دکتر احمد کاظمی پژوهشگر ارشد اوراسیا در گفتگو با نشریه امریکایی نیوزویک با اشاره به حمله اوکراین به کشتی تجاری ایران در دریای کاسپین گفت، این رویکرد با یک محاسبه اشتباه می باشد که تداوم آن می تواند خسارات راهبردی به منافع اروپا و آمریکا وارد کند؛ به دلیل اینکه جریان انتقال گاز از حوزه کاسپین به اروپا، انتقال نفت از این منطقه به رژیم اسرائیل و کریدور میانی مورد حمایت غرب را بشدت دچار آسیب می سازد.
دکتر کاظمی با اشاره به اینکه دریای کاسپین به عنوان نقطه اتصال آسیای مرکزی و قفقاز، به همراه خلیج فارس، در «بیضی استراتژیک» انرژی قرار دارد و از اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی زیادی برخوردار است، افزود: « در صورت تسری مناقشات غرب آسیا و اوکراین به دریای کاسپین، تبعات آن تنها محدود به کشورهای ساحلی و آسیب ترانزیت و تجارت در این دریا نخواهد شد. البته اوکراین شکست خورده، از لحاظ نظامی، توان تاثیرگذاری بر معادلات امنیتی حوزه کاسپین را ندارد. بنظر می رسد برای اوکراین پس از شکست های پی در پی در مقابل روسیه و از دست دادن حدود یک چهارم اراضی خود، این نوع اقدامات، بیشتر یک نمایش با کارکرد روانی است. البته این احتمال وجود دارد که طرفداران گسترش میدان جنگ در ناتو، به دنبال ناامن کردن دریای کاسپین هستند تا کریدور دریایی ایران و روسیه که یکی از شاخه های دالان شمال – جنوب است، ناامن کنند و حلقه محاصره این دو کشور را تنگ تر نمایند؛ کما اینکه حملات ۹ جولای امریکا به پل راه آهنی که ایران را به روسیه و چین متصل می کند، در این راستا صورت گرفت.»
وی افزود :«با وجود این، چنین رویکردی، دارای اشتباه محاسباتی است و می تواند زیان های استراتژیکی متوجه منافع اروپا و امریکا نماید. چرا که پس از جنگ اوکراین، و انسداد کریدور شمالی از روسیه به اروپا، اهمیت حوزه کاسپین در تامین گاز مورد نیاز اروپا بشدت افزایش یافته است؛ بطوریکه جمهوری آذربایجان در حال حاضر گاز ۱۶ کشور اروپایی را با ضرایب متفاوت، تامین می کند. بنابراین ناامن شدن دریای کاسپین نه تنها می تواند مانع تامین انرژی اروپا از حوزه کاسپین بشود بلکه چشم انداز آن را نیز دچار چالش می نماید؛ به دلیل آنکه باکو به تنهایی ذخایر کافی گاز برای تامین نیاز اروپا را ندارد و در چشم انداز آینده اروپا به نفت و گاز ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان نیاز دارد. ضمن اینکه تسری درگیری ها به حوزه کاسپین، امنیت «کریدور میانی» از آسیای مرکزی به قفقاز را که مورد حمایت و مورد نیاز اروپا است، به شدت تضعیف می کند».
استاد دانشگاه و پژوهشگر ارشد اوراسیا در ادامه تاکید کرد:«البته تبعات گسترش مناقشات «غرب آسیا» و «اوراسیا» به دریای کاسپین، رژیم اسرائیل را نیز بی نصیب نخواهد گذاشت. در حال حاضر شصت درصد نفت رژیم اسرائیل را جمهوری آذربایجان تامین می کند؛ بنابراین یکی از اولین نتایج احتمالی گسترش درگیری ها به کاسپین، آسیب خط لوله باکو -جیحان خواهد بود که در محافل منطقه به عنوان «خط لوله اسرائیلی» شناخته می شود. ایران تنها کشور ساحلی دریای کاسپین است که استخراج نفت از این دریا ندارد بنابراین کمترین آسیب پذیری را از منظر انرژی در این پهنه آبی دارد».
دکتر کاظمی افزود: « ایران و روسیه از سالها پیش در خصوص تامین امنیت دریای کاسپین، مقابله با تروریسم و حضور بیگانگان در دریای کاسپین به صورت دوجانبه و همچنین در چارچوب سازمان شانگهای، همکاری دارند و همواره دریای کاسپین را «دریای صلح و دوستی» خوانده اند. دو کشور با تهدیدات مشترکی در دریای کاسپین مواجه هستند که یکی از آنها گسترش ناتو به سوی این دریا می باشد. از منظر مسکو و تهران، احتمال این خطر، از سال ۲۰۲۵ و با مطرح شدن «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین المللی» (تریپ) بیشتر شده است. بنابراین اقدامات تحریک آمیز اوکراین در دریای کاسپین که به نیابت از ناتو صورت می گیرد، نه تنها همگرایی منطقه ای برای مجازات کی یف را بیشتر خواهد کرد، بلکه همکاری های تهران و مسکو برای تقویت امنیت دریای کاسپین را نیز دوچندان خواهد کرد. به دلیل اینکه، ایران و روسیه از طریق دریای کاسپین، همسایه مستقیم محسوب می شوند؛ بویژه اینکه آب های میانی دریای کاسپین، آب های مشاع محسوب می شوند. بنابراین، اقدام اوکراین در تسری حملات به کشتی های تجاری در دریای کاسپین، نه تنها می تواند همکاری نظامی تهران و مسکو در این دریا را وارد مرحله جدیدی کند بلکه باعث تشدید حملات به منافع کی یف در دریای سیاه خواهد شد».
پیام بگذارید