هفته حقوق بشر آمریکایی که به ابتکار رهبر شهید انقلاب اسلامی از سال ۱۳۹۴ با هدف افشاء و بازخوانی «نقض حقوق بشر توسط آمریکا» نامگذاری شده، فرصتی مغتنم برای مرور ابعاد سه گانه نقض حقوق بشر، بشردوستانه و حقوق بشر زیست محیطی از سوی کاخ سفید در جنگ ۴۰ روزه ۱۴۰۴ می باشد.
جهانیان در این جنگ شاهد نقض اصول بنیادین حقوق بشردوستانه و در راس آن اصل تفکیک یعنی اصل تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی بودند. بر اساس اصل تفکیک، طرفین درگیری موظفند همواره میان جمعیت غیرنظامی و رزمندگان، و نیز میان اهداف و مناطق غیرنظامی و اهداف نظامی تمایز قائل شوند، چرا که حمله به اهداف غیرنظامی به صراحت در کنوانسیون های ژنو و پروتکل های الحاقی به آن ممنوع شده است و «ارتکاب عمدی حملات علیه اشیاء غیرنظامی» در اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی (ماده ۸) به عنوان جنایت جنگی شناسایی شده است.
علیرغم این، حمله به مدرسه شجره طیبه میناب در ساعات اولیه جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶/ ۹ اسفند ۱۴۰۴ و شهادت ۱۶۸ دانش آموز علیرغم عیان بودن کارکرد این مرکز آموزشی، یکی از وحشیانه ترین حملات به غیر نظامیان است که یادآور حمله ناو وینسنس امریکا به هواپیمای مسافربری ایران در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ و شهادت ۲۹۰ مسافر و خدمه بی گناه از جمله ۶۶ کودک بود که خود یکی از دلایل نامگذاری ۷ تا ۱۲ تیر به عنوان هفته حقوق بشر امریکایی به ابتکار رهبر شهید انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۴ است . البته نقض اصل تفکیک تنها به مدرسه میناب محدود نبود و در طول جنگ ۴۰ روزه امریکایی بارها به مناطق غیر نظامی حمله کردند، چنانچه در حملات به سالن ورزشی لامرد در همان روز اول جنگ، ۲۱ غیرنظامی از جمله ۳ کودک شهید و ۱۱۰ نفر زخمی شدند.
در طول جنگ ۴۰ روزه هزاران خانه مسکونی بهمراه زیرساخت های حیاتی از جمله بیمارستان، دانشگاهها، مراکز آموزشی، خطوط ریلی، پل ها، بازارها، مساجد حتی کنیسه یهودیان و باشگاه فرهنگی ارامنه، پالایشگاهها، نیروگاه های برق، زیرساخت های پتروشیمی، کارخانه ها، تاسیسات آبشیرینکن، مراکز امدادی، مخازن سوخت، منابع آبی، زیرساخت های شهری، بانک ها و مراکز مالی، آثار تاریخی و فرهنگی، و… هدف حملات عمدی آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفتند که همگی نقض اصول بنیادین حقوق بین الملل بشردوستانه یعنی تفکیک، تناسب و احتیاط بودند. هیچ کدام از این زیرساخت ها، هدف نظامی نبودند یا در راستای اهداف عملیات نظامی، کارکرد یا مشارکت نداشتند.
در حالیکه اصل احتیاط تاکید می کند که طرفین درگیری در انتخاب روشها و وسایل جنگی، تمامی اقدامات احتیاطی ممکن را برای جلوگیری از تلفات غیرنظامی به عمل آورند. امریکا در حمله به پل بی ۱ کرج، نه تنها آشکارا اصل تفکیک میان زیرساخت های نظامی و غیر نظامی را نقض کرد بلکه با نقض اصل احتیاط دقیقا روز و ساعتی (۱۳ فروردین روز طبیعت) برای حمله به پل مذکور را انتخاب کرد که تلفات غیرنظامیان را افزایش دهد؛ همین رویکرد را امریکا با بکارگیری سلاحهای ممنوعه و غیر قابل تفکیک بویژه استفاده از چهار موشک بالستیک کوتاه برد «PrSM» در لامرد شیراز نشان داد. این موشکها که طبق گزارشها برای اولین بار در لامرد امتحان شدند، پیش از برخورد، در آسمان به بیش از ۱۸۰ هزار ترکشِ تنگستنی تبدیل شدند؛ و در مجموع بارانی از ۷۲۰ هزار ترکش مرگبار را بر سر غیرنظامیان در لامرد فرود آوردند.
این رویکرد امریکا عامدانه و برای کشتار غیر نظامیان، محو و تجزیه ایران بود؛ به همین دلیل پیت هگست وزیر جنگ امریکا آشکارا قواعد حقوق بشردوستانه را قواعد احمقانه خواند که مانع پیروزی می شوند. در راستای همین باور، بر اساس گزارشی که پنتاگون در مه ۲۰۲۶ منتشر کرد، «نهتنها هیچیک از ۱۱ هدف اصلی برنامه کاهش آسیب به غیرنظامیان (CHMR-AP) محقق نشده، بلکه بودجه ابزارهای حیاتی از جمله پایگاه داده پیگیری آسیب به غیرنظامیان کاهش یافته و جلسات کمیته نظارت لغو شده است». این گزارش اثبات می کند که مقامات آمریکایی در جنگ ۴۰ روزه عامدانه و با قصد خاص با «بی تفاوتی مجرمانه» نسبت به جان غیرنظامیان عمل کردهاند؛ چنانچه بموازات تهدید ترامپ مبنی بر نابودی کامل تمدن ایرانی و تهدید غیرمستقیم به حمله هسته ای، که به معنای اذعان به برنامه ریزی برای اجرای ام الجنایت نسل کشی علیه مردم ایران بود، وزیر جنگ امریکا، در ۱۳ مارس ۲۰۲۶ با نقض اصل بنیادین امان دادن، اعلام کرد که «به دشمنانمان نوکوئارتر (no quarter) داده نخواهد شد». این اصطلاح در حقوق بینالملل بشردوستانه به معنای خودداری از پذیرش تسلیم دشمن و کشتن رزمندگانِ تسلیمشده یا مجروح است.
چنانچه ۱۲۶ حقوقدان بینالمللی در نامهای سرگشاده ۲ آوریل ۲۰۲۶ اعلام کردند، این اقدام به عنوان «نقض آشکار ماده ۴۰ پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷» و «جنایت جنگی» محسوب می شود. نتیجه این نقش فاحش حقوق بشردوستانه توسط امریکا و رژیم اسرائیل، و استفاده از سلاح های ممنوعه، شهادت بیش از هزار نفر و زخمی شدن بیش از سی هزار نفر در جریان جنگ ۴۰ روزه بود؛ علاوه بر این امریکا و رژیم اسرائیل در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه با حمله به انبار های نفت در تهران، کرج و شهرری و ایجاد باران سیاه، به صورت فاحش «حقوق بشر زیست محیطی» و حق بشری دسترسی به آب و هوای سالم» شهروندان ایرانی را نقض کردند.
رویکرد امریکا در جنگ ۴۰ روزه نشان داد که امریکا علاوه بر مخالفت با حقوق بین الملل بشر که در رفتار این کشور در خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل (۲۰۱۸) و خودداری از ارایه گزارش عملکرد ملی خود در حوزه حقوق بشر به نشست بررسی دوره ای جهانی شورای حقوق بشر در نوامبر ۲۰۲۵ مشهود شد، به حقوق بین الملل بشردوستانه نیز پایبندی ندارد و به عنوان دولتی غیرمسئول، آن را قواعدی احمقانه می داند. این موضوع نشان دهنده افول حقوقی و اخلاقی امریکایی مدعی دموکراسی و حقوق بشر در کنار افول سیاسی و اقتصادی آن می باشد.
مستندات موجود و گزارشهای نهادهای معتبر بینالمللی از جمله دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، و نامههای سرگشاده ۱۲۶ حقوقدان بینالمللی، موید آن است که جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران مصادیق متعددی از جنایات جنگی و نقض فاحش حقوق بشر، بشردوستانه و حقوق بشر زیست محیطی را شامل میشود. با توجه به اینکه امریکا عضو کنوانسیونهای ژنو (۱۹۴۹) و پروتکلهای الحاقی آن است، این اقدامات میتواند در محاکم بینالمللی از جمله دیوان کیفری بینالمللی (ICC) البته تحت شرایط و ملاحظاتی، قابل پیگرد باشد، هرچند آمریکا عضو اساسنامه رم نیست، اما بر اساس حقوق بینالملل عرفی و اصل «مسئولیت جهانی»، کشورها و نهادهای بینالمللی میتوانند نسبت به این جنایات اعلام جرم کرده و از طریق سازوکارهای دیپلماتیک و حقوقی، زمینه پیگرد مقامات مسئول از جمله آمران و عاملان این جنایات بین المللی را فراهم آورند.
دکتر احمد کاظمی؛ استاد حقوق بین الملل دانشگاه
پیام بگذارید