پیروزی ایران در مرحله اول جنگ رمضان و استمرار اقتدار نظامی و سیاسی بر تنگه هرمز در پرتو اعمال رژیم حقوقی جدید و تغییر رویه تهران در قبال برخی از کشورهای وابسته در خلیج فارس، نوید بخش شکلگیری نظم جدیدی در منطقه می باشد که نسیم آن از خلیج همیشه فارس شروع به وزیدن کرده است. بدیهی است که در فرایند تثبیت نظم نوین منطقه ای، سیاست های ایران در قفقاز که مولفه های ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئواستراتژیکی مشابه با تنگه هرمز دارد، نیز دستخوش تغییرات بنیادین خواهد شد.
نظم قفقازی در پساجنگ ایران و امریکا، متفاوت از نظم ناعادلانه ای خواهد بود که تاکنون بر قفقاز حاکم بوده است. با وجود اینکه، ایران بدلیل هزاران سال میزبانی در قفقاز از حقوق تاریخی در این منطقه برخوردار است اما پس از فروپاشی شوروی بدلایل داخلی و خارجی، تهران از ایفای نقش لازم در قفقاز جا مانده است. نظم حاکم بر قفقاز تا ۲۰۲۰ عمدتاً نظم روسی بود که علیرغم رویکرد همگرایانه ایران، نگاه انحصاری داشت. این نظم پس از پروژه جنگ دوم قراباغ توسط محور باکو- آنکارا- تل آویو به نمایندگی از جبهه ساکسونی (امریکایی و انگلیسی) به چالش کشیده شد.
در نگاه فرایندی، قطع روابط روسیه و گرجستان از ۲۰۰۸، استقرار امریکا و ناتو در برخی از پایگاههای تخلیه شده روسیه در گرجستان، اخراج مسکو از پایگاه راداری قَبَله، توقف خط لوله باکو- نورووسیسک، تاسیس پیمان گوام، خودداری باکو از عضویت در اتحادیه کمرگی اوراسیا و پیمان امنیت دسته جمعی، خروج اجباری روسیه از قراباغ، وقوع انقلاب رنگین ۲۰۱۸ در ارمنستان، تعلیق همکاری ارمنستان با پیمان امنیت دسته جمعی و اولویت آن بر اروپاگرایی و نهایتاً تبدیل آرزوی مسکو برای استقرار کریدور روسی در جنوب ارمنستان به «کریدور عبری – تورانی – ناتویی زنگزور» یا «مسیر ترامپ»، همگی نشانه زوال نظم روسی در قفقاز است که با جنگ اوکراین شدت گرفت. با توجه به قرار داشتن قفقاز و کاسپین در بیضی استراتژیک انرژی، امریکا از زمان انعقاد قرارداد نفتی قرن با باکو در۱۹۹۴و پس از احداث خطوط لوله باکو- جیحان و قفقاز جنوبی- تاپ-تاناپ، بدنبال استقرار نظم امریکایی با بازی حاصل جمع صفر و بدون حضور مسکو و تهران می باشد. محور ساکسونی برای رسیدن به هدف راهبردی تامین انرژی اروپا و اسرائیل از طریق ترانس کاسپین (قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان) تاکنون دو بار شکست خورده است. پس از جنگ دوم قراباغ و بویژه از ۸ اوت ۲۰۲۵ در قالب مسیر ترامپ، حرکت جاه طلبانه ای در این خصوص از سوی واشنگتن و لندن شروع شد که بدنبال محاصره ژئوپلیتیکی ایران، روسیه و چین؛ گسترش ناتو به مرزهای سه کشور و ایجاد کانون های نوین تهدید علیه آنها در قالب فتنه جهان تورانی و سیطره بر معادلات انرژی منطقه است. علیرغم هشدارهای ایران، تحرکات لابی نفوذ، محافظه کاری پکن و مشغله روسها در اوکراین؛ محور ساکسونی را برای پیشبرد این طرح امیدوار ساخت که در رجزخوانی برخی از سران منطقه ای مشهود بود. اما با پیروزی ژئوپلیتیکی ایران در جنگ رمضان و جابجایی مولفه های بازدارندگی، مشخص است که وضعیت قبل از جنگ رمضان نمی تواند در قفقاز به یک دلیل ساده ادامه پیدا کند؛ ایران نمی تواند در خلیج فارس علیه پایگاهها و زیرساخت های دوگانه وابسته به امریکا و رژیم اسرائیل، اقدام کند اما همزمان در قفقاز نسبت به حضور نظامی امریکا و اسرائیل و استقرار زیرساخت های دوگانه انرژی، هوش مصنوعی و ترانزیتی بی تفاوت بماند و در آینده شاهد وضعیتی بغرنج تر از خلیج فارس علیه خود در قفقاز باشد.
بر این اساس در نظم پساجنگ ایران و امریکا، تهران نه تنها با این طرح ها مخالف است بلکه علیه افرادی خواهد بود که مجریان این طرح ها می باشند. از منظر نظم ایرانی در قفقاز و در قالب رویکرد چندجانبه گرایی سازنده، الگوهای سودمند منطقه ای برای همکاری در قفقاز در حوزه های ترانزیتی و انرژی و غیره وجود دارد که بمانند کریدور ارس می توانند موجد توسعه و صلح پایدار در منطقه باشند؛ مسیر ترامپ یا کریدور جعلی زنگروز نه برای همکاری منطقه ای که برای غارت منابع توسط بی پی و اکسون موبیل و با اغراض ژئوپلیتیکی طراحی شده و علیه همزیستی مردمان این منطقه بوده و تناسبی با «چهارراه صلح» مورد تاکید ایروان و ادعای باکو برای همکاریهای صرفا ترانزیتی، ندارد.
در وضعیت شکننده قفقاز، که علیرغم پاکسازی قومی قراباغ در۲۰۲۳ و امضای بیانیه سه جانبه ۸ اوت ۲۰۲۵ واشنگتن، به معاهده صلح میان ایروان با باکو و آنکارا نینجامیده است، راهکار هوشمندانه برای کشورهای منطقه، الگوگیری از تجربه تلخ غربگرایی گرجستان و اوکراین، درک بموقع الزامات نظم قفقازی در پساجنگ ایران و امریکا، و بازآرایی مجدد رویکردهای امنیتی و طرح های ترانزیتی و انرژی در منطقه است؛ بویژه اینکه مهمترین پیام جنگ رمضان این بود که برای کشورهای کوچک، امنیت با اتکاء به اسرائیل، امریکا و ناتو ایجاد نخواهد شد.
لینک تحلیل در روزنامه اطلاعات ۵ خرداد ۱۴۰۵ ettelaat.com/x3hdF
*دکتر احمد کاظمی؛ پژوهشگر ارشد اوراسیا
پیام بگذارید