(به بهانه ۲۸ می سالروز تاسیس جمهوری دموکراتیک آذربایجان)

 ۲۸ می (۷ خرداد) یادآور تاسیس حکومت مساوتیان در آران تاریخی در سال ۱۹۱۸ می باشد. یکی از تحولات مهم قفقاز در قرن بیستم در زمان انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ هست که شاهد تحولاتی در آن مقطع  توسط جنبش مساواتیان در قفقاز هستیم که تاثیرات متعددی هم در آن مقطع بر مباحث هویتی و معادلات ژئوپلیتیکی منطقه می گذارد و هم به نوعی امروز برخی از کلان روندهای منطقه قفقاز تحت تاثیر اقداماتی هست که در آن دوره شکل گرفته است. انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ که توسط بلشویک ها علیه منشویک ها بعد از سقوط امپراطوری تزاری نیکلای دوم صورت می‌گیرد یک خلاء قدرتی را در قفقاز ایجاد می کند.

قفقاز برای هزاران سال بخشی از ایران زمین بوده و بعد از اینکه بموجب قراردادهای ننگین ترکمنچای و گلستان از ایران جدا میشود در دوره تزاری چون در سیطره تزارها بوده با فروپاشی حکومت تزارها یک خلا قدرت را در این منطقه در سال ۱۹۱۷ شاهد هستیم بلشویک ها در واقع به عمر دولت موقت منشویک ها که از فوریه تا نوامبر ۱۹۱۷ بوده پایان میدهند. در سن پترزبورگ و دیگر شهرهای روسیه، از یک سو درگیر نوعی جنگ داخلی با ارتش سفید مورد حمایت انگلستان و قدرت های بزرگ بودند و از سوی دیگر هم به نوعی خصوصا بلشویک ها در پنج سال اول حکومت خودشان تلاش می کنند که هم در داخل هم در خارج اعتماد ایجاد بکنند. آنها در داخل شعار نان، زمین و صلح را مطرح می کنند و در خارج اعلامیه بسیار مهمی که لنین در سال ۱۹۱۷ منتشر می کند و در واقع حذف یا لغو قراردادها و معاهدات تحمیلی را مطرح می‌کند، اقدام بسیار مهمی بود و حتی بسیاری از همین منظر بر لغو معاهدات ترکمنچای و گلستان هم در آن مقطع و مقطع فعلی تأکید می‌کنند. البته این رویه بعد از ۱۹۲۲ و عموماً بعد از مرگ لنین و روی کار آمدن استالین و به طور کلی بعد از تاسیس شوروی در ۱۹۲۳ کاملا از ازبین می رود.

در همین مقطع یعنی از ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۰ و خلا قدرتی که به دلیل عواملی که ذکر شد ایجاد می گردد مساواتیان ظاهر می شوند و به تحرکاتی در قفقاز یا همان آران تاریخی دست میزنند که تاثیرات زیادی را در منطقه ایجاد می کند. مساواتیان به رهبری آقای محمد امین رسول زاده طبیعتاً از لحاظ گرایش و هویت علی رغم فراز و نشیب هایی که آقای محمد امین رسول زاده در خود بادکوبه، در ایران، در ترکیه داشته ولی به طور کلی عقاید مساواتیان و شخص محمد امین رسول زاده تحت تاثیر افکار پان ترکیستی کمیته ی اتحاد و ترقی در دوره ی عثمانی و عموماً در اصل همان ترکان جوان به ویژه افکار آقای انور پاشا بوده و البته این خیلی چیز پیچیده ای نیست.

درست است که محمد امین رسول زاده و طیفی از روشنفکران ایرانی و قفقازی عموماً در آن مقطع به دلیل شکست جنبش مشروطیت در ایران و به دلیل شکست جنبش های سوسیال دموکراسی در اروپا، دچار نوعی یأس و سرخوردگی بودند که همین عامل هم در جذب آنها به سمت حرکت های اصلاح طلبانه ای که در اواخر امپراطوری عثمانی توسط ترکان جوان بنیانگذاری کرده بودند نقش داشت، و البته که از مجموع شعارهایی که در قالب «ترکلاشما»، «اسلاملاشما» و «معاصیرلاشما» می دادند یعنی «ترکیزه شدن»،  «اسلامی شدن» و «مدرن شدن»، بررسی افکار آقای محمدامین رسول زاده در نشریه «آچیق سؤز» که وی قبل از ۱۹۱۷ منتشر می کرد، نشان میدهد که بحث ترکلاشما یا ترکیزه شدن بیشتر از سایر ارکان دیگر روی افکار او تاثیر گذاشته و شخص محمدامین رسول زاده و جنبش مساوات به یک ابزار ترکان جوان و کمیته اطلاعات و ترقی در قفقاز  تبدیل می شود و همزمان با ایجاد خلاء قدرت در قفقاز بعد از انقلاب اکتبر ملاحظه می کنیم که جنبش مساواتیان از ارتش عثمانی و از ترکان جوان درخواست می کند که به سمت قفقاز حرکت بکنند و زمینه ساز تجاوز نظامی نوری پاشا وارتش عثمانی به سمت قفقاز میشود. اتفاقاً آنها هم به دنبال این موضوع بودند که بتوانند در قالب امیال پانترکیستی از این منطقه استفاده کنند کما اینکه در کتاب «تاریخ آذربایجان» که توسط آکادمی ملی علوم آذربایجان چاپ شده است همین موضوع مطرح شده است که ترکان عثمانی تلاش کردند که با تصرف قفقاز امیال پانترکیستی خودشان را در آن منطقه و در آن مقطع که عثمانی با قدرت های بزرگ درگیر بود، به پیش ببرند.

در همین اثنا شاهد هستیم که علی رغم درگیری هایی که در منطقه قفقاز بین ارمنی ها و آذری ها وجود دارد، منتها آن چیزی که اتفاق می افتد این بود که حرکت نیروهای متجاوز عثمانی به سمت بادکوبه باعث می شود که آن شرایط همزیستی مسالمت آمیزی که در طول تاریخ ایرانی قفقاز وجود داشته از بین برود و دولت مساواتیان هم با استفاده از این فضای بوجود آمده، به یک توسعه طلبی ارضی دست می زند، یعنی غیر از بادکوبه و گنجه، ادعاهای دیگری را بر تفلیس، شهرهای ارمنستان از جمله اچمیادزین  مطرح می کند. همین موضوع سبب می شود که ایده ی تشکیلِ جمهوری دموکراتیک قفقاز که از قضا در دوره منشویک ها در سال ۱۹۱۷ برای مدتی در منطقه فعال بود، به شکست بیانجامد و در اصل ایده ی همکاری و همگرایی ارامنه، گرجی ها و آذری ها در آن مقطع با شکست مواجه می شود.

حکومتی که مساواتیان در سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ تشکیل دادند، دو ویژگی مهم داشته است:  

اولین ویژگی،  پیوند این حکومت با پان ترکیسم و تُرکان عثمانی بود که شخص محمدامین رسول زاده همان افکاری که در دوره ای که در استانبول حضور داشت و در مطالبی که در نشریات استانبول در آن زمان می نوشت، در این دوره در قفقاز پیاده می کند. در همین راستا جمهوری دموکراتیکی که محمد امین رسول زاده تشکیل می دهد به یک اقدام غیردموکراتیک دست میزند به این معنا که نام تاریخی این منطقه که همان آران و آلبانیای قفقاز یا آرّان بوده است را به آذربایجان تبدیل می کند. نام تاریخی آذربایجان در طول تاریخ نه براساس دهها سند بلکه صدها سند اعم از اسناد انگلیسی، یونانی، روسی و حتی اسناد ترکی، محدود به منطقه جنوب ارس بوده است. این اقدام رسول زاده نشان میدهد که وی به دنبال بحث جعلی آذربایجان بزرگ بوده است؛ یعنی همان رویکردی که در مطالب وی در نشریه «آچیق سؤز» نیز مطرح بوده است. مرزهایی که وی از آذربایجان مطرح می کند فراتر از قفقاز بوده که موید آن است که این نامگذاری در اصل در راستای امیال پان ترکیستی بوده که خود آن امیال پانترکیستی هم محصول ایده پان تورانیستی می باشند که صد سال قبل از تاسیس ترکیه توسط تئوریسین های یهودی مانند دیوید لملی، وامبری و کوهن تدوین شده اند. بنابراین اولین ویژگی حکومت مساواتیان پیوند آنها با پان ترکیسم ترکیه ای و پان تورانیسم انگلیسی است که خود را در سرقت نام آذربایجان نمایان می سازد. البته که مردم بصیر ایران و آذربایجان ایران مثل هر مقطع تاریخی به سرعت از این موضوع آگاه می شوند. در آن برهه دولت ایران علی رغم اینکه در یک دوره فترت و ضعف قرار داشت، احمدشاه قاجار آخرین پادشاه قاجار با سن کم،  ولی باز با این حال، ایران به سرقت نام تاریخی آذربایجان اعتراض می کند و هم به کشورهای مختلف یادداشت هایی را می فرستد و هم با تاسیس جامعه ملل، ایران در جامعه ملل به این موضوع اعتراض می کند و در کنفرانس مهم صلح ورسای ۱۹۱۹ که منجر به تاسیس جامعه ملل می شود، ایران معترض می گردد. در کنار دولت ایران، مردم ایران، آزادی خواهان ایران به این موضوع واکنش نشان می دهند. شیخ محمد خیابانی نام جنبش خودش را از آذربایجان به آزادیستان تبدیل می کند در اعتراض به سرقت نام تاریخی نام آذربایجان توسط مساواتی ها و مهمتر از آن، حتی  قبل از اینکه به اصطلاح جمهوری دموکراتیک آذربایجان توسط محمد امین رسول زاده تشکیل شود، در واکنش به آن مطالب بی اساسی که محمد امین رسول زاده در نشریه «آچیق سؤز»، می نوشت عده ای از دموکرات های ایرانی که مقیم بادکوبه بودند، در همان زمان، نشریه بسیار مهم «آذربایجان جزء لاینفک ایران» را تأسیس می کنند و به افکار و ادعاهای محمد امین رسول زاده واکنش نشان می دهند. از عنوان این نشریه همانگونه که مشخص است، تأکید می کنند که آران تاریخی و آذربایجان بخش لاینفک از ایران بوده است. نتیجه اینها این شد که محمد امین رسول زاده مجبور می شود که در مطالبی که بعدها در نشریه مختاریت آذربایجان منتشر می‌کند، این موضوع را که بدنبال تجزیه‌طلبی یا به هم زدن مرزهای بین‌المللی هست، انکار بکند و البته این ادعا مورد پذیرش جامعه‌ی جهانی قرار نمی‌گیرد، به خاطر همین است که می‌بینیم جمهوری دموکراتیک آذربایجان در آن مقطع، امکان عضویت در هیچکدام از سازمان‌های مطرح بین‌المللی را پیدا نمی‌کند. یعنی در آن زمان مثلاً اتحادیه جهانی پست بوده است که تقریباً همه ی کشورها عضو این اتحادیه بودند ولی جمهوری دموکراتیک آذربایجان این امکان را پیدا نمی کند یا در سازمان بین المللی کار که الان هم یکی از مهم ترین سازمان های بین المللی هست و در سال ۱۹۱۹ تاسیس شده است، جمهوری دموکراتیک آذربایجان شرایط عضویت را پیدا نمی کند. در حالی که از همه کشورها برای حضور در کنفرانس صلح ورسای در سال ۱۹۱۹ دعوت میشوند،  از جمهوری دموکراتیک آذربایجان دعوتی صورت نمی گیرد و هیئت جمهوری دموکراتیک آذربایجان به صورت یک جانبه و بدون دعوت در ورسای فرانسه حضور پیدا می‌کند ولی امکان ورود به کنفرانس را پیدا نمی‌کند و آنجا یک اتفاق معنادار تاریخی رخ می دهد و آن اینکه همین هیئت جمهوری دموکراتیک آذربایجان مجبور میشود که در قالب مام وطن و هیئت ایرانی که به صورت رسمی نماینده تاریخی ماهیت ایرانی قفقاز نیز هست، در کنفرانس صلح ورسای امکان حضور پیدا می کند. این رویداد نشان می دهد که این جمهوری از منظر جامعه ی جهانی به خصوص با سرقت یک نام تاریخی ، مشروعیت لازم را پیدا نکرده است و عمدتا ابزاری در دست قدرت های بزرگ و پان ترکیسم بوده است.

دومین ویژگی جمهوری دموکراتیک آذربایجان پیوند آن با «صهیونیسم در حال تاسیس» است، نخستین کنگره صهیونیسم با حضور تئودور هرتزل در ۲۹ اوت ۱۸۹۷ در شهر بال (سوئیس) برپا شد. به این ترتیب حدود دو دهه بعد از این کنگره و صدور پروتکل های صهیونی، ما شاهد هستیم که در جمهوری دموکراتیک آذربایجان، همان آران تاریخی و در آن مقطعی که تشیع حرف اول را در قفقاز و در آران قفقاز می زند، کابینه محمد امین رسول زاده متشکل از سه یهودی هست یعنی یئوسی گیندس وزیر بهداشت، مارک آبرگوز معاون وزیر مالیه و کاپلان وزیر امور دینی از یهودیان هستند. کاپلان وزیر امور دینی جمهوری دموکراتیک آذربایجان هست و این از طنزهای تلخ روزگار هست که در یک کشور با جمعیت اکثریت شیعه، یک یهودی با خوشخدمتی محمد امین رسول زاده، وزیر امور دینی می گردد که البته از منظر ماهوی، غیر از این هم نمی توانست باشد؛ همان طور که در اواخر عثمانی، ترکان جوان که بسیاری از آن ها از یهودیان «دُونمّه» بودند با سران صهیونیسم علیه سلطان عبدالحمید ائتلاف کردند.

بنابراین می بینیم که ماهیت جنبش مساواتی ها و حرکت مساواتیان در قفقاز یک ماهیت پان ترکیستی و یهودی بوده است و شعار اسلاملاشما (اسلامی شدن) به معنای واقعی کلمه در دیدگاه آنها جایگاهی نداشته است. همین موضوع، موجب از دست رفتن یک فرصت بزرگ در قفقاز می شود. تحولات ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۰ از دیدگاه نویسنده این سطور بخشی از تکانه های تاریخی ضدایرانی در قفقاز محسوب می شوند؛ بعد از قراردادهای ننگین ترکمنچای و گلستان، یک فرصت بسیار بزرگ با شکست تزارها ایجاد شده بود که قفقاز بتواند یک دوره‌ همزیستی مسالمت آمیز را ایجاد کند ولی نقشی که مساواتی ها در دعوت متجاوزان عثمانی داشتند و تاثیری که این تجاوز در تشدید رقابت های روس و انگلستان و عثمانی در آران و نخجوان گذاشت، باعث شد که بدبینی بین آذری ها، گرجی ها و ارمنی ها ایجاد گردد و مورد سوء استفاده جریان های تندرو ارمنی نیز قرار گیرد و بدتر از آن دعوای تاریخی ارامنه با ترک ها بر سر بحث نسل کشی که هیچ ارتباطی به آذری ها نداشته است، وارد حوزه آران و آذربایجان شود. به دیگر سخن یکی از بزرگترین خیانت های مساواتیان این است که آذری ها را که همواره در قالب ایران تاریخی با ارامنه همزیستی مسالمت آمیز داشتند و در طول تاریخ این همزیستی را به صورت عملی نشان داده بودند، درگیر دعوای تاریخی ارامنه با ترکان می شوند. همین موضوع باعث می شود که اختلافاتی که در قفقاز بین سه بخش اصلی گرجستان، آذربایجان (آران) و ارمنستان رخ می دهد، رقابت قدرت های بزرگ و در نهایت رویکرد معامله گرایانه‌ای که عثمانی و مجلس ملی ترکیه در چهارچوب قراردادهای مسکو ۱۹۲۰ و قارص ۱۹۲۱انجام میدهد، مساواتیان وابسته قربانی می‌شوند و ارتش روسیه وارد قفقاز می‌شود. اگر مساواتیان این فرصت را در قفقاز نسوزانده بودند، و در قالب «جمهوری دموکراتیک قفقاز»، یکپارچگی خودشان را حفظ می کردند، می‌توانستند حتی با تاسیس شوروی، یک موقعیت بهتر نسبت به فرمت جمهوری‌های سوسیالیستی داشته باشند. یعنی احتمال داشت موقعیتی شبیه جمهوری‌های بالتیک در دوره شوروی را کسب نمایند؛ اما توسعه طلبی که مساواتیان داشتند، این فرصت تاریخی را در قفقاز از بین برد و پایه پانترکیسم را که ارتباطی با هویت شریف آذربایجانی ندارد در منطقه بنیان گذاشت و آن را با امیال سران صهیون، همسو گردانید که تبعات آن دامنگیر جمهوری آذربایجان در بعد از فروپاشی شوروی نیز شده است. از این منظر و با توجه به وضعیت حقوقی عدم پذیرش جهانی که جمهوری دموکراتیک آذربایجان در سال‌های ۱۹۱۸ و ۱۹۲۰ داشته است، اساساً امتداد استقلال آذربایجان از سال ۱۹۹۱ به جمهوری دموکراتیک آذربایجان در سال ۱۹۱۸ مشروعیت حقوقی ندارد و اساساً اگردولتمردان باکو اگر اعتقاد راسخ به این موضوع داشتند، طبیعتاً می بایست نام حزب خودشان را به جای «ینی آذربایجان»،  حزب «ینی مساوات» می‌گذاشتند.

*دکتر احمد کاظمی پژوهشگر ارشد اوراسیا