🔹بر اساس داده‌های پراکندگی جمعیت کردها، بر مبنای داده‌های آماری «کتاب حقایق جهان» متعلق به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، می‌توان به یک گزاره ژئوپلیتیکی و امنیتی دست یافت که نشان می‌دهد برخلاف برخی تصورات، ترکیه متضرر اصلی تضعیف حکومت مرکزی ایران خواهد بود. این نقشه، گرانیگاه جمعیتی و پتانسیل بحران‌های داخلی در منطقه را به وضوح ترسیم می‌کند.

🔸 آمار جمعیتی در این معادله به مثابه پاشنه آشیل ترکیه عمل می‌کند. بر اساس داده‌های موجود، حدوداً جمعیت کردها در ترکیه ۱۸ میلیون نفر، در ایران ۸ میلیون نفر، در عراق ۵ میلیون نفر و در سوریه ۲ میلیون نفر است. این ارقام نشان می‌دهد که جمعیت ۱۸ میلیونی کردهای ترکیه، بیش از دو برابر کردهای ایران و حتی بیش از مجموع کردهای ایران، عراق و سوریه است.

🔹 با توجه به این توزیع جمعیتی، هرگونه ظهور ناسیونالیسم کردی یا تغییر مرزها در منطقه، پیش از هر کشوری تمامیت ارضی ترکیه را هدف قرار می‌دهد. ترکیه به دلیل در اختیار داشتن بزرگترین اقلیت کرد، بالاترین پتانسیل را برای درگیری با بحران‌های عمیق داخلی داراست و تغییرات ژئوپلیتیک مستقیماً امنیت ملی آن را تهدید می‌کند.

🔸 مناطق کردنشین این چهار کشور دارای پیوند کامل جغرافیایی هستند که زمینه‌ساز یک اثر دومینوی ویرانگر است. اگر حکومت مرکزی ایران تضعیف شود و منطقه کردنشین آن با ۸ میلیون جمعیت به سمت خودمختاری یا جدایی حرکت کند، یک کمربند قدرتمند و مستقل از شمال عراق تا غرب ایران شکل خواهد گرفت.

🔹 ایجاد چنین موجودیت سیاسی جدیدی در مرزهای شرقی ترکیه، الهام‌بخش و محرک اصلی ۱۸ میلیون کرد داخل خاک ترکیه برای پیوستن به این بلوک خواهد شد. در چنین سناریویی، جلوگیری از این موج تجزیه‌طلبانه برای آنکارا عملاً غیرممکن بوده و پیامدهای ویرانگری برای ثبات این کشور به همراه خواهد داشت.

🔸 از منظر استراتژیک، این روند به معنای فروپاشی بلندمدت برنامه‌های ترکیه خواهد بود. آنکارا دهه‌هاست که به دنبال تبدیل شدن به هژمون منطقه‌ای، هاب انرژی و بازیگر کلیدی در کریدورهای اقتصادی بین‌المللی نظیر (کریدور جعلی زنگزور) یا (جاده توسعه عراق) است؛ اما (با فرض) تجزیه ایران، فاز استراتژیک ترکیه را از (توسعه) به (بقا) تغییر خواهد داد.

🔹 در صورت بروز خلاء قدرت در ایران، ترکیه مجبور است تمام بودجه نظامی و توان دیپلماتیک خود را از توسعه نفوذ منطقه‌ای، به حفظ بقا و جلوگیری از جنگ داخلی معطوف کند. یک ایران ضعیف به معنای مرز شرقی کاملاً بی‌ثبات برای ترکیه است که تمام سرمایه‌گذاری‌های ترانزیتی و اقتصادی آنکارا در شرق را نابود می‌کند.

🔸 در معادلات ژئوپلیتیک منطقه و به‌رغم رقابت‌های تاریخی تهران و آنکارا، یک حکومت مرکزی مقتدر در ایران به عنوان یک «ضربه‌گیر» و شریک نانوشته برای ترکیه در برابر جریان‌های تجزیه‌طلب عمل می‌کند. اگر سد امنیتی ایران بشکند، ترکیه باید به تنهایی بار یک جنبش ۳۵ میلیون نفری را به دوش بکشد.

🔹 فشار این جنبش می‌تواند باعث جدا شدن بخش‌های وسیعی از خاک ترکیه شود. داده‌ها ثابت می‌کند که تضعیف حکومت مرکزی ایران برای ترکیه نه یک پیروزی، بلکه یک «کابوس امنیتی» (و مقدمه تجزبه ترکیه در چارچوب راهبرد اسرائیل بزرگ) است. ترکیه با ۱۸ میلیون کرد ساکن در امتداد مرزهای پرالتهاب سوریه، عراق و ایران، بزرگترین بازنده این تغییرات خواهد بود و بی‌ثباتی در تهران مستقیماً به بحران موجودیتی در آنکارا منجر خواهد شد.

منبع : محسن جوادی، کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد