احمد اولی نسب کارشناس مسایل جمهوری آذربایجان
با تشدید فرایندهای امنیتی و نظامی ضدایرانی امریکا و رژیم اسرائیل در منطقه، ابعاد خصومت آمیز مواضع حکومت الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان علیه ایران که همواره توسط لابی خائن و مزدور قومی و شبکه نفوذ در ساختارهای دولتی ایران تقلیل، انکار یا تطهیر می شد، جنبه های آشکارتری بخود گرفته است. برای کارشناسانی که از بعد از فروپاشی شوروی و از قضا از زمانیکه برخی از همین دولتمردان جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۲ با مراجعه به کنسولگری ایران در باکو، فرم پناهندگی سیاسی پُر کردند، تحولات این کشور را دنبال می کنند، مسجل شده است که سیاست باکو از دوره الهام علی اف چرخشی عمیق داشته است.
رویکرد جمهوری آذربایجان که در دوره حیدر علی اف (۱۳۹۳-۲۰۰۳) بر اروپا گرایی و سپس امریکاگرایی بود، در دوره الهام علی اف ( از سال ۲۰۰۳) و پس از خدمات ویژه انگلیس به وی در دوره به کما رفتن شش ماهه حیدر علی اف، به «اسرائیل پرستی» تغییر پیدا کرد؛ رویکردی که در تمام وجوه حاکمیتی دوره الهام علی اف از حوزه های آموزشی، فرهنگی، اقتصادی، انرژی تا سایبری، امنیتی و نظامی و حتی خانوادگی نمایان می باشد. در این مدت اسرائیلی ها نه تنها هیچ محدودیتی برای جولان در سراسر جمهوری آذربایجان نداشته اند، بلکه باکو خود مبتکر بخشی از اقدامات و ایده های ضدایرانی اسرائیل بوده است؛ بر همین اساس نیز برآورد امریکا و اسرائیل این بوده است که جمهوری آذربایجان یکی از مشتاق ترین کشورها برای حملات نظامی امریکا و رژیم اسرائیل به ایران از سال ۱۳۸۸ تاکنون می باشد؛ چرا که این همسایه خانه زاد، بدلیل انکار اشتراکات تاریخی، سرزمینی ، فرهنگی، هویتی و دینی با ایران، «بود جعلی» خود را در «نبود ایران» می داند.
اقدام نماینده رسمی جمهوری آذربایجان در ترک سالن مجمع عمومی سازمان ملل در هنگام سخنرانی دکتر مسعود پزشکیان -که طی دو سال اخیر بسیار بیشتر از آداب دیپلماتیک و حتی افزونتر از حدود برادری یکجانبه، برای شخص الهام علی اف از خود مایه گذشته است-، پیام روشنی داشت. جلوس نماینده جمهوری آذربایجان بر صندلی این کشور در مجمع عمومی در زمان سخنرانی نتانیاهو بزرگترین جانی بین المللی معاصر بر طبق حکم بازداشت دیوان بین المللی کیفری، نشان داد که جمهوری آذربایجان تصمیم گرفته است که پس از حدود دو دهه پنهانکاری و ادعای روابط برادری با ایران، جنبه های واقعی سیاست های ضدایرانی خود را آشکار، و وصلت خود با صهیونیسم در قالب راهبرد «اسرائیل پرستی» را به نمایش همگانی در سطح جهانی بگذارد؛ این رویکرد که حتی خشم ترکیه که انتظار داشت بمانند رفتار آنکارا ، باکو نیز فعلا در پشت صحنه با اسرائیل همکاری کند، برای لابی های قومی و مشتی ساتقین بی هویت در ایران که سالها با دریافت جیره دلاری از باکو، در بسیاری از نهادهای دولتی، دانشگاهی و اجرایی ایران نفوذ، و کوه یخ خباثت ها و شرارتهای باکو علیه ایران را پنهان، و به هویت شریف ایرانی و آذربایجانی خیانت و جفا کردند، بسیار گران و عبرت آموز خواهد بود. با وجود این، جمهوری آذربایجان سالهاست که در صف اول شرارت های ضدایرانی امریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران بوده و هست که ذکر فهرست طولانی آن برای جماعت ساتقین و قومگرایان مقدس مآب، آب در هاون کوبیدن است. جمهوری آذربایجان اولین کشوری است که از حدود هفت سال پیش تاکنون با بستن مرز زمینی با ایران به بهانه کرونا، زودتر و بیشتر از هر کشور دیگری با محاصره و تحریم ایران همراهی کرد، اما توسط عناصر نفوذی به عنوان تنفس گاه ترانزیتی ایران بازنمایی شد. دلیل این موضوع نه کرونا، و نه به ادعای برخی از رسانه های باکو بحث جلوگیری از خروج ارز گردشگران درمانی یا حتی ملاحظات امنیتی معمول ناشی از جنگ قراباغ، بلکه آگاهی باکو از پشت پرده سیاست های آتی رژیم اسرائیل علیه ایران بوده است؛ به دلیل اینکه باکو در این روند خود بخشی از فرایند صهیونی می باشد که برای فروپاشی و تجزیه ایران لحظه شماری می کند تا سنجه ای برای آشکار شدن هویت جعلی برساخته اش وجود نداشته باشد. رویکرد موذیانه ای که گهگاه از جمله در خطابه های علی اف در تروریست خواندن ایران در جریان ماجرای خودساخته سفارت آذربایجان در تهران و سناریوی اصابت پهپاد به زمین خالی! در نزدیک فرودگاه نخجوان در جنگ ۴۰ روز خود را نشان داد، در واقع اولین بار حاکم باکو بود که تز خودلایق ترامپ و نتانیاهو برای تروریست خواندن مردم ایران را تکرار کرد.
به دلیل همین رویکرد است که دو سال دیپلماسی تولد و خویشاوندی نه تنها هیچ دستاوردی از جمله در گشایس مرز زمینی نداشت بلکه جمهوری آذربایجان جزو پیشتازان اجرای تحریم های یکجانبه امریکا علیه ایران می باشد که نه تنها پروازهای ایرانی به مقصد باکو را از تهران و تبریز متوقف کرده است بلکه در ادامه سه دهه نمک نشناسی در مقابل ارتباط جمهوری آذربایجان با نخجوان از خاک ایران، حتی آسمان خود را برای عبور هواپیماهای ایران به دیگر کشورها بسته است.
متاسفانه خیانت جریان نفوذ که مانع از بهره برداری از فرصت های شگرف ایران در قفقاز در جنگ ۴۰ روزه برای قطع شریان اصلی انرژی به اسرائیل و متحدان امریکا شد، باعث گردید که الهام علی اف با احساس مصونیت ناشی از تاثیر دیپلماسی تولد، بر ابعاد اقدامات امنیتی و نظامی شرارت بار خود علیه ایران که در جنگ های ۱۲ و ۴۰ روز باعث به خاک و خون کشیده شدن صدها ایرانی از جمله در تبریز و اردبیل و تهران از مسیر جغرافیای جمهوری آذربایجان شد، بیفزاید.
در جریان جنگ ۴۰ روزه و طرح ترامپ برای حمله زمینی تجزیه طلبان کُرد، جمهوری آذربایجان و ترکیه به این دلیل که محوریت به کردها داده شده است، با این موضوع همراهی نکردند؛ متعاقب آن و همزمان با اجلاس سران ناتو در ترکیه، این پیشنهاد از سوی اسرائیل به امریکا داده شد که در صورت محوریت یافتن جمهوری آذربایجان و ترکیه و تجزیه طلبان وابسته به آنها و قرار گرفتن تجزیه طلبان کُرد در ذیل آنها، علاوه بر همراهی آنکارا و باکو ، امکان غافلگیری تهران بیشتر خواهد شد؛ تحرکات مشکوکی که جمهوری آذربایجان به همراه ترکیه در روزهای های اخیر از جمله مین زدایی در بخشی از مناطق آزاد شده در جنگ قراباغ که مزیت ویژه برای عبورهای غیررسمی دارند و همچنین برگزاری رزمایش در این راستا صورت می گیرد. در این راستا ، مهمترین هدف رزمایش مشترک سهجانبهای باصطلاح «قدرت اتحاد – ۲۰۲۶» که با مشارکت نیروهای زمینی و دریایی، و پهپادهای جمهوری آذربایجان، ترکیه و ازبکستان از ۲۱ سپتامبر تا ۱ اکتبر ۲۰۲۶ در سه مرحله و در سه منطقه خوجاوند، نخجوان و دریای کاسپین (منطقه «بویوک زیره») برگزار شد، بالا بردن سطح آمادگی نیروها برای اجرای عملیات های ترکیبی بود. اگرچه در خصوص اهداف این رزمایش، مباحثی مانند تمرین صیانت از کریدور جعلی زنگزور، و پیاده سازی ایده رزمایش های مشترک باصطلاح جهان تُرک در قالب ایده ناتوی ترکی مطرح می شود اما مناطق سه گانه رزمایش، به لحاظ نظامی، مهمترین معابر برای اقدامات زمینی و دریایی علیه ایران محسوب می شوند که از عنصر غافلگیری نظامی نیز برخوردار هستند.
دولت باکو خلاف خواست مردم جمهوری آذربایجان با عیان کردن خصومت خود علیه حاکمیت و مردم ایران، نه تنها به هزاران سال پیوند و خویشاوندی، و به گذشته تاریخی آران و بادکوبه و اصول اولیه حسن همجواری خیانت کرده است، بنابراین تداوم رفتار گذشته ایران در قبال حاکم بادکوبه و عدم استفاده از ظرفیت های شگرف ژئواکونومیکی و ژئوپلیتیکی قفقاز در مصاف با امریکا و رژیم اسرائیل، رویکری خسران بار خواهد بود؛ مدتهاست که خواست قاطبه مردم ایران از جمله ۳۱۳ هزار نفر جانفدا که ۷ مهر در تبریز به خروش درآمدند، کنارگذاشتن رویکرد ذلیلانه خویشاوندی التماسی، و واکنش در تراز «ایران قوی» به لگدپراکنی های حاکمان باکو است.
به گواه هفت هزار سال تاریخ پرشکوه ایران و فرزندان غیور آن از کورش کبیر تا خامنه ای شهید (ره)، هیچ خائنی از نوک پیکان انتقام شایسته ایران، رهایی نخواهد داشت؛ این بار برای خائنان نه فُرم پناهندگی داده خواهد شد و نه لابیگری مشتی وطن فروش، مصونیتی برای آنها ایجاد خواهد کرد. «ایران قوی» علیرغم همه صدمات دشمن، نظم منطقه ای را دگرگون ساخته است و امواج این تغییر دیر یا زود گریبان عناصر ضدایرانی مزدور برای صهیونیسم را خواهد گرفت.
منبع : کانال حماسه اقوام (پیام رسان بله)
پیام بگذارید