شاه اسماعیل یکم، بنیانگذار سلسله صفوی، در ۱۷ ژوئیه ۱۴۸۷ میلادی (۲۵ رجب ۸۹۲ قمری) در شهر اردبیل و بنا به برخی روایات در منطقه خیاو (مشگینشهر امروزی) دیده به جهان گشود. او زندگی کوتاه اما پرفراز و نشیب ۳۶ ساله خود را که در۱۲ خرداد ۹۰۳ خورشیدی (۲۳ مه ۱۵۲۴ میلادی و ۱۹ رجب ۹۳۰ قمری) در حوالی تبریز به پایان رسید، یکسره وقف احیای تمامیت ارضی و عظمت ایران کرد. پیکر او بنابر وصیتش برای دفن به اردبیل منتقل شد و اینک در آرامگاه باشکوهش در مجموعه بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی آرمیده است.
شاه اسماعیل در شرایطی زمام امور ایران را به دست گرفت که ایران قرنها در گسست سیاسی و پراکندگی به سر میبرد. او با نبوغ کمنظیر خویش دریافت که بازیابی شکوه ایران باستان و ایجاد یک تمدن پویای جدید، تنها بر اساس دو ستون استوار ممکن خواهد بود: تشیع به عنوان بنیان معنوی و مشروعیتبخش ایرانیان، و ایرانیت به عنوان روح حاکم بر هویت ملی ایران.
وی با اعلام رسمیت مذهب شیعه دوازده امامی در قلمرو ایران، نه تنها یک دژ ایدئولوژیک در برابر هجوم فکری و نظامی امپراتوریهای سنی مذهب عثمانی ایجاد کرد، بلکه روحی تازه در کالبد ملت دمید و مفهومی به نام «ایران» را پس از هشت قرن و نیم پراکندگی های سیاسی و حکومتی، تحت حاکمیت یک حکومت ملی و یکپارچه ایرانی احیا نمود.
میراث او، تنها در قلمروگشایی و یکپارچگی سیاسی خلاصه نمیشود؛ بلکه سنگ بنای تمدنی را گذاشت که در سایه امنیت و هویت واحد، به شکوفایی شگرفی در عرصههای علمی، معماری و هنر انجامید. با تأسیس سلسله صفوی، معماری ایرانی پس از اسلام وارد درخشانترین دوران خود شد. هنر و فرهنگ با حمایت دربار صفوی رونق بیسابقهای یافت و دانشمندانی از اقصی نقاط جهان تشیع به ایران روی آوردند.
فداکاری او برای این آرمان در سختترین آزمونها نمایان شد. جنگ چالدران روایتی تنها از یک نبرد نظامی پرتلفات برای ایران نیست، بلکه داستان مقاومت جانانه ایران در نبردی دو مرحلهای است. در مرحله نخست، ترک ها به برهبری سلطان سلیم عثمانی با لشکری انبوه و مجهز به توپخانه مدرن، تجاوزی ویرانگر را به سوی ایران آغاز کرد. شاه اسماعیل که به اصول جوانمردی و نبرد تنبهتن پایبند بود، در دشت چالدران با حضور همه افشار و اقوام ایرانی از جمله آذری ها و کردها به مقابله شتافت. اگرچه برتری تسلیحاتی دشمن، شکست سنگینی را در مرحله نخست این نبرد به ایران تحمیل کرد، اما عزم شاه اسماعیل و ملتش با این ضربه درهم نشکست. مرحله دوم جنگ با متجاوزان عثمانی، تجلیگاه غیرت ایرانی و روح مقاومت بود که در نبردگاه تبریز و با رشادت هزاران ایرانی از جمله آذری های غیور در مقابل ترکان متجاوز متجلی شد. شاه اسماعیل با باقیمانده قشون فداکارش از دشت چالدران به شهر تبریز عقب نشست و در آنجا، همراه با خیزش معجزهآسا و مجاهدت مثالزدنی مردم تبریز، ضربه نهایی و مفتضحانه را بر پیکر قوای متجاوز عثمانی وارد آورد و متجاوزان را وادار به عقبنشینی و فرار از تبریز کرد. این روایت تاریخی، گواهی است بر این حقیقت که متجاوز ممکن است با شوک اولیه زخمی کاری وارد کند، اما این «بعثت مردم بهپاخاسته» است که سرنوشت جنگ را رقم میزند.
مقاومت تاریخی خصلت هفت هزار ساله ایرانی هاست . امروز و در تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران اسلامی، همین مقاومت تاریخی به شکلی دیگر در حال تکرار است. دشمن با حملات ناجوانمردانه و هدفقراردادن شخصیتهای محوری، ضربات جدی به ایران وارد ساخته است. اما در روند دفاع نظامی ایران و خیزش مردم، این بعثت ملی اسلامی ایرانیان به تعبیر رهبر شهید انقلاب چنان شکوهی آفریده است که دشمنِ متجاوز و قلدر را ناچار به عقبنشینی و درخواست آتشبس کرد. همانگونه که شاه اسماعیل و مردم تبریز با اتکا به قدرت ایمان و وحدت ملی، ترکان متجاوز عثمانی را به زانو درآوردند، ملت ایران امروز نیز ثابت کرد که اراده و بعثت یک ملت، هر سلاح مدرنی را از کار میاندازد.
بزرگی خدمت شاه اسماعیل در بنیانگذاری نخستین دولت مقتدر شیعی پس از قرنها، همواره مورد تجلیل و احترام علمای تشیع بوده است. به دعوت و در پناه امنیت حکومت او، علمای برجستهای از مناطق شیعهنشین، بهویژه از جبل عامل لبنان، مشتاقانه به ایران مهاجرت کردند تا بنیانهای فقهی و علمی دولت شیعی را استحکام بخشند. این تجلیل عملی و پیوند عمیق میان دین و دولت، خود بزرگترین گواه بر قدرشناسی علما از خادم فرهنگی، سیاسی و نظامی است که با تیزبینی، تشیع و ایرانیت را برای ساختن تمدنی نوین درهم آمیخت و جان خود را نیز در این راه نثار کرد و تمدن شکوهمند صفویه را در ایران بنیانگذاری کرد و گرچه خود خیلی زود به دیار باقی شتافت، اما از خود میراثی برای ایرانیان به یادگار گذاشت که همچنان نه تنها ایرانیان، بلکه جهان شکوه و عظمت آن را می ستایند، و این دلیل بغض دیروز و امروز دشمنان ایران نسبت به شاه اسماعیل صفوی می باشد.
پیام بگذارید