وجهه خود، ناچار به کاهش فعالیتهای علنی شدهاند.
نتیجه آنکه، جنگ رمضان (جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران)، با رسوا کردن جریان پان ترک و نمایش پیوند ضدایرانی- اسلامی آنها با صهیونیسم، نشان داد که همانطوریکه در خلیج فارس و تنگه هرمز، رفتار ایران به عقب باز نخواهد گشت، در منطقه قفقاز نیز گفتمان مقتدرانه جدیدی حاکم خواهد شد. همانطوریکه امریکا و متحدانش در تنگه هرمز ناچار به همراهی با رویکرد حقوقی ایران که مبتنی بر حقوق بین الملل می باشد، هستند، در قفقاز نیز که «خانه تاریخی و تمدنی ایرانیان» می باشد، کشورها وابسته به محور آنگلوساکسونی، ناچار به همراهی با مدل ایرانی همگرایی، توسعه و ثبات در قفقاز خواهند شد.
پایان
پیام بگذارید