سرزمین تاریخی و ابدی ایران علیرغم اینکه طی تاریخ هفت هزار ساله خود پیام آور صلح، دوستی، عدالت، توحید و نوع دوستی برای همه انسان ها بوده و به استناد مورخان غربی، بنیانگذار حقوق بشر و اشاعه دهنده آن بوده، اما همواره در معرض تهاجم، تجاوز و طمع ورزی ارضی قدرت های بیگانه بوده است. در نتیجه در سده های مختلف تاریخی بویژه در مقاطعی که تجاوز خارجی با حاکمان سرسپرده داخلی توامان می شد، بخش های بزرگی از این سرزمین تاریخی در همه جهات اربعه آن در قالب ننگین نامه ها جدا شده اند؛ مقاومت تاریخی ایرانیان در مقابله با تجاوزات بیگانه و صیانت از سرزمین خود پس از انقلاب اسلامی وارد یک مرحله سرنوشت ساز شد که طی آنها علیرغم جنگ تحمیلی هشت ساله و صدها فتنه دیگر، اجازه کسر یک وجب از خاک این کشور به بیگانگان داده نشد؛ این دستاورد مبتنی بر باور و علیرغم قلّت نیرو و امکانات در مقابل فوج عظیم و مجهز دشمنان حاصل شده است، تنها با دوره هایی مانند نبرد پرافتخار ایرانیان به فرماندهی سورنا در جنگ حرّان در ۵۳ قبل از میلاد در مقابل رومی ها قابل مقایسه است.
اکنون پس از جنگ ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴ و راه اندازی تروریسم شهری توسط امریکا و اسرائیل در دی ۱۴۰۴، دیگر هیچ شبهه ای باقی نمی ماند که ایران در یکی از حساس ترین مقاطع سرنوشت ساز تاریخی خود قرار گرفته است که هدف قطعی دشمنان آن تجزیه این کشور است؛ جنس نبرد و تجاوز دشمن به ایران که با استفاده از تروریست های تجزیه طلب و البته با بستر سازی تدریجی و چندین ساله عوامل نفوذی و تروریست های اقتصادی و رانت خواران صورت می گیرد، نه از جنس ایدئولوژیکی یا تغییر نظام بلکه از جنس نابودی موجودیت سرزمینی ایران تاریخی است.
به سه دلیل تجزیه ایران واحد و یکپارچه به دستور کار امریکا، انگلستان و اسرائیل تبدیل شده است و امروزه نشریات غربی مانند وال استریت ژورنال حتی وجود چنین قصد و طرحی را انکار نمی کنند:
۱. ایران قوی و یکپارچه نه تنها مانعی برای نظم امریکایی مبتنی بر اسرائیل بزرگ در خاورمیانه (غرب آسیا) می باشد، بلکه به عنوان یک عنصر اساسی توازن ساز مانع سیطره کامل امریکا و اسرائیل بر کشورهای عربی و غارت کامل منابع آنها که از نظر ترامپ، گاوشیرده هستند، می باشد.
۲. ایران قوی و دارای منابع سرشار انرژی فسیلی و کانی بعنوان محور بیضی استراتژیک انرژی جهان نه تنها مانع سیطره امریکا بر منابع نفتی خود آنگونه که برای ونزوئلا روی داد، می باشد بلکه پایداری آن در این منطقه ژئواستراتژیک، طرح های امریکا علیه چین و روسیه در فرایند فروپاشی نظم حقوقی و سیاسی جهان و گذار به نظم نوین به شدت دچار مشکل می سازد؛ در فقدان ایران یکپارچه، ضریب تاثیر ضربات امریکا به روسیه و چین دهها برابر افزایش می یابد.
۳. ایران به دلیل میراث تمدنی و تاریخی آن و امتزاج آن با مکتب تشیع، همواره از قدرت تاثیرگذاری نرم در منطقه و جهان برخوردار بوده و هست. ایران قوی، چه با رویکرد ملی و چه مذهبی، به عنوان الگو از قدرت تاثیر گذاری بر روندهای منطقه ای برخوردار است؛ از منظر دشمنان، میراث تاریخی و تمدنی ایرانیان و استمرار حافظه تاریخی آنها بر قاموس کوروش، سورنا، آتورپاتگان، نادرشاه، شاه عباس، شاه اسماعیل و … به همان اندازه خطرناک است که ترویج مکتب رهایی بخش اسلام و تشیع و پرورش قهرمانانی مبتنی بر مجاهدت، ایثار و مقاومت خطرناک می باشد.
بر همین اساس نیز دشمنان تاریخی ایران که در گذشته در خوی تجاوزگری شان صرفا به تکه کردن بخشی از کشور و تصاحب آن تلاش می کردند امروز برای تکه تکه کردن همه ایران و تجزیه آن بر شش هفت واحد سیاسی سرسپرده می اندیشند و طراحی می کنند و در این راستا از هر ابزاری استفاده می کنند. در این فرایند مهمترین مانع، ملت تاریخی ایران می باشد که متشکل از اقوام ایرانی با فرهنگ های محلی غنی می باشند که همچون اجزای سیمرغ، ایران بدون آنها و آنها بدون ایران، معنایی ندارند.
در طول تاریخ ایران همه آحاد ملت ایران، یکپارچه از تمامیت سرزمینی این کشور دفاع کرده و بر حسب قلمرو جغرافیایی جنگ، معمولا یکی از اقوام ایرانی در کنار سایر هموطنان خود، پیشتاز و حماسه ساز بودند؛ مانند رشادت آذریها، تالشی ها ، گیلکی و مازنی ها در مقابل تجاوزرت روسیه تزاری، آذریها و کردها در چالداران ، بختیارها، لُرها و اهالی جنوب در مقابله با تجاوزات استعمار پرتغال و انگلستان، و کردها و عرب های اهوازی و خوزستان در مقابله با تجاوز رژیم بعث. امروزه دشمن تلاش دارد بُردار این مجاهدت های تاریخی اقوام ایرانی را معکوس نماید و به گمان خود، نقش اقوام را در صیانت تاریخی از ایران به ابزار واگرایی تبدیل نماید؛ برای این منظور دشمن با بهره برداری از مشکلات اقتصادی و سوء مدیریت ها از جمله در حوزه های فرهنگی، مجازی و رسانه ای، سرمایه گذاری عظیمی انجام داده است.
به همین دلیل امروز بیشتر از تعداد ۲۶۰ شبکه تلویزیونی ماهواره ای که به زبان فارسی و دیگر زبان های ایرانی که علیه هویت وجودی ایران برنامه پخش می کنند، گروه ها و انجمن های قومگرای ضدایرانی بویژه در کشورهای غربی و برخی از کشورهای همسایه ایران تاسیس شده و در پوشش فعالیت های فرهنگی، آموزشی، دموکراسی و حقوقی بدنبال دگرسازی هویتی در میان اقوام ایرانی، نفرت پراکنی و تبلیغ تجزیه طلبی هستند. آنها با حمایت دشمنان این خاک، در سطح جهانی تلاش می کنند توجیه حقوقی برای تجزیه ایران عزیز در دید افکار عمومی جهان ایجاد نمایند. تجربه سوریه، عراق و حتی کشورهایی که تاریخ طولانی ندارند، نشان می دهد که وقتی ارکان هویت ملی به عنوان زیرساخت ایدئولوژیک تمامیت سرزمینی نابود و کشوری تجزیه می شود، هیچ کدام از ساکنان آن سرزمین فارغ از اینکه مربوط به کدام قوم هستند، دیگر روی استقلال، عزّت و رفاه را نمی بینند؛ امروزه در این فتنه پیچیده، همه سرزمین ایران و عقبه های آن، آماج هجمه و توطئه است و نقش آفرینی همه مردم و اقوام آن ضروری است.
بدیهی است که در شرایط کنونی، اغلب ایرانیان به وضعیت معیشتی، رفاهی، سوء مدیریت ها بویژه تداوم فساد مالی، اختلاس و رانت ها معترض هستند، اما صفت تاریخی «مقاومت در مقابل دخالت خارجی»، همچنان در رگ همه آنها جاری و ساری است، ایران عزیز امروزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند بصیرت مثال زدنی اقوام ایرانی هست که در ادامه رسالت تاریخی خود، با همه وجود از ایران عزیز و یکپارچه در مقابل فتنه ها و توطئه ها صیانت کنند و زمینه عبور از این پیچ تاریخی را فراهم نمایند .
*دکتر احمد کاظمی استاد حقوق بین الملل دانشگاه
پیام بگذارید