در بررسی پیوستن ترکیه به «پیمان مکه»، ابتدا باید ماهیت بنیادین این پیمان واکاوی شود و بر مبنای آن، پیشرانهای مؤثر بر تصمیم آنکارا تشریح گردد. در خصوص پیمان سهجانبه میان عربستان، پاکستان و ترکیه که با عنوان «پیمان مکه» شناخته میشود، از دیدگاه راهبرد رسانهای نباید اجازه داد این ائتلاف با بهرهبرداری از نام مقدس «مکه» در افکار عمومی تقدیس و بزرگنمایی شود. ازاینرو، اطلاق عنوان «پیمان سهجانبه عربستان، پاکستان و ترکیه» دقیقترین و مناسبترین شیوه نامگذاری است.
دیدگاههای موجود درباره ماهیت پیمان مکه
در تحلیل ماهیت این ائتلاف، باید به دیدگاههای شکلگرفته در دو زمینه بنیادین (ایجابی) و واقعبینانه (سلبی) اشاره کرد:
دیدگاه خوشبینانه: براساس این تحلیل، پیمان مکه ماهیتی اساساً ضدصهیونیستی دارد که در پی تجاوز نظامی سال گذشته اسرائیل به قطر و افزایش تنشهای لفظی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی (بهویژه در صحنه تحولات سوریه) پدید آمده است. طرفداران این دیدگاه، برآیند پیمان را نوعی همگرایی جمعی منطقهای برای مقابله با رژیم صهیونیستی و سدسازی در برابر راهبرد «اسرائیل بزرگ» ـ که با حمایت آمریکا بهدنبال تجزیه کشورهای منطقه است ـ ارزیابی میکنند.
دیدگاه واقعبینانه: شواهد و قرائن متعددی دیدگاه نخست را رد میکنند. انگیزه بنیادین تأسیس این پیمان، پیامدها و تحولات پس از جنگ ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، پیروزی ایران و تثبیت دست برتر کشور در معادلات ژئوپلیتیک منطقه (بهویژه تسلط بر تنگه هرمز و تنگه بابالمندب)، و در نتیجه، هراس متحدان منطقهای ناتو و کشورهای محور سازش، از تفوق محور مقاومت است.
پس از سقوط دولت بشار اسد که با هماهنگی رژیم اسرائیل و ترکیه انجام پذیرفت، این فرض برای رقبا مطرح بود که ایران دچار تضعیف راهبردی شده و به سمت تجزیه پیش میرود؛ فرضیهای که هدف محوری تحمیل جنگ ۱۲ روزه بود. با این حال، پیروزی ایران و تسلط کامل بر تنگه هرمز، شکلگیری نظمی نوین را با برتری قدرت منطقهای ایران رقم زد. خسارت سنگین به پایگاههای آمریکایی و ناچار شدن واشنگتن به انتقال تجهیزات به اردن و سرزمینهای اشغالی، عملاً هراس عمیق در محورهای آنان ایجاد کرد. ازاینرو، هدف اصلی پیمان مکه ممانعت از استقرار و تثبیت نظم ایرانی و محور مقاومت در منطقه است. چنانچه این ائتلاف صادقانه به دنبال تحقق آرمانهای جهان اسلام، مسئله فلسطین و مقابله با صهیونیسم بود، میبایست در جریان نسلکشی بیش از ۷۰ هزار فلسطینی در غزه که رسمیت یافتن آن دقیقاً همزمان با تثبیت دستاوردهای ژئوپلیتیکی محور مقاومت رقم خورد، شکل میگرفت؛ درحالیکه پس از عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ شکل گرفت.
انگیزهها و محاسبات راهبردی ترکیه
انگیزههای ترکیه از الحاق به این پیمان را باید در چارچوب رقابتهای هویتی و ژئوپلیتیکی تحلیل کرد:
رقابت هویتی در جهان اسلام: مواضع مقامات آنکارا ـ نظیر اظهارات هاکان فیدان در مقایسه نیروهای محور مقاومت با سیاستهای اشغالگرانه اسرائیل و نیز مخالفت ترکیه با حق ایران برای کنترل تنگه هرمز ـ نشاندهنده نگرانی شدید آنان از افزایش محبوبیت ایران است. پس از تحولات اخیر، محبوبیت ایران در جهان تسنن رشدی چشمگیر (تا ۹۰ درصد میان پیروان مذاهب حنفی و مالکی و تا ۷۰ درصد میان پیروان حنبلی) را تجربه کرده است. بنابراین، ترکیه در پیمان مکه با ایجاد یک «محور سنی جدید» میکوشد رهبری نظم منطقهای و ادعای مقابله با اسرائیل را از دست محور شیعی خارج کند
اهرم چانهزنی با تلآویو: ترکیه تلاش دارد از کارت این پیمان برای تقویت جایگاه خود در اختلافات میدانی با اسرائیل در سوریه استفاده کند؛ بهویژه پس از تحقیر آنکارا در پی حمله اسرائیل به پایگاه این کشور در سوریه (بهرغم نقش ترکیه در سقوط نظام اسد) و همچنین در مناقشات مربوط به منابع گازی مدیترانه شرقی در تقابل با ائتلاف اسرائیل، مصر و لیبی.
مأموریت نیابتی از سوی ناتو: با وجود این مسائل، مأموریت کلان ترکیه در قامت عضو ناتو، تضعیف موقعیت ایران و جلوگیری از استقرار نظم نوین منطقهای با محوریت تهران و محور مقاومت است.
چالشهای درونی و ساختاری پیمان مکه
مهمترین پاشنهآشیل این پیمان، «تظاهر و ریاکاری ساختاری و شکاف میان اهداف اعلامی و پنهانی آن» است:
۱.چالش مشروعیت و افکار عمومی: هدف پنهان پیمان، تضعیف ایران و مهار نظم مقاومت است؛ اما آشکار شدن این واقعیت که ابزارهای این ائتلاف در پازل راهبردی آمریکا و اسرائیل قرار دارد، موجی از انزجار و انتقاد را در افکار عمومی جهان اسلام علیه اعضای آن برمیانگیزد.
۲.بحرانها و تضاد منافع داخلی و پیرامونی اعضای: هریک از این سه کشور با کلافی از مشکلات امنیتی دستبهگریباناند:
پاکستان: درگیر تنشهای فزاینده با حکومت طالبان در افغانستان و تضاد تاریخی با هند؛
عربستان سعودی: مواجهه با تعارض منافع شدید با امارات در یمن و همچنین با انصارالله یمن، اصطکاکهای سیاسی با قطر و پروندههای حلنشده با عراق و نیز مشکلات داخلی درون عربستان؛
ترکیه: درگیر مناقشات گسترده در دریای مدیترانه و دریای اژه، مسئله یونان و قبرس، پیچیدگیهای ژئوپلیتیک قفقاز، چالشهای دریای سیاه با روسیه و رویارویی نامتقارن با اسرائیل در سوریه.
مجموعه این چالشها نشان میدهد که اعضای این پیمان ـ چه منفرداً و چه در قالب ائتلاف ـ توان بازگرداندن موازنه قوا و دگرگونی دستاوردهای ژئوپلیتیک پس از جنگ۴۰ روزه ایران با آمریکا را نخواهند داشت و سرنوشت پیمان مکه، مانند سایر پیمانهای ایجادشده توسط محور سازش، فراتر از کارکردهای تبلیغاتی و رسانهای نخواهد بود. البته پیمان مکه تلاش زیادی خواهد کرد تا نقش خود را بهعنوان متحد محور ساکسونی و ناتو برای جلوگیری از پر شدن خلأ ناشی از افول هژمونی آمریکا در منطقه ایفا کرده و اهداف آمریکا را در منطقه دنبال کند. اما به نظر میرسد پیمان مکه با چالشهای جدی مواجه است و در عمل، کارکردی متوجه این پیمان نخواهد بود.
دکتر احمد کاظمی کارشناس و تحلیلگر مسائل ترکیه و حوزه قفقاز و استاد دانشگاه
پیام بگذارید