ایران و ترکیه به عنوان دو کشور مهم در غرب آسیا، به تعبیر زبیگینو برژینسکی مشاور اسبق امنیت ملی امریکا، دو بازیگری هستند که برای تسلط بر غرب آسیا، باید در قالب استراتژی مهار دوجانبه، میان آنها اختلاف ایجاد گردد؛ در وضعیت عکس، همکاری این دو کشور، می تواند بسیاری از معادلات در غرب آسیا را تغییر دهد. اظهارات این روزها و همچنین ماههای اخیر مقامات ترکیه در محکوم کردن جنایات رژیم صهیونی، از جمله واکنش رجب طیب اردوغان به حملات اسرائیل به سوریه و لبنان و تهدید آمیز خواندن آن برای امنیت ترکیه نشان دهند افزایش حساسیت و آگاهی آنکارا به  تبعات مهار نشدن رژیم اسرائیل در منطقه است.

از زمان نسل کشی بیش از ۷۰ هزار انسان بی گناه در غزه، مقامات ترکیه از جمله اردوغان و وزیر امورخارجه و کشور، بارها واکنش هایی علیه رژیم اسرائیل نشان داده و با آرزوی آزادی بیت المقدس، حتی اردوغان با تاکید با اینکه «اسرائیل به عنوان شبکه جنایتکار، ایدئولوژی فاشیستی را در خدمت به افسانه‌های ساختگی صهیونیسم توسعه داده است، تاکید کرد که نتانیاهو در نسل کشی، یکی از بستگان هیتلر است؛ متقابلا مقامات اسرائیلی بویژه نتانیاهو و کاتز با متهم کردن اردوغان به نسل کشی کردها، تاکید کردند که بیت المقدس(اورشلیم)، قسطنطنیه نیست و مقامات ترک آخرین کسانی هستند که صلاحیت صحبت در این مسایل را دارند .

علیرغم این درگیری های لفظی، محافل سیاسی و مردمی در جهان چندان این تقابل را جدی نگرفته اند؛ بدلیل اینکه جریان تجارت بین دو طرف حتی پس از تحریم اسرائیل از سوی ترکیه در می ۲۰۲۴ از طرق غیر مستقیم (افزایش ۴۲۳ درصدی صادرات ترکیه به فلسطین و از آنجا به اسرائیل) و تامین نفت اسرائیل از طریق خط لوله باکو و جیحان (افزایش ۳۱ درصدی در سال ۲۰۲۵) ادامه داشته است .

با وجود این، تحولات یک سال اخیر بویژه تحقیر آنکارا در سوریه توسط رژیم اسرائیل از طریق اشغال بخش هایی از سوریه در پوشش باصطلاح منطقه امن، و سلب هرگونه حضور نظامی ترکیه در سوریه علیرغم همکاری پنهانی دو طرف در سرنگونی نظام بشار اشد، و متعاقب آن دو تجاوز نظامی اسرائیل به ایران در اسفند و خرداد ۱۴۰۵ و آشکار شدن ابعاد فتنه اسرائیل بزرگ، ترک ها را متوجه این واقعیت کرد که برآورد اشتباه از معادلات امنیتی منطقه داشته اند؛ در فتنه های ژئوپلیتیکی صهیونی- ساکسونی در منطقه، ترکها قرنطینه نبوده و مصونیت ندارند، و برخلاف تصور مقامات چان کایا، تل آویو به ترکیه نه به عنوان دشمن جدید بلکه بعنوان یکی از دشمنان  دائمی نگاه می کند، به دلیل آنکه مردم ترکیه، صهیونیسم ستیز هستند.

 برخلاف تصور برخی از مقامات ترکیه، محور مقاومت نه تنها رقیبی علیه ترکیه نبوده است بلکه مهمترین عامل در مهار اسرائیل و جلوگیری از تجزیه کشورهایی مانند سوریه، لبنان، اردن و حتی مصر بوده است که آنکارا معتقد است امنیت اش از آنها شروع می شود. از آنجا که «جلوی ضرر را از هرجا بگیری، منفعت است»، اکنون فرصت بی نظیری برای همکاری ایران و ترکیه برای مهار رژیم صهیوینی در منطقه و پی ریزی یک نظام جدید امنیتی بومی منطقه ای ایجاد شده است؛ رژیم اسرائیل با پیگیری توهم از نیل تا فرات در قالب راهبرد اسرائیل بزرگ و اجرای سایکس پیکوی جدید در منطقه، به دنبال تجزیه کشورهای بزرگ منطقه از جمله ایران و ترکیه است؛ به همین دلیل هم تمرکز ویژه ای روی ایده باصطلاح کردستان بزرگ دارد، که به دلایل مختلف جمعیتی، تاریخی ، اجتماعی و سیاسی؛ ترکیه آسیب پذیرترین کشور در فتنه کردستان بزرگ است که حتی محافل ملی گرای این کشور مانند دولت باغچه لی رهبر حزب حرکت ملی به تبعات آن اذعان کرده اند.

در حالیکه ترکیه سودای انتقال گاز حوزه گازی لویتان به اروپا را داشت، امضای قرارداد تحدید حدود دریایی اسرائیل با قبرس و لبنان در نوامبر ۲۰۲۵ و ایجاد مجمع گازی ضدترکیه ای در دریای مدیترانه شرقی نشان داد که تل آویو به دنبال تضعیف نقش منطقه ای آنکارا می باشد؛ جالب اینکه در همین فرایند، برخی از بظاهر متحدان ترکیه مانند جمهوری آذربایجان که وابستگی حاکمیتی و خانوادگی به صهونیسم دارند، با سرمایه گذاری های گسترده در صنایع انرژی رژیم اسرائیل، در عمل علیه ترکیه گام بر می دارند. کشف شبکه جاسوسی گسترده اسرائیل در ترکیه در ۲۰۲۶ اگرچه عمدتا به عنوان وجود شبکه موساد جهت تعقیب حماس و مقاومت در ترکیه بازنمایی شد اما اهداف اصلی این شبکه، زمینه سازی برای حذف  افراد ضدصهیونی در ترکیه و نهایتا تضعیف دولت اردوغان می باشد بویژه اینکه رژیم اسرائیل در سه دهه اخیر دهها پروژه ترور مانند ترور اوغور مومجو روزنامه شهیر را در این کشور اجرا کرده است .

رژیم اسرائیل برای پیشبرد فتنه های خود مستظهر به حمایت مستمر امریکا و انگلستان و برخی از کشورهای اروپایی است؛ در چنین شرایطی هم افزایی توان ایران و ترکیه برای صیانت از تمامیت ارضی کشورهای منطقه از جمله سوریه ، مهار تجاوز رژیم اسرائیل در غزه، لبنان، سوریه و دیگر مناطق، ضرورتی تاریخی است که آیندگان در خصوص آن قضاوت خواهند کرد . ایران و ترکیه پیشتاز حمایت از کاروان های  صمود و آزادی غزه بوده و اکنون محور مقاومت و ائتلاف چهار جانبه ترکیه، پاکستان ، مصر و عربستان سعودی که از آن به آن محور سنی نام می برند، بیش از هر زمان دیگری با تهدیدات مشترک منطقه ای صهیونیسم و آشکار شدن وعده های پوچ واشنگتن مواجه هستند، و باید عزم خود برای اتحاد علیه رژیم اسرائیل را به نمایش بگذارند . بلاشک اقدام ترکیه در توقف تامین هشتاد درصد نفت اسرائیل از طریق خط لوله باکو -جیحان می تواند به سایر اقدامات پیشین ترکیه مانند تحریم های تجاری و ترانزیتی رژیم اسرائیل (از می ۲۰۲۴) ، و صدور حکم بازداشت نتانیاهو و ۳۶  کودک کش دیگر، اعتبار دهد و چشم انداز استقرار نظم نوین منطقه ای مبتنی بر عزت و منافع همه کشورهای اسلامی را تضمین نماید.

دکتر احمد کاظمی