(به مسلخ بردن ارامنه در پرتو طرح های ژئوپولیتیکی محور ساکسونی-صهیونی – تورانی)
برهان حشمتی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: شواهد تاریخی، حقوقی، سیاسی و عملکردهای پیشین نشان میدهد که نیکول پاشینیان صلاحیت حقوقی و اخلاقی برای «حاتمبخشی» درباره آینده قراباغ کوهستانی و نادیده گرفتن حقوق ساکنان بومی و صاحبان تاریخی آن را ندارد. قراباغ/ آرتساخ همانگونه که ایران نیز بارها تاکید کرده بخشی از خاک جمهوری آذربایجان است ولی این بهمعنای تایید حق باکو برای پاکسازی قومی قراباغ، از بین بردن آثار تاریخی و دینی این منطقه و تضییع حقوق اقلیت ارمنی این منطقه که رهبر شهید ایران بر امنیت آنها در جریان جنگ دوم قراباغ تاکید کرده بود، نیست.
نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان که این روزها سرگرم آمادگی برای انتخابات پارلمانی ژوئن ۲۰۲۶ است در اظهارات بی سابقه در سخنرانی خود در روستای کورنیدزور مدعی شد سرزمینهایی که ایروان به از دست دادن شان در مناقشه قراباغ متهم میشود، هرگز به این کشور تعلق نداشتند و این ادعا که ارمنستان سرزمین خود را از دست داده، نادرست است. وی در اظهاراتی خطاب به مردم این کشور درباره منطقه قراباغ پرسید «چطور آن سرزمین مال ما بود؟ در آنجا مدرسه، مهدکودک و کارخانه ساختیم، زندگی کردیم… اما اساساً، مال ما نبود». پاشینیان در ادامه حتی پا را فراتر از الهام علی اف گذاشته و مدعی شد جنبش موسوم به قراباغ را که در سال ۱۹۸۸ آغاز شد، اشتباهی مرگبار توصیف کرد.
قراباغ در دوره شوروی به عنوان ولایت خودمختار بخشی از جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی بود و از آنجا که مرزهای جماهیر شوروی در اعلامیه آلماتی ۱۹۹۱ به رسمیت شناخته شد، ایران بارها بر تعلق قراباغ به جمهوری آذربایجان و در عین حال بر حقوق تاریخی، فرهنگی و دینی ارامنه قراباغ تاکید می کرد. با وجود این، سخنان اخیر نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، مبنی بر اینکه « قراباغ کوهستانی هرگز به ارمنستان تعلق نداشته است»، از جنبههای گوناگونی قابل ارزیابی است:
۱. نخستین اظهارنظر صریح یک مقام عالیرتبه ارمنستان
برای نخستین بار است که یک مقام عالیرتبه ارمنستان با صراحت و بدون ملاحظات معمول دیپلماتیک، درباره عدم تعلق قراباغ به ارمنستان اظهارنظر میکند. این رویکرد، در تضاد آشکار با رویهای است که در دهههای گذشته توسط مقامات ارمنستان و حتی مواضع خود نیکول پاشینیان، نخست وزیر کنونی ارمنستان از جمله شکایات ایروان از جمهوری آذربایجان به دلیل نقض حقوق ارامنه قراباغ در دیوان بین المللی دادگستری و دیوان بین المللی کیفری و متهم کردن باکو به اعمال تبعیض نژادی در فاصله سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ می باشد.
۲. تضاد با واقعیتهای تاریخی حضور ارامنه در قراباغ
این دیدگاه پاشینیان با شواهد تاریخی حضور ارامنه در قراباغ کوهستانی در تضاد است:
– اماکن تاریخی و دینی: صومعههایی مانند دادوانک Dadivank (سدههای ۹-۱۳ میلادی) و گاندزاسار Gandzasar (سدههای ۱۲-۱۳ میلادی) و کلیساهای متعدد در شوشی، هادروت و مارتاکرت، گواه تاریخ چندصدساله و در برخی مناطق بیش از هزار سال حضور ارامنه در قراباغ هستند.
– منابع ارمنی و ایرانی: در منابع سدههای میانه، قراباغ بخشی از منطقه آران (قفقاز جنوبی) و ارمنیه بوده که ارامنه و آلبانیاییهای قفقاز در آن میزیستند. در طول تاریخ، قراباغ بخشی از ایران بود و خانات قراباغ (سده۱۸) توسط خاندانهای ایرانیالاصل اداره میشد، اما جمعیت ارمنی مناطق کوهستانی از خودمختاری نسبی در قالب ولایت یا خان نشین برخوردار بود.
۳. تضاد با مواضع پیشین پاشینیان و دیگر مقامات ارمنی
این سخنان با ادعاهای پیشین خود پاشینیان و دیگر نخستوزیران و روسای جمهوری ارمنستان در تناقض است. برای مثال، در سال ۲۰۱۹ (میلادی)، خود نیکول پاشینیان به همراه آننا، همسر اش که اخیرا به دلیل نامتعیّن بودن رفتار پاشینیان از وی جدا شد، به خانکندی (یا استپاناکرت) سفر کرد و در میدان اسبدوانی شهر شوشی ، رقص محلی «یاللی» (که در جمهوری آذربایجان نیز رایج است) اجرا نمود و اعلام کرد: « قراباغ متعلق به ارمنستان است، نقطه سر خط.» این اقدام به تحریک شدید جمهوری آذربایجان انجامید و یکی از زمینههای تشدید تنشها پیش از جنگ دوم قراباغ (پاییز ۲۰۲۰) بود که سرانجام با پیشروی نظامی جمهوری آذربایجان با فرماندهی نظامیان اسراییل و ترکیه و بکارگیری نیروهای تکفیری منتقل شده از سوریه و خروج تبانی شده نیروهای ارمنستان از منطقه همراه شد. بنابراین برای افکار عمومی این سوال مهم است که دلیل چرخش ۱۸۰ درجه ای پاشینیان در خصوص قراباغ چیست؟ که در سطور آتی به آن اشاره خواهد شد.
۴. تضاد با رویه سیاسی و بودجهای دولت ارمنستان
طی چند دهه، دولت ارمنستان سالانه در بودجه خود برای قراباغ کوهستانی ردیف هزینه پیشبینی میکرد و به نوعی تعلق آن به ارمنستان را مدعی میشد و این رویه در دوره نخست وزیر خود پاشینیان پس از براندازی دولت سرژ سارکیسیان نیز با همان رویه قبلی جاری بود. پاشینیان در مجلس ارمنستان (آوریل ۲۰۲۴) گفت: دولت او در بازه زمانی سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ جمعاً ۵۳۸ میلیارد درام ارمنستان برای قراباغ هزینه کرده است که این رقم به دلار آمریکا حدوداً برابر ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار می شود.
۵. عدم صلاحیت حقوقی پاشینیان برای اظهارنظر درباره وضعیت حقوقی قراباغ
از نظر حقوقی این پرسش مطرح است: آیا پاشینیان اساساً صلاحیت اظهارنظر درباره هویت و تعلق تاریخی قراباغ را دارد؟ در جریان جنگ دوم قراباغ، پاشینیان بارها گفته بود که طرفهای اصلی مناقشه عبارتند از جمهوری آذربایجان و ارامنه قراباغ کوهستانی (جمهوری خودخوانده آرتساخ). بر این اساس، وی عملاً خود را فاقد صلاحیت برای تصمیمگیری از جانب ارامنه قراباغ معرفی میکرد. اکنون با اظهارنظر اخیر، این موضع قبلی را نادیده گرفته است. در واقع این ارامنه قراباغ -به عنوان ساکنان بومی این منطقه که از آنجا اخراج شده اند – و جنبش های قراباغی هستند که صلاحیت اظهار نظر در خصوص قراباغ را دارند.
۶. تناقض در دیدگاه های پاشینیان درباره قراباغ کوهستانی
تاکنون پاشینیان مواضع متناقضی درباره قراباغ ابراز کرده است که شایسته یک مقام سیاسی و حتی یک فرد عادی نیست. این تناقضات سبب شده که برخی تحلیلگران به این جمع بندی برسند که وی عملاً به عنوان کارگزار سرسپرده نظم آنگلوساکسونی، فاقد اراده و استقلال عمل در پروژهای ژئوپلیتیکی ایفای نقش میکند که نه تنها با منافع ملی ارمنستان و ارامنه هماهنگ نیست، بلکه می تواند منجر به فجایع جدید برای ارامنه گردد.
– پاشینیان حتی از الهام علی اف رئیسجمهوری آذربایجان، هم در تضییع حقوق و پاکسازی قومی ارامنه بومی قراباغ فراتر رفته است. علی اف پیش از اخراج دستهجمعی ارامنه از قراباغ در سپتامبر ۲۰۲۳، تصریح کرده بود که بیش از آغاز جنگ اول قراباغ، «۷۵ درصد از جمعیت قراباغ را ارامنه تشکیل میدهند.» اما پاشینیان اکنون موضعی گرفته که گویی اساساً هیچ حقی برای ارامنه در قراباغ وجود ندارد و پاکسازی قومی قراباغ ار ارامنه بومی که توسط مجامع بین المللی از جمله پارلمان اروپا محکوم شده است، حق جمهوری آذربایجان بوده است، این موضوع مشخص می کند که چرا وی در خیانتی آشکارا به ارامنه قراباغ، شکایت ارمنستان از جمهوری آذربایجان در دیوان بین المللی دادگستری و کیفری را متوقف کرده است.
۷. پاشینیان نسخه ساکسونی بروز شده ساهاکاشویلی و زلنسکی
عملکرد پاشینیان در قبال قراباغ از منظر القای عدم تعلق به وطن یا قربانی کردن وطن برای مطامع قدرتهای بزرگ، شباهت زیادی به عملکرد میخائیل ساهاکاشویلی رئیس جمهور انقلاب رز گرجستان و ولادیمیر زلنسکی کمدین – رئیس جمهور اوکراین دارد. این سیاستمداران کشورهای خود را به ورطه جنگهای ویرانگر و تجزیه کشاندند:
– میخاییل ساهاکاشویلی (رئیسجمهور پیشین گرجستان) در سال ۲۰۰۸ با حمله به اوستیای جنوبی در پرتو وعده های امریکا و انگلستان، تفلیس را وارد جنگی پرهزینه با روسیه کرد که طی آن گرجستان بخشهایی از خاک خود را از دست داد و تجزیه طلبی در اوسیتیای جنوبی و آبخازیا تثبیت گردید.
– ولادیمیر زلنسکی، کمدین – رییس جمهور اوکراین نیز با سیاستهای نزدیکی به غرب و جاده صاف کنی برای گسترش ناتو به شرق در تقابل نظامی با روسیه، زمینه را برای الحاق شبهجزیره کریمه (۲۰۱۴) و به رسمیت شناختن استقلال دونتسک و لوهانسک (۲۰۲۲) توسط روسیه فراهم آورد و نتیجه دلقک بازی سیاسی نامبرده، از دست رفتن حدود سی درصد از خاک اوکراین می باشد.
منتقدان پاشینیان معتقدند وی نیز با مواضع غیرواقعبینانه که با تحسین های مکرر الهام علی اف و رجب طیب اردوغان بانیان باصطلاح جهان ترک همراه است، در نسخه ای جدید از عناصر ساکسونی، پا جای پای ساهاکاشویلی و زلنسکی گذاشته و کشورش را در معرض خطرات مشابه قرار داده است که همگی آنها تحت تأثیر آموزههای بنیاد جورج سوروس و سایر نهادهای امنیتی و شبه فرهنگی حامی «انقلابهای رنگی» در اروپای شرقی و قفقاز می باشند، و یک ویژگی مشترک دارند و آن اینکه ، عُلقه ملی ندارند و خود را شهروند غربی مینامند.
۸. انگیزه های پاشینیان در خیانت تاریخی به ارامنه قراباغ
سوال مهم در شرایط جاری این است که چرا پاشینیان در این زمان خاص چنین اظهارات حیرتآوری درباره عدم تعلق قراباغ به ارمنستان که بمنزله تایید پاکسازی قومی ارامنه توسط باکو است، بیان کرده است؟
– احساس پیروزی پس از نشست جامعه سیاسی اروپا در ایروان: پس از برگزاری اجلاس سران کشورهای اروپایی در ایروان (اجلاس جامعه سیاسی اروپا) با حضور و پیاده روی امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه و دیگر سران کشورهای اروپایی در ایروان که در آستانه انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن صورت گرفت، پاشینیان بر این تصور است که موضع خود را در صحنه سیاسی ارمنستان تقویت کرده و اکنون با پشتیبانی اروپا میتواند گام های پایانی نظم ساکسونی در قفقاز که بر پایه بهره مندی اروپا از انرژی جمهوری آذربایجان از مسیر ترامپ بموازات تحقق علایق تورانی برای محو تاریخی قراباغ و سیونیک صورت می گیرد، اجرا نماید .
– انتخابات پارلمانی هفتم ژوئن: در آستانه انتخابات مجلس ارمنستان، نظرسنجیها نشان میدهد که حزب پیمان مدنی به رهبری پاشینیان حدود ۳۵٪ آرا و حزب ارمنستان قدرتمند به رهبری ساموئل کاراپتیان حدود ۳۰٪ آرا را در اختیار دارند. با توجه به احتمال تقویت مواضع احزاب محالف و ائتلاف آنها، پاشینیان راه پیروزی خود را نه در درون ارمنستان، بلکه در حمایت های خارج از مرز می جوید. از این رو پاشینیان با این اظهارات به دنبال کسب حمایت بیشتر الهام علی اف و رجب طیب اردوغان در انتخابات است و در عین حال به آنها پیام می دهد که در صورت شکست اش در انتخابات، مساله قراباغ از نو شعله ور خواهد شد. این رویکرد پاشینیان در ادامه پذیرش پروژههایی مانند کریدور جعلی زنگزور در پوشش مسیر ترامپ، تکمیل پاکسازی قراباغ از ارامنه و حذف نشان آرارات تاریخی در گذرنامه های جدید این کشور است.
۹. همسویی ژئوپلیتیکی با محور آنگلوساکسونی- صهیونی
سخنان اخیر پاشینیان همسویی کامل با طرح های ژئوپلیتیکی محور آنگلوساکسونی (آمریکا و بریتانیا) و صهیونیستی درباره قفقاز دارد:
– پیش از جنگ ۲۰۲۰، کشورهای غربی ژست حمایت از ارامنه قراباغ را میگرفتند تا از آن به عنوان اهرمی علیه ایران و روسیه استفاده کنند و حتی از چارچوبی به نام روسای گروه مینسک (آمریکا و روسیه و فرانسه) سازمان امنیت و همکاری اروپا به این منظور حداکثر بهره برداری را می کردند. اما پس از جنگ ۲۰۲۰، و بویژه با آغاز جنگ اوکراین از ۲۰۲۲، مهمترین معادله برای این محور، ایجاد فتنه ساکسونی جهان تورانی و تأمین انرژی اروپا توسط جمهوری آذربایجان (از طریق خط لوله گاز جنوبی – تاپ – تاناپ) بوده است. به همین دلیل، جهان مسیحی ، ارامنه بومی قراباغ را عملاً به زشت ترین وجه در برابر باکو- آنکارا قربانی کردند و پاشینیان مجری این اقدام می باشد.
۱۰. خطرات راهبردی حاتم بخشی پاشینیان
در یک رویکرد خوشبیانه، پاشینیان به گمان اینکه با صرفنظر کردن از حقوق ارامنه بومی قراباغ میتواند صلح پایدار با جمهوری آذربایجان برقرار کند، حاضر شده از قراباغ چشم پوشی و در عین حال در جنوب ارمنستان (منطقه سیونیک، محل کریدور جعلی زنگزور) به نفع پروژه «جهان تُرک» (تورانیسم) امتیازاتی در قالب مسیر ترامپ بدهد. غافل از اینکه:
– این عقبنشینیهای ژئوپلیتیکی موجودیت ارمنستان را به عنوان یک کشور و دولت مستقل به خطر میاندازد و آن را در محاصره کشورهایی قرار می دهد که اساسا در کتب درسی خود مدعی اند کشوری به نام ارمنستان وجود نداشته است.
– بنابراین، این رویکرد ممکن است فجایع نسل کشی ۱۹۱۵ در امپراتوری عثمانی، پاکسازی قومی قراباغ در سال ۲۰۲۳ را این بار به درون ارمنستان در چشم انداز آینده تسری دهد.
۱۱. تفسیر واژه مبهم «هرگز» در سخنان پاشینیان و حقوق تاریخی ایران
این سوال نیز مطرح است که منظور پاشینیان از قید «هرگز» ( قراباغ هرگز به ارمنستان تعلق نداشته) چیست؟ وی به استناد کدام مدارک تاریخی و حقوقی این ادعا را مطرح میکند؟
– در طول تاریخ دیرین از دوران باستان، قراباغ کوهستانی و مجموعه قفقاز از جمله ارمنستان و آران تاریخی (جمهوری آذربایجان) به ایران تعلق داشته است. از دوران هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان، قفقاز جنوبی بخشی از قلمرو ایران یا جزو ساتراپهای ایرانی بود. پس از اسلام نیز خانات قفقاز (از جمله خانات قراباغ) تا پیش از عهدنامههای گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸) در ترکیب ایران بودند. تنها در دوره تزاری و شوروی، قراباغ خارج از اراده ایران بوده است ولی در همین دوره شوروی نیز قراباغ در قالب جمهوری سوسیالیستی آذربایجان، وضعیت جمهوری خود مختار را داشته است که آن نیز متاثر از سکونت تاریخی ارامنه در قراباغ/ آرتساخ بوده است.
– پاشینیان صلاحیت حقوقی و معنوی برای بیان جمله ای با این معنای نهفته که «قراباغ هرگز به هیچکس غیر از جمهوری آذربایجان تعلق نداشته» را ندارد. اگر منظور او دوره پس از عهدنامههای گلستان و ترکمانچای است که قفقاز از ایران جدا شد، باید توجه داشت که در این دوره نیز قراباغ در دوره تزاری روسیه و سپس اتحاد جماهیر شوروی، ابتدا بخشی از فرمانداری الیزابتپول و سپس ولایت خودمختار قراباغ کوهستانی در داخل جمهوری شوروی آذربایجان بود. اینکه این ولایت خودمختار هرگز بخشی از جمهوری شوروی ارمنستان نشد، دلیلی برای تحریف تاریخ قراباغ کوهستانی نمی تواند بشود کما اینکه تا سال ۱۹۲۰ نیز نخجوان بخشی از جمهوری آذربایجان نبود. پس از جنگ دوم قراباغ ، ارمنستان و جمهوری آذربایجان، نقشه های دوره شوروی را مبنای تعیین مرز خود قرار داده اند، از این منظر، محو موقعیت قراباغ در دوره شوروی، نوعی نقض غرض نیز محسوب می شود.
پایان سخن اینکه، شواهد تاریخی، حقوقی، سیاسی و عملکردهای پیشین نشان میدهد که نیکول پاشینیان صلاحیت حقوقی و اخلاقی برای «حاتمبخشی» درباره آینده قراباغ کوهستانی و نادیده گرفتن حقوق ساکنان بومی و صاحبان تاریخی آن را ندارد. قراباغ/ آرتساخ همانگونه که ایران نیز بارها تاکید کرده است بخشی از خاک جمهوری آذربایجان است ولی این بمعنای تایید حق باکو برای پاکسازی قومی قراباغ، از بین بردن آثار تاریخی و دینی این منطقه و تضییع حقوق اقلیت ارمنی این منطقه که رهبر شهید ایران بر امنیت آنها در جریان جنگ دوم قراباغ تاکید کرده بود،نیست؛ اگر قرار باشد درباره آینده حقوقی این منطقه (تعلق به جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ایران، یا استقلال) تصمیمگیری شود، ضروری است:
۱. ارامنه بومی آواره شده (بیش از ۱۲۰ هزار نفری که از سپتامبر ۲۰۲۳ به ارمنستان اخراج شده اند) در سریعترین زمان ممکن و با تضمینهای امنیتی بینالمللی و مطابق با قواعد حقوق بین الملل و درخواست مجامع بین المللی، به خانههای خود بازگردند و نیز همسایه های آذری آنها نیز که در جنگ نخست قراباغ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ منطقه را ترک کرده اند،به منطقه بازگردند. و به هیچ وجه ترکیب جمعیتی تاریخی این منطقه در راستای امیال ساکسونی – صهیونی – تورانی دستکاری نشود.
۲. با توجه به وجود خودمختاری قراباغ در دوره شوروی ، در فضایی عادلانه و شفاف و با نظارات ناظران بیطرف از جمله ناظران ایرانی، در قراباغ کوهستانی پس از بازگشت ساکنان اصلی آن، همهپرسی برگزار شود تا مردم بومی قراباغ (بدون اعمال فشار نظامی یا امنیتی خود وضعیت نهایی منطقه را تعیین کنند. در غیر اینصورت پاکسازی قومی قراباغ توسط باکو و تایید آن توسط یک ارمنی افندی شده نه تنها موجب حل پایدار این مناقشه قومی – سرزمینی نخواهد شد بلکه در مقطعی از تاریخ آینده به شکل دیگر شعله ور خواهد شد .
*برهان حشمتی
منبع : سایت دیپلماسی ایرانی: http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/2038955
پیام بگذارید