« بایستههای تغییر نام غیرایرانی خزر در پرتو حقوق تاریخی؛ صیانت از هویت جغرافیایی ایران با بازگشت به نام کاسپی»
متن کامل سخنرانی دکتر احمد کاظمی؛ استاد حقوق بین الملل دانشگاه و پژوهشگر ارشد اوراسیا
در نشست «هماندیشی درباره نام دریای کاسپی» در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری
بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب به همه عزیزان حاضر در جلسه. با امید سربلندی و سرفرازی برای ایران و همه ایرانیان عزیز. تشکر میکنم از آقای دکتر زارعی، بابت برگزاری این جلسه خوب.
عنوان سخنرانی من «بایستههای تغییر نام غیرایرانی خزر در پرتو حقوق تاریخی» است. اسامی تاریخی، اسامی کهن و باستانی از منظر حقوق تاریخی و در پرتو «دکترین عناوین تاریخی» بسیار مهماند. چرا امروز ما در برخی از مناطق ژئوپلیتیک بر سر اسامی مناقشاتی داریم؟ می توان به بحث دریای چین جنوبی، دریای ژاپن که کره آن را دریای شرق مطرح میکنند، اسم مقدونیه تاریخی بین یونان و مقدونیه شمالی، و همین سال های اخیر تلاشهای ترامپ برای تغییر بعضی از اسامی مثل خلیج مکزیک مطرح می شود؟ دلیل این چیست؟ اسامی برای خودشان از منظر حقوقی اثر دارند، از منظر هویتی اثر دارند. از منظر حقوق تاریخی، یکی از کارکردهای اسامی تاریخی، این است که قدمت حضور و مالکیت شما را در آن منطقه نشان میدهد. وقتی این قدمت را نشان میدهد، در تعاملات منطقهای و بینالمللی و در رایزنیهای دیپلماتیک، موقعیت چانهزنی شما را به شدت تقویت میکند.
در عین حال، این اسامی پیوند هویت نسل حاضر با هویت تاریخی و تمدنیشان است و بخشی از هویت ملی کشور محسوب میشود. صیانت از اسامی تاریخی و حفظ آنها به نوعی حمایت از فرایند عرفی شدن اسامی است. اسامی تاریخی عرفی شده برای احترام به میراث تمدنی و هویتی به کار می روند، ما هم برای صیانت از این اسامی و عرفی شدن آنها باید پشتاز باشیم. این جلسه در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری برگزار می شود و از این منظر هم می شود گفت اسامی تاریخی از منظر برند گردشگری و مزیتهایی که متوجه آن است، بسیار اهمیت دارد.
من معتقدم که اطلاق خزر به این دریا، خودش یک رنجنامه و یکی از خسرانهای زیانبار و نابخشودنی در حوزه هویت ایرانی اسلامی است که در طول تاریخ ما متأسفانه در مورد این پهنه آبی ایجاد شده است. اساتید اشاره کردند که دریای شمال ایران در طول تاریخ با عناوین مختلف مانند دریای کاسپی، ورکانه، هیرکانی، طبرستان، آبسکون، دریای گیلان و دریای گیل، مطرح شده است. همین عنوان کاسپی، چه از منظر انتساب آن به قوم کاسپی، کاسیها یعنی همان مردمان کنار آب که به نوعی وجه تسمیه اش است، چه از منظر بحث ریشه کلمه قزوین در زبان پهلوی که به کاس، کژین و کسبین میرسد، عنوانی تماما ایرانی است.
در تاریخ اطلاق خزر برای نامیدن یک قوم و شهر بوده است نه دریا
آیا نام خزر از منظر تاریخی ارتباطی به این دریا دارد؟ ما وقتی که آثار خیلی از مورخان مثل مسعودی، اصطخری و حموی نگاه میکنیم یا به آثار دهخدا در معرفی خزرها یا سفرنامه احمد بن فضلان که سفیر دستگاه عباسی در پایتخت خزران بوده، نگاه میکنیم، می بینیم که واژه خزر در وهله اول اطلاقش به یک قوم است؛ قوم خزر. درباره ماهیت این قوم نیز اختلاف نظر و تناقض دیدگاه وجود دارد. بعضی از مورخان عثمانی و ترک مثل عثمان کاراتای می گویند که ریشه اینها به اورخون و کتیبه های اورخونی می رسد و بعضی از مورخان دیگر مثل اصطخری معتقدند که اینها غیرترکاند. اما، چیزی که مشخص است که خزرها قومی بودند، عمدتاً به عنوان قوم ترک یهودی شده شناخته میشوند. خزران و اساسا ترکان هیچ ربطی به قوم شریف و اصیل آذری و آذربایجانی ما ندارد، چون آذربایجانی ها یکی نژاد اصیل ایرانی می باشند و همانطور که اشاره خواهم کرد، یکی از بزرگترین عاملان کشتارها و نسلکشی ایرانیها و آذریها، همین ترکان خزری بوده اند. یک جریان معلوم الحال وجود دارد که تلاش می کند با تحریفات، آذریها را با انبوهی از ترکان مانند خزرها، اویغورهاف اوغوزها یکسانسازی کند که این اصلاً با واقعیتهای تاریخی انظباق ندارد.
نکته بعدی این است که در همین منابع تاریخی، خزر به یک شهر اطلاق می شده است. خزر به عنوان یک شهر در دشت قبچاق یا همان کومانیا شناخته می شود، دشت قبچاق یعنی بخشهایی از شمال دریای کاسپی در کرانه رود ولگا، بخشهایی از قزاقستان به سمت قفقاز شمالی و دریای سیاه بوده است. خزر در واقع همانطور که دهخدا و سایرین اشاره میکنند، نام شهری از مملکت خزرها به پایتختی اتل یا آتل یا ایتیل (در منابع مختلف فارسی، یونانی، عربی) بوده است. آتل همان اسم رودخانه ولگاست؛ یعنی خود این پایتخت هم در کنار رود ولگا بوده و همانطور که پروفسور عنایت الله رضا هم در کتاب خودش به نام دریای شمال مطرح میکند، در فاصلهی دورتر از دریای کاسپی بوده است.
بنابراین خزر اطلاق به یک قوم بوده، اطلاق به یک شهر بوده، و به دریا اطلاق نمیشده است. تا قرن دهم میلادی هم شما در منابع فارسی، قبل از سال ۹۸۲، در کتاب حدود العالم که هم نام طبرستان هم آبسکون آمده، کلمه خزر در منابع فارسی نیامده است. نکته جالب این است که خود خزرها این دریا را به عنوان دریای خزر نام نمیبردند. اصلاً خزرها قومی دریانورد نبودند. شما وقتی آثار مسعودی (مورخ بزرگ اسلامی) را میخوانید، یک جملهاش را نقل به مضمون میکنم، میگوید: «شاه خزر کشتی ندارد و مردمانش عادت کشتیرانی ندارند و اگر چنین نبود برای مسلمانان هم خطری بزرگ بود». خزرها دریانورد نبودند که دریا داشته باشند یا نامشان را بر روی دریا بگذارند. این یکی از فجایح تاریخی است که برای یک دریای اصیل ایرانی، نام غیر ایرانی به کار برده شده و مطمئناً استمرار این عنوان تاکنون به صورت تصادفی نبوده که من بخشی از آنها را اشاره خواهم کرد.
دشمنی تاریخی خزران با ایران و قتل عام ایرانیان
ما میگوییم نباید نام خزر بر روی این دریا باشد؛ برای این که کلمه خزر به عنوان یک کلمه غیرایرانی هیچ تناسبی با تاریخ ایران، با فرهنگ ایران، با میراث دینی، معنوی و تمدنی و سرزمینی ایران ندارد و به همین دلیل، این کلمه نامتناسب محسوب میشود. اولاً خزران در کنار یونانیها و رومیها یکی از بزرگترین دشمنان ایران بودند؛ از بزرگترین جنگهایی که ما در دوره ایران باستان، خصوصاً در دوره ساسانیان، در دوره قباد یکم، بیستمین پادشاه ساسانی، در دوره هرمز چهارم، در دوره خسرو انوشیروان داشته ایم با همین خزرها بوده است. شما وقتی منابع تاریخی را میخوانید، میبینید که استرابون، مورخ یونانی، از خزرها به عنوان قومی وحشی و خونریز یاد میکند. میبینیم که خزرها بارها و بارها به ایران حمله کردند. یکی از بزرگترین جنگها در سال ۴۸۸ میلادی بوده است. خزرها بارها تا آران، تا شروان، تا اردبیل، تا تبریز آمدند و نهایتاً در دوره ساسانی، در دوره خسرو انوشیروان، ما استحکامات موسوم به قلعه و دیوار دربند را برای مقابله با خزرها ساخته ایم و شما میدانید که عموماً دین و آیین خزرها که شمنیسم بوده، در ابتدا مبتنی بر خرافهپرستی و حیوانپرستی بوده؛ خصوصاً احمد بن فضلان به خوبی در کتاب خودش این عادات اجتماعی خزرها را مطرح کرده است که نشان می دهد اینها قوم بسیار عجیبی بودند. یک پدیده عجیب و غریب بودند، همانطور که اساتید اشاره کردند. به خاطر همین است که در بعضی از منابع آمده است آنها همان قوم یاجوج و مأجوج اند که در قرآن و در تورات آمده است.
اشتباه مورخان اسلامی – عربی در اطلاق خزر بر کاسپی
مورخان عرب به اشتباه و شاید هم در واقع بخاطر تمایل آنها به زدودن اسامی باستانی ایرانی، نام بحر خزر را برای این دریا جا انداختند و امروز این اشتباه اعراب بهانه ای شده است برای نامیدن این دریا با نام نامتجانس خزر. به نحوی که برخی ها ادعا می کنند که که ما بررسی کردیم، مثلاً هزار بار در نوشته های مورخان عرب نام بحر خزر آمده است و بهانه هایی از این قبیل. در جواب اینها باید گفت که مگر تاریخ شما از ۸۰۰ سال یا ۲۵۰ سال پیش شروع میشود که استناد می کنید که در این مدت، به کرات نام خزر آمده؟ چرا تاریخ قبل از آن را نمی بینید؟ این در واقع اشتباه مورخان اسلامی و عربی بوده که در خوشبینانهترین حالت به خاطر این بوده چون حملاتی که خزرها علیه مسلمانان داشتند، عمدتاً از سمت رود کر که به دریای کاسپی سرازیر می شود، صورت می گرفت، آنجا را بحرالخزر نامیدند. البته که در قرون بعدی موخران اسلامی و عربی این اشتباه تاریخی خود را تصحیح کردند و بحرالقزوین را احیا کردند .
تعصب دینی خزران و خصومت تاریخی آنها با اسلام و مسلمانان
نکته بعدی در واقع دشمنی خزرها با اسلام و مسلمانان بوده است. همین الان که کتب تاریخی آموزشی جمهوری آذربایجان را که میخوانید، میبینید که در این کتابها نوشته شده است یکی از افتخارات خزرها این بوده که سیصد سال در برابر اسلام و پیشرفت اسلام مقاومت کردند. در سال ۷۴۰ میلادی، خاقان خزر موضوع یهودی شدن خزرها را مطرح کرد. به خاطر عنادی که با اسلام داشتند و همچنین عنادی که با مسیحیت داشتند، دین یهود را انتخاب کردند؛ یعنی انتخاب یهودیت توسط این قوم برای خداپرستی نبوده، بلکه بر اساس معیارهای سیاسی و ژئوپلیتیکی بوده است. اساسا از منظر آیین یهود یعنی انتقال دینی از طریق مادر یهودی، آنها نمی توانستند یهودی بشوند. چرا که قوم خزر از اسباط دوازدگانه و طوایف و شاخه های مربوط به دوازده پسر حضرت یعقوب ع محسوب نمیشوند و به همین دلیل، خزرها قبیله سیزده هم خوانده میشود. این نکته مهمی است. کتاب داگلاس مورتون دانلوپ انگلیسی به نام تاریخ خزران یهودی، که البته در ترجمه به فارسی من تعجب میکنم چرا عنوان یهودی از نام این کتاب حذف شده؛ کاملاً نشان میدهد که در واقع یهودیت در میان اکثریت خزرها گسترش یافته است، اول نخبگان و حاکمیت آن را اجباری کردند و به مردم سرایت داده شد. برغم این برخی ها در ایران تلاش می کنند که بگویند خزرها تنوع و تساهل دینی داشتند که این ادعا هم یک جعل تاریخی است. اگر آثار مسعودی و سایرین را بخوانید، میبینید که برخورد تندی که خاقانهای خزر در همان آتیل با مراکز اسلامی داشتند، منارههای مساجد را تخریب می کردند، بسیار خشونت آمیز بوده است. این چه قوم متساهلی بوده است که بارها و بارها به ایران، خصوصاً مناطق شمال و شمال غرب ایران، مناطق آذرینشین ایران هم حمله کرده است و دست به قتل عام ایرانیان از جمله آذری ها، تالشی ها، گیل ها و مازنی ها زده است ؟
کشتار آذریها، تالشان، گیل ها و مازنی ها توسط خزران در طول تاریخ
بویژه از سال ۶۲۶ تا سال ۷۳۰ میلادی شاید بیش از ده تجاوز شدید وحشیانه خزرها به آران، شروان، اردبیل و تبریز و شمال ایران شده است. خاقانی، شاعر پرافتخار ایران، که زاده شروان و مدفون در تبریز است، در آثار خودش بارها در واقع به این وحشیگری خزرها اشاره میکند. اینها مواردی است که نشان میدهد خزرها در کشتار ایرانیان دست دارند. در ۷۱۷ میلادی که خزرها از رود ارس میگذرند و وارد آذربایجان ایران میشوند و قتلعام میکنند. خزرها در یورشی که در سال ۷۳۰ با ۳۰۰ هزار نفر نیرو به ایران و به اردبیل میکنند ، وارد شهر اردبیل شدند و هزاران تن از مردم اردبیل را می کشندو حتی به اطفال و زنان نیز رحم نمی کنند. نوشتههای موسی کالان کواتسی که خود شاهد این کشتارها بوده است از وحشی گری تمام عیار خزرها در اردبیل و تبریز حکایت می کند. آنها به زنان و کودکان هم رحم نکردند. ما داریم الان نام قومی را که نیاکان و اجداد ما را در ایران از اقوام مختلف از گیل و مازنی و آذری و کرد و تالشی کشتار کرده است، بر دریایی که اصالتا ایرانی است، اطلاق می کنیم؟ این طبیعتاً یک فاجعه تاریخی می باشد.
خزران؛ نیای یهودیان اشکناری و بنیانگذاران رژیم اسرائیل
نکته بعدی در مورد ماهیت خزرهاست. آرتور کستلر نظریه پرداز یهودی که در کتاب خودش به عنوان «خزران، قبیله سیزدهم، امپراتوری خزر و میراث آن» میگوید: خزرها بعد از این که در سال ۹۶۵ میلادی توسط روسها سرنگون میشوند و اردوگاهشان از بین میرود، به سمت مجارستان و لهستان میآیند، در آن جا پراکنده میشوند و در واقع نیای اشکنازیهای یهودی هستند که بعدها اسرائیل را بنیان گذاشتند. همین نظریه را آقای «آبراهام پولیاک» دیگر نظریه پرداز یهودی در کتاب خودش با عنوان «خزریه؛ تاریخی یک پادشاهی یهودی در اروپا» مطرح میکند و می گوید وقتی اینگونه است، یعنی خزرها نیای یهودیان اشکنازی و بنیانگذاران اسرائیل هستند، پس نیای بنیانگذاران اسرائیل نه ذریه حضرت ابراهیم، بلکه بیشتر به خزرها برمیگردد.
بر این اساس با رصد تحولات می بینیم که جریان اصلی بینالمللی حامی عنوان خزر در واقع جریان صهیونیستی و طرفداران آنها در منطقه است، به دلیل این که آنها به دنبال احیای یک امپراتوری خزری در قفقاز هستند. در حالی که دین اصیل یهود همان ریشه خزری را رد میکند، هم به دلیل نژادی و قومی که اشاره شد که یهود نمیتواند غیر از قوم سامی باشد، هم به خاطر این که خزرها یک قوم غارتگر و وحشی بوده اند و انتخاب سیاسی یهودیت از سوی آنها، برای یهودیان اصیل، افتخاری محسوب نمیشود. بنابراین حامی این جریان، جریان صهیونی است. به خاطر همین در جمهوری آذربایجان که امروز نقش پایگاه منطقه ای صهیونیسم را بازی میکند، میبینیم که بحث مهاجرت یهودیان مطرح است، بحث احیای امپراتوری خزری مطرح است، و در کتب آموزشی تاریخی آنها به کشتار مردم آران و بادکوبه و گنجه توسط خزران اشاره نمی شود.
بنابراین وقتی ما از منظر هویتی و تاریخی، از منظر ایرانیت، از منظر اسلامی، حتی از منظر انقلابی نگاه بکنیم، هیچ توجبهی برای ابقاء واژه غیرایرانی خزر وجود ندارد.
پیشگامی جهان در کاربرد نام اصیل کاسپین، و قصور تاریخی ایران
و امروز ما میبینیم که این یکی از تناقضات عجیب روزگار ما است که در دنیا واژه اصیل کاسپین استفاده می شود – و اگر بخواهیم این را فارسی سازی هم بکنیم می توانیم به صورت “کاسپیان” (کاسپی ها) استفاده کنیم- ، اما فقط در سه کشور به صورت ویژه نام خزر را بطور رسمی در منابع آموزشی خودش استفاده میکند: جمهوری آذربایجان، ترکیه و ایران. تکلیف جمهوری آذربایجان و ترکیه در این خصوص روشن است. در ترکمنستان هر دو نام کاسپی و خزر به کار میرود، ولی در روسیه، در قزاقستان، حتی در ازبکستان، در تاجیکستان، در قزاقستان دریای کاسپی در منابع آموزشیشان و هم در رسانه ها و محاورات مردم به کار برده می شود. اما، این واقعاً نکته عجیبی است که در ایران از نام خزر استفاده می شود.
جمهوری آذربایجان، همانطور که برای تحریف سایر عناصر فرهنگی و هویتی ما از جمله «نظامی گنجه ای» پویش جهانی راه انداخته است و وی را شاعر غیر ایرانی می نامد؛ برای صیانت از نام غیر ایرانی خزر هم به صورت رسمی و غیر رسمی و در سطح بین المللی بویژه از طریق دیپلماسی خاویاری تلاش می کند، و عناد خود با هویت تاریخی اش را از طریق بکار نبردن عنوان تاریخی «خلیج فارس» نشان می دهد.
احیاء نام تاریخی دریای کاسپی، مکمل صیانت از نام تاریخی «خلیج فارس» است
ما در مقطع مهمی قرار داریم که برای صیانت از داشتههای تاریخی، هویتی و تمدنی خودمان باید از نام غیرایرانی خزر عبور بکنیم. نکته بسیار مهمی که وجود دارد این است که صیانت از نام کاسپی یا بازگشت به نام تاریخی کاسپی دقیقاً همراهی و تکمیل رویکرد ما در صیانت از نام تاریخی خلیج فارس است. اگر ما از نام هزاران ساله خلیج فارس حمایت و صیانت میکنیم، به همان دلیل نیز باید نام هزاران ساله کاسپی را احیا بکنیم. بنابراین احیای نام تاریخی کاسپی و حذف نام غیرایرانی خزر دقیقاً در راستای وفاداری به تاریخ و هویت این مرزوبوم است. برای حافظه تاریخ ایرانیان این نکته منفی محسوب میشود که در سال ۱۳۱۱ شمسی برای حراست از نام این دریا و حذف عنوان غیر ایرانی خزر اقدام شده ولی بعد از حدود هفت دهه و دقیقا در سالی که آقای حیدر علی اف، رئیس جمهوری آذربایجان (سال ۱۳۸۱) به تهران می آید ناگهان اسم دریا به خزر تغییر پیدا می کند. آقای خاتمی در دیداری که با ایشان در کاخ سعدآباد داشته و در همین دیدار من به عنوان خبرنگار حضور داشتم، شاهد بودم، آقای خاتمی نام دریای مازندران را بکار برد و آقای حیدر علی اف با تندی به آن واکنش نشان داد و گفت که نام این دریا خزر است. درست پس از آن ماجرا در سال ۱۳۸۱ کمیته نامگذاری ها در کشور ما، بطور عجیبی نام غیرایرانی خزر را اجباری کرده است. حال آنکه، واژه غیرایرانی خزر هیچ ارتباطی با فرهنگ، ادبیات، تمدن، تاریخ، هویت و میراث ناملموس معنوی ما ندارد و ترکان یهودی خزری که در نزدیکی دریای سیاه و در کرانه رود ولگا بودند، ربطی به ایران ندارد. اساسا ترکان و خزران به لحاظ نژادی، به لحاظ دینی، تاریخی و هویتی ارتباطی به آذریهای شریف ما که نژاد اصیل ایرانی هستند، ندارند. همانطور که آذریهای ما تحت تجاوز نظامی ترکان عثمانی قرار گرفتند، بارها تحت تجاوز نظامی ترکان خزری هم قرار گرفتند. امروز هم که تمدن ایرانی اسلامی به صورت ناخواسته تحت حمله ترکیبی و تمدنی اردوگاه ساکسونی قرار گرفته است، باید داشتههای تاریخی خودمان را بیشتر از گذشته حفظ و حراست و احیاء کنیم و یکی از این پاسداشتها، بازگشت به نام اصیل کاسپی باشد.

پیام بگذارید