الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان همانند سنوات پیش، امسال نیز به مناسبت روز ۳۱ دسامبر که روز باصطلاح همبستگی آذری جهان در جمهوری آذربایجان نامگذاری شده است؛ در پیامی ضمن تبریک این روز، خطاب به آذری ها تاکید کرد:«آنان باید بدانند و می‌دانند که پشت سرشان دولت نیرومند جمهوری آذربایجان ایستاده است. برخی رویدادهای سال ۲۰۲۵ بار دیگر نشان داد که فارغ از این‌که هر آذربایجانی در کدام کشور زندگی می‌کند، سرنوشت او برای ما ارزشمند و مهم است و ما – آذربایجانی‌ها – را تاریخ مشترک، زبان، ریشه‌ها و فرهنگ‌مان به هم پیوند می‌دهد. آذربایجانی‌ها، بدون توجه به کشور محل زندگی‌شان، می‌دانند و باید بدانند که میهن مادری آنان دولت مستقل آذربایجان است».

در خصوص روز ۳۱ دسامبر روز باصطلاح همبستگی آذری جهان که از سال ۱۹۹۱ توسط دولت باکو جشن گرفته می شود، پنج نکته تبیینی بهمراه چند سوال می توان مطرح کرد:

اول؛ آنچه موجب نامگذاری ۳۱ دسامبر به عنوان روز همبستگی آذریهای جهان گردید، رویدادهای ۲۹ تا ۳۱ دسامبر در مناطق مرزی ایران و جمهوری آذربایجان بویژه در نخجوان بود که در اواخر دوره شوروی و زمزمه فروپاشی آن در سایه گِلاسنوست (فضای باز سیاسی)، خیل قابل توجهی از مردمان ایرانی تبار نخجوان با برچیدن موانع و سیم خاردار های مرزی، در دمای زیر صفر به آب رود ارس زده و با سردادن شعارهای ایران گرایانه و الله اکبر به سوی ایران گسیل و خواهان الحاق به  مام میهن شدند؛ موضوعی که در آن مقطع در روزنامه های مطرح ایران منعکس شد. اما حکایت از آنجا آغاز شد که به ابتکار حیدر علی اف رئیس مجلس وقت جمهوری خود مختار نخجوان، در۱۶ دسامبر۱۹۹۰ شورایعالی این جمهوری، مصوبه ای تصویب و۳۱ دسامبر بجای آنکه روز «درخواست مردم جمهوری آذربایجان برای بازگشت به ایران» (مام وطن) نامگذاری گردد، بعنوان روز همبستگی آذری های جهان اعلام شد. این تحریف آشکار که در ادامه سنت تحریفی بجا مانده از تزارها از سال ۱۸۱۳ (معاهده گلستان) و تقویت آن در دوره شوروی بود، حتی در آن مقطع که مرزهای آهنین هنوز پابرجا بود با عکس العمل منفی مردم جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان مواجه و آنها طی طوماری چند هزار نفری، خواهان بازگشت به ایران شدند. نامه ای که یادآور طوماری است که در ۳۰ آوریل ۱۹۱۹ مردم شریف نخجوان در اعتراض به تاسیس باصطلاح جمهوری ترک ارس توسط عثمانی در نخجوان به شاه وقت ایران (احمدشاه قاجار) به همراه ۱۲ تلگراف به نهادهای مختلف ایرانی و بین المللی ارسال و درخواست الحاق به ایران را کردند.

دوم؛ پس از فروپاشی شوروی و تاسیس جمهوری تازه استقلال یافته جمهوری آذربایجان، ابعاد تحریف رویداد ۳۱ دسامبر ۱۹۸۹ علیرغم وجود ویدیوئها و مستندات، ابعاد بیشتری پیدا کرد؛ هر ساله روسای جمهور و مجالس ملی جمهوری آذربایجان با انتشار پیامی به مناسبت این روز، تلاش کردند که از این تحریف برای زدودن ایران تاریخی از قفقاز و خدمت به ایده باصطلاح آذربایجان بزرگ بهره برداری کنند. بر این اساس نیز در سال ۲۰۰۱ نخستین کنگره آذریهای جهان در باکو بهمراه انبوهی از ادعاها و جعلیات برگزار و ۵ جولای ۲۰۰۲ کمیته دولتی امور آذریهای جهان و بعدها کمیته دیاسپورا ایجاد شد که بیش از دو دهه است که مشغول شبکه سازی قومی به نفع جمهوری آذربایجان در کشورهای دیگر بویژه در ایران می باشد.

سوم؛ الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان پس از آنکه در سال ۲۰۲۰ پروژه جنگ دوم قراباغ توسط جبهه لندن، تل آویو و آنکارا در راستای تز پان تورانیسم انگلیسی و زمینه سازی برای تاسیس باصطلاح جهان ترک به عنوان جبهه پشتیبان رژیم صهیونیستی در پرتو پیوند پان ترکیسم و صهیونیسم اجرا شد، چند بار گفته است که جمهوری آذربایجان متعلق به خانواده تُرک می باشد. بنابراین سوالی که مطرح است اینکه، اگر واقعا اینگونه بوده، چرا حیدر علی اف روز ۳۱ دسامبر را روز همبستگی ترک های جهان نامگذاری نکرد؟ و مهمتر از آن چرا در سال ۱۹۹۵ و همه پرسی قانون اساسی و بررسی آن در پارلمان ملی، حیدر علی اف زبان رسمی جمهوری آذربایجان را زبان آذربایجانی خواند و علیرغم هیاهوی طرفداران ترکیه و تلاش آنها برای کودتا، حاضر نشد زبان رسمی این کشور را زبان ترکی اعلام نماید؟ بلکه وی با تاکید بر آذربایجان گرایی (آذربایجانچولوق) بجای ترکچولوق، به افتراق ریشه های این دو هویت مجزا از هم تاکید کرد. آیا حیدر علی اف که بیش از ۲۰ سال مامور ارشد کاگ ب در امور ایران و ترکیه و عضو پولیت بورو شوروی بوده، به اندازه کسانی که امروزه هویت آذری یا آذربایجانی را همان هویت ترکی می دانند، نمی دانست؟ یا اینکه بخوبی با واقعیات تاریخی و مفهوم اشتراکات فرهنگی، تمدنی، تاریخی و دینی آشنا بود و هویت ترکی آناتولی یا تورانی را خطری برای موجودیت جمهوری آذربایجان می دانست که البته با در نظرداشت تهدیدات موجود علیه نخجوان آن پیش بینی درست بنظر می رسد. الهام علی اف  در همین پیام خود به مناسبت ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ گفته است: « ما – آذربایجانی‌ها – را تاریخ مشترک، زبان، ریشه‌ها و فرهنگ‌مان به هم پیوند می‌دهد»، بنابراین سوال دیگری که از این منظر می توان مطرح کرد این است که چه تاریخ و فرهنگ مشترک میان آذربایجانی های قفقاز با ترک های عثمانی و آناتولی غیر از ردپای  چکمه قشون نوری پاشا در باکو در ۱۵ سپتامبر ۱۹۱۸ بوده است؟ صدها آثار تاریخی و باستانی با معماری ایرانی در سراسر آران (جمهوری آذربایجان) و مفاخری چون نظامی گنجوی، مهستی گنجوی، خاقانی شروانی و … در این سرزمین چه ربطی به عثمانی یا ترکیه دارند؟ مگر غیر از این است که قفقاز هزاران سال بخشی از ایران بوده است. بنابراین بنظر می رسد برخلاف دوره حیدر علی اف، دولت باکو با گذار از آذربایجان گرایی و تاکید بر تعلق به خانواده تُرک، دچار نوعی پاردوکس شده که راه حل آن را در استحاله هویت ریشه دار آذربایجانی و تبدیل آن به هویت تحمیلی ترکی – تورانی مطلوبِ لندن – تل اویو-آنکارا می داند؛ اما مردم جمهوری آذربایجان که ۱۷۰ سال سابقه صیانت از هویت فرهنگی، تاریخی و دینی شان در دوره تزاری و شوروی را دارند خود را «آذری» و کشورشان را «جمهوری آذربایجان» می دانند نه ترک و ترکستان یا توران. از این منظر در چشم انداز آینده حتی عنوان روز ۳۱ دسامبر (روز همبستگی آذری های جهان) بیش از آنکه برای باکو فرصت ساز باشد چالش زا خواهد بود.

چهارم؛ رئیس جمهور آذربایجان در بخشی از پیام اخیر خود بمناسبت ۳۱ دسامبر تاکید کرده است: «برخی رویدادهای سال ۲۰۲۵ بار دیگر نشان داد که فارغ از این‌که هر آذربایجانی در کدام کشور زندگی می‌کند، سرنوشت او برای ما ارزشمند و مهم است». یکی از این رویدادهای سال ۲۰۲۵ تجاوز نظامی۱۲روزه رژیم اسرائیل به ایران بود که طی آن یکی از مناطقی که بیشتر از دیگر نقاط، آماج حملات وحشیانه موشکی و پهپادی صهیونی قرار گرفت شمالغرب ایران با محوریت تبریز بود که بر اثر آن صدها نفر از شهروندان و زنان و کودکان غیور آذربایجان ایران شهید یا زخمی شدند. اندکی پس از این تجاوز نظامی، رسانه ها و صاحبنظران ذینفوذ اسرائیلی و برخی نشریات اروپایی ابعاد گسترده همکاری باکو با تل آویو در جریان این جنگ ۱۲ روزه را فاش ساختند؛ البته که برای هزاران آذری مرزنشین ایرانی که خود با چشم غیرمسلح در آن ۱۲ روز  شاهد رفت و آمد پهپهادها و جنگنده های صهیونی از جمهوری آذربایجان برای حمله به ایران بودند، در اثبات این خیانت نابخشودنی، نیازی به اذعان منابع اسرائیلی یا اروپایی نیز نیست. این موضوع نشان داد که در عمل، برای پیمانکاران نظم آنگلوساکسونی و متحدان منطقه ای اسرائیل، سرنوشت و خون هیچ شهروند ایرانی چه آذری و چه غیر آذری اهمیتی ندارد و فقط در تریبون ها مطرح می شود تا در راستای اغراض سیاسی و امنیتی، عوامفریبی گردد و راه را برای لابی های قومی باکو در ایران مهیاتر سازد.

 پنجم؛ یکی از تبعات نامگذاری ۳۱ دسامبر به عنوان روز همبستگی آذری های جهان و تاسیس دیاسپورای آذری به عنوان کمیته دولتی با بودجه هنگفت، کانالیزه شدن اقدامات مداخله جویانه امنیتی و قومی باکو در کشورهایی مانند ایران، روسیه، گرجستان است که در برخی از آنها مانند روسیه اتباع مهاجر جمهوری آذربایجان حضور دارند و در برخی مانند ایران و گرجستان شهروندان بومی آذری تبار سکونت دارند؛ در واقع جمهوری آذربایجان با مصادره قوم آذری که یکی از ایرانی ترین اقوام ایرانی و مامن تاریخی آنها می باشد از آن علیه همه همسایگان خود استفاده می کند؛ و در خصوص ارمنستان هم که شهروند آذری تبار ندارد ایده توسعه طلبانه آذربایحان غ ر ب ی را مطرح می کند. طبیعی است که تداوم این رویکرد برای کشوری کثیرالمله مانند جمهوری آذربایجان که دو پرونده لزگستان و جمهوری تالش مغان را در تاریخ کوتاه مدت خود دارد، و دهها اقلیت قومی ناراضی در آن بسر می برند، می تواند پرمخاطره باشد. در طول سال ۲۰۲۵ هم روسیه و هم گرجستان واکنش ها و اقدامات معناداری به مداخلات باکو در امور آذریهای خود داشته اند؛ تنها برگزاری یک همه پرسی مستقل در نخجوان- که خودمختاری آن برخلاف اسناد بالادستی این کشور لغو شده است- و دیگر مناطق قومی جمهوری آذربایجان می تواند نشان دهد که علیرغم غرور ملتهب ناشی از جنگ دوم قراباغ، باکو در این حوزه تا چه میزان آسیب پذیراست. راه توسعه و رفاه جمهوری آذربایجان در منطقه و روابط خوب با همه همسایگانش، تعطیلی کارخانه تحریف تاریخ و نفرت پراکنی، پایان دادن به رویکردهای مبتنی بر تک قومگرایی، مداخله قومی و توقف استحاله هویت آذربایجانی در مسلخ پان ترکیسم و عدم تبعیت از فتنه های ژئوپلیتیکی نظم آنگلوساکسونی مبتنی بر پان تورانیسم انگلیسی است .

*دکتر احمد کاظمی کارشناس ارشد مسایل اوراسیا