به فاصله اندکی پس از حملات اسرائیل به فازهای ۳، ۴، ۵ و ۶ تاسیسات گازی پارسجنوبی در عسلویه ، بندر انزلی و تاسیسات نظامی و راهبردی ایران در دریای کاسپین شاهد سنگین ترین حملات رژیم اسرائیل بود که طی آن چند کشتی نظامی، بخش هایی از بندر، اداره کل گمرک، سازمان کشتیرانی، مراکز نظامی منطقه و فرودگاه رشت آسیب دیدند.
با توجه به زیرساخت های گسترده انرژی رژیم اسرائیل در جمهوری آذربایجان و دریای کاسپین، این سوال راهبردی در افکار عمومی مطرح است که آیا بین اقدام تجاوزکارانه رژیم اسرائیل یعنی حمله به تاسیسات راهبردی پارس جنوبی و تلاش برای تضعیف توان نظامی ایران در دریای کاسپین ارتباطی وجود دارد؟ در پاسخ به این سوال و تشریح فرصت راهبردی – نظامی که قفقاز برای به زانو در آوردن رژیم اسرائیل در جنگ سرنوشت ساز رمضان دارد، هفت نکته تبیینی قابل طرح است:
اول؛ تاسیسات انرژی در جمهوری آذربایجان در حال حاضر تنها «تاسیسات ثابت فرامرزی» تامین نفت و سوخت (اعم از سوخت جنگنده ها، تانک و بنزین) برای رژیم اسرائیل می باشد. جمهوری آذربایجان و قفقاز تنها منطقه در خارج از فلسطین اشغالی است که در آنجا خط لوله ویژه اسرائیل مستقر می باشد. خط لوله ۱۷۷۰ کیلومتری باکو – تفلیس- جیحان با ظرفیت انتقال روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت، از سال ۲۰۰۵ وظیفه تامین ۶۰ تا ۸۰ درصد نفت مورد نیاز رژیم اسرائیل را به عهده دارد و به همین دلیل در محافل سیاسی، به عنوان «خط لوله اسرائیلی» شناخته می شود. به همین دلیل تامین امنیت آن از همان سال ۲۰۰۵ توسط پهپادهای هرون و هرمیس اسرائیلی صورت می گیرد. پالایشگاه های باکو و صنایع نفتی سومگائیت نقش اصلی را در تامین سوخت و بنزین جنگنده ها و ماشین کشتار رژیم اسرائیل دارند. به همین جهت نیز مقامات رژیم صهیونی که در سالهای اخیر در همه حوزه های نظامی، سیاسی ، انرژی، تجاری و سایبری جمهوری آذربایجان نفوذ کرده اند، به صراحت اعلام کرده اند که جمهوری آذربایجان نه صرفا متحد، بلکه «دارایی استراتژیک اسرائیل» می باشد. بنابراین جمهوری آذربایجان تنها کشوری است که ضربات مشروع به زیرساخت های نظامی و انرژی آن، مستقیما به اسرائیل ضربه می زند.
دوم؛ دولت باکو بمانند عملکرد ضدایرانی اش در جنگ ۱۲ روزه که سقوط تهران را حتمی می دانست، در جنگ رمضان نیز از همان ابتدا نه تنها حریم هوایی خود را به روی پهپادها و جنگنده های اسرائیلی و امریکا گشوده است بلکه تعدادی از پایگاههای این کشور از جمله باکو، لنکران، زنگیلان، سیتالچای و ناسوسنایا (Nasosnaya )، محل برخاست و نشست جنگنده ها و پهپادهای رژیم اسرائیل و امریکا هستند؛ مقامات ایرانی ازجمله وزیر امورخارجه مجدد در گفتگوی تلفنی با همتای آذربایجانی اش در ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ و همچنین شهید امیر سرتیپ نصیرزاده وزیر دفاع در سفر ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ خود به باکو، به مقامات جمهوری آذربایجان هشدار داده بودند که هر کشوری که قلمرو خود را در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار دهد، هدف مشروع ایران است؛ اما تغییری در رویه الهام علی اف که در همه ابعاد شخصی و حکومتی با صهیونیستها عقد اخوت بسته، ایجاد نشده است. از اینرو به طور طبیعی، در همان هفته اول جنگ رمضان، تنبییه رژیم باکو در دستور کار قرار گرفت، اما بلافاصله لابی های نفوذی قومی که سالهاست از دلارهای کثیف نفتی باکو متنعم بوده و در مراکز سیاسی، امنیتی و نظامی نفوذ کرده اند و به عنوان بخشی از شبکه نفوذ انگلیس – رژیم صهیونی فعالیت می کنند، با گرا دادن به باکو، تلاش کردند مانع مجازات سخت تامین کننده انرژی و سوخت رژیم صهیونی و دارایی استراتژیک آن بشوند.
سوم؛ به دنبال این موضوع، حکومت باکو با همراهی رژیم تل آویو و پس از کارانداختن موقت تعدادی از سامانه های پدافندی خود، در یک خود زنی آشکار و پیشدستانه، دو پهپاد را به زمین خالی در اطراف فرودگاه نخجوان به زمین زدند. پس از آن، در آنسوی مرز، الهام علی اف سرمستانه با تروریستی خواندن ایران به یاوه گویی، مظلوم نمایی و تهدید پرداخت؛ و در این سوی مرز نیز، مشتی لابی خائن قومی مقدس مآب که بویژه در ساختارهای سیاسی نفوذ دارند و روزی پرونده سیاه شان برای ملت عیان خواهد شد، با ایجاد هیاهو و القائات کذب مانند اینکه: نباید جبهه جدیدی باز شود، آذربایجان تنها راه ارتباط امن با روسیه است. آنجا تنها مسیر تامین ارزاق است و … درخواست عذرخواهی از همسایگان، عدم تنبیه مبداهای تجاوز در شمال کشور و محدود کردن عملیات به جنوب کشور را که مطلوب تل آویو است، مطرح ساختند.
چهارم؛ هدف اصلی این فتنه نفوذی ها، نجات دولت جمهوری آذربایجان به عنوان دارایی استراتژیک و شریک جنایات رژیم صهیونی و امریکا، خرید زمان برای وارد کردن ضربات بیشتر به ایران، سوزندان فرصت طلایی تهران برای بهره برداری از ظرفیت جمهوری آذربایجان و قفقاز جهت تغییر بنیادین معادلات در جنگ رمضان می باشد. به همین دلیل و در ادامه، همزمان با نمایش مضحکانه ارسال کمک های بشردوستانه از جمهوری آذربایجان به ایران، تریبون های دولتی باکو که تا چند روز قبل به توهین و سیاهه نمایی علیه ایران در جنگ رمضان پرداخته و مدعی شکست تهران بودند ، در چرخشی آشکار و بی سابقه در دو دهه اخیر، انتقاداتی علیه امریکا و اسرائیل انجام دادند تا لابی نفوذی قومی شان در ایران از این نمایش رسانه ای برای تطهیر چهره دولت باکو و تحمیق هرچه بیشتر مقامات تصمیم گیر در ایران استفاده نمایند.
پنجم؛ با تشدید فرایند جنگ و حملات جنون آمیز اسرائیل به تاسیسات پارس جنوبی که ناشی از نوعی استیصال می باشد، رژیم اسرائیل به این برآورد رسیده است که در تلافی این حملات وحشیانه، ایران علاوه بر تاسیسات انرژی و نظامی در کشورهای عربی خلیج فارس، زیرساخت های انرژی و نظامی در جمهوری آذربایجان و خط لوله اسرائیلی باکو – تفلیس – جیحان را نیز هدف قرار خواهد داد. به دلیل آنکه اثرات حمله به این تاسیسات، مشابه اثرات حمله مستقیم به تاسیسات انرژی رژیم اسرائیل در حیفا، لویتان و قاریش است. برخلاف برخی نمانیدگان صهیون که مدعی شده اند اسرائیل تاسیساتی مانند پارس جنوبی ندارد تاسیسات انرژی جمهوری آذربایجان در دریای کاسپین از پایانه نفتی سنگچال تا پالایشگاه باکو و خطوط لوله انتقال انرژی بویژه باکو -جیجان، همگی «پارس جنوبی» های اسرائیل در منطقه هستند. دقیقا با همین باور، و برای اطمینان دادن به دولت علی اف ، رژیم اسرائیل همان روز تجاوز نظامی به پارس جنوبی، حملات سنگینی به توان نظامی ایران در دریای کاسپین انجام داد تا به زعم خود مانع از ضربات نظامی ایران به منافع مستقیم اسرائیل در تاسیسات انرژی و نظامی جمهوری آذربایجان شود.
ششم؛ بزرگترین منافع انرژی فرامرزی مثلث رژیم اسرائیل، امریکا و انگلستان پس از خلیج فارس، در جمهوری آذربایجان و حوزه کاسپین قرار دارد. سراسر جمهوری آذربایجان مملو از زیرساخت های انرژی، تجاری، بانکی، بندری و سایبری و نظامی از جمله کارخانه پهپاد سازی رژیم صهیونی در باکو است که در آنها تل آویو، واشنگتن و لندن منافع مستقیم دارند. جمهوری آذربایجان علاوه بر تامین مستقیم سوخت و نفت رژیم تل آویو، از زمان نسل کشی غزه با ایجاد یک کریدور از آسیای مرکزی به اسرائیل در تامین ارزاق و مصالح مورد نیاز اسرائیل و اعزام سرباز مزدور به ارتش صهیونی نقش برجسته ای داشته و شریک جنایات این رژیم در نسل کشی بیش از هفتاد هزار فلسطینی محسوب می شود. همچنین شرکت های نزدیک به ترامپ نیز سرمایه گذاری های مستقیمی در جمهوری آذربایجان و ارمنستان دارند و این روند پس از تبدیل کریدور جعلی زنگزور به مسیر ترامپ شدت گرفته است .
هفتم؛ با توجه به آنچه گفته شد، و در یک بینش راهبردی، در کنار اقدامات موثر نظامی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز، حملات مشروع ایران به زیرساخت های انرژی و نظامی جمهوری آذربایجان می تواند معادلات جنگ رمضان را هرچه بیشتر به نفع تهران تغییر و ضربات مستقیمی متوجه اسرائیل نماید. بویژه اینکه اسرائیل البته به درستی این برآورد را دارد که جنگ زیرساخت های انرژی و نظامی در خلیج فارس، تاثیر مستقیمی بر منافع این رژیم ندارد و تنها به از بین رفتن زیرساخت های انرژی ایران و کشورهای عربی خلیج فارس کمک می کند که هر دو، مطلوب تل آویو است؛ اما در صورت گسترش نبرد به منافع نظامی و انرژی اسرائیل در جمهوری آذربایجان و قفقاز، نه تنها رژیم تل آویو بلکه امریکا و انگلستان که میلیاردها دلار سرمایه گذاری در این منطقه دارند، بشدت متضرر خواهند شد، و ضریب شوک قیمتی به بازار انرژی جهانی نفت و گاز افزایش خواهد یافت. به دلیل اینکه پس از جنگ اوکراین، جمهوری آذربایجان با صادرات سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب گاز از طریق خط لوله ترانسآدریاتیک (TAP)، در تامین گاز شانزده کشور اروپایی نقش مستقیم دارد. دولت باکو با خیانت به مردم خود، و با بی توجهی مکرر به هشدارهای برادرانه تهران، و واگذاری زمین، هوا و دریا به اسرائیل و امریکا برای حملات به ایران، و دپو کردن هزاران تکفیری انتقالی از سوریه و لیبی در پشت مرزها برای کشتار مردم ایران از جمله آذریهای غیور در شمالغرب در ساعت مدنظر تل آویو، از مدت ها پیش همه پیوندهای خویشاوندی و همسایگی با ایران را دریده است؛ بنابراین از منظر حقوق بین الملل، حملات به منافع امریکا و اسرائیل در جمهوری آذربایجان به دلیل تبدیل آن به بخش مهمی از میدان جنگ رمضان، حق مشروع تهران است. اکنون، با حملات اسرائیل به مراکز نظامی و راهبردی ایران در دریای کاسپین و خسارات به تاسیسات پارس جنوبی و دیگر زیرساخت های غیرنظامی ایران ، زمان طلایی بهره برداری از ظرفیت های جمهوری آذربایجان و قفقاز برای تغییر هرچه بیشتر معادلات جنگ رمضان و مجازات سخت شرکای باکویی نتانیاهو و ترامپ است؛ همزمان مجازات نمادین تعدادی از عناصر نفوذی پان ترک و خائن در میدان ساعت تبریز می تواند به لحاظ تاریخی، معنادار باشد. این فرصت بی سابقه ای است که به برکت خون هزاران شهید ایجاد شده است و آیندگان در این خصوص قضاوت خواهند کرد. همچنین برای تنبیه مشارکت شرارت بار باکو با تل آویو کافی است دست مردم تبریز،اردبیل ،ارومیه و زنجان برای حمایت از مردم جمهوری آذربایجان باز گذاشته شود.
*دکتر احمد کاظمی پژوهشگر ارشد مسایل قفقاز
پیام بگذارید