مراسم رسمی وداع با شهید مجاهد آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، در ۱۲ تیرماه ۱۴۰۵ با شکوهی کم‌نظیر و با حضور هیأت‌هایی از حدود یکصد کشور جهان برگزار شد؛ غیبت الهام علی اف و رجب طیب اردوغان روسای جمهوری آذربایجان و ترکیه در این مراسم کاملا مشهود بود. در این مراسم، سران کشورهای همسایه از جمله پاکستان، تاجیکستان، گرجستان، عراق، ترکمنستان و ارمنستان حضور یافتند تا آداب همسایگی را بجا آورند.

غیبت این دو شخصیت پرمدعای منطقه در مراسم تاریخی تشییع هر کدام از زوایای مختلفی قابل ارزیابی است. البته غیبت الهام علی‌اف در این نوع مراسم های رسمی در ایران، پدیده‌ای تازه نیست. الهام علی اف در سال ۱۴۰۳ در حالی که سید ابراهیم رئیسی، رییس جمهوری پیشین ایران از دیدار با وی در نقطه مرزی دو کشور باز می گشت و بر اثر سانحه هوایی مشکوک به شهادت رسید – سانحه ای که کتب و تحلیل های منتشر شده در اسراییل و کشورهای غربی حکایت از نقش موساد و باکو در آن دارد-، در آن مقطع با زیر پا گذاشتن تمامی قواعد نزاکت سیاسی و اصول اخلاقی از حضور در مراسم وداع با رئیس جمهور شهید خودداری کرد؛ کژرفتاری که بیش از همه چیز، نوعی دهن کجی به مولفه های هویت شریف آذربایجانی بود.

پیش از آن نیز هم الهام علی اف و هم  پدرش حیدر علی اف بارها دچار سندروم «خودداری از سفر به ایران» و نمکدان شکنی شده اند. در سال‌های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۱، سفر حیدر علی‌اف به تهران چندین بار به تعویق افتاد؛ سفری که با وجود برنامه‌ریزی گسترده و آماده‌سازی بیش از ۳۰ مقام و کارشناس، بار دیگر در شهریور ۱۳۸۰ به بهانه حملات ۱۱ سپتامبر به برج های دو قلوی نیویورک لغو شد! و این در حالی بود که خود رییس جمهوری وقت آمریکا به این علت سفرهای خارجی خود را لغو نکرد. در آن مقطع، مشاوران ارشد سیاست‌خارجی باکو این سفر را «بی‌معنا» خواندند و تأکید کردند که منافع جمهوری آذربایجان ایجاب می‌کند با متحدان غربی خود مشورت کند.

این الگو در دوران الهام علی‌اف نیز این بار بر تمرکز بر پاسداشت منافع صهیونیسم تداوم یافت و بارها تکرار شد. از جمله، در سال ۱۴۰۱، با وجود دعوت رسمی ایران، الهام علی‌اف از پذیرش این دعوت خودداری کرد. اما شگفت‌آورتر از همه، غیبت وی در مراسم تشییع شهید آیت‌الله رئیسی در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳ بود؛ در حالی که آخرین میزبان شهید رئیسی پیش از سانحه سقوط بالگرد، خود الهام علی‌اف در مرزهای مشترک بود. تکرار این سندروم، و خودداری رییس جمهوری آذربایجان از شرکت در مراسم وداع با رهبر شهید، در حالی رخ داد که دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، در اردیبهشت و تیر ۱۴۰۴ دو سفر به باکو و خان کندی / استپانکرت (محل پاکسازی قومی ارامنه در سال ۲۰۲۳) انجام داد تا با خط بطلان کشیدن بر روی نظریه های اثبات شده در مورد چالش های بنیادین در روابط تهران و باکو، -که به دلیل هویت گریزی باکو و اسرائیل پرستی آن است – بزعم خود با رفتاری برادرانه و رندانه، قومی و خویشی را احیا و مشکلات ریشه ای را به سرعت رفع نماید.

دکترپزشکیان در این سفرها بر اهمیت کریدور ارس و توسعه همکاری‌های اقتصادی تأکید کرد، اما این سفرها حتی به بازگشایی مرزهای شش‌ساله بسته بین دو کشور نیز نیانجامید که الهام علی اف به بهانه واهی همه گیری کرونا همچنان این مرزها را به روی مردم بسته است. جالب اینکه علی اف اصول اولیه همسایگی و قوم و خویشی را در این سفر نیز پاس نداشت و بیانیه پایانی اجلاس اکو در خانکندی/استپانکرت را به نفع نسل کشی رژیم صهیونی در غزه تغییر داد .

چند روز پیش از مراسم تشییع رهبر شهید، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، برای حضور در اجلاس روسای پارلمانی های سازمان همکاری اسلامی به باکو سفر کرد و در اقدامی عجیب که بهت دلسوزان ایران را درآورد، از نقش باکو که شراکت شرورانه آن با رژیم اسرائیل در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه ثابت شده است، تمجیدهای بی‌اساس به عمل آورد، شاید به این امید که حاکم بادکوبه نشین، با عبرت از درس های جنگ ایران با امریکا و رژیم اسرائیل، دست از خصومت و لجاجت با ایران بردارد.

با وجود این ، فراتر از موضوع غیبت‌ رییس جمهوری آذربایجان در مراسم های تشییع رئیس جمهور و رهبر شهید، تحلیل رفتارهای علی اف نشان می‌دهد که سیاست‌های وی در قبال ایران نه تنها مبتنی بر بی‌احترامی، بلکه خصمانه بوده است. در روزهای منتهی به جنگ ۴۰ روزه رمضان، رسانه‌های تحت کنترل دولت باکو اقدام به توهین به رهبر شهید انقلاب کردند و دولت جمهوری آذربایجان نقشی مستقیم در کنترل و جهت‌دهی این فضای رسانه‌ای داشت. در این جنگ که باکو تصور پیروزی اربابان خود را داشت، شخص الهام علی اف خود نیز همانند مجریان تلویزیونی فحاش، در جلوی دوربین تلویزیون ظاهر شد و به بهانه ها حمله خودساخته پهپادی به نخجوان، و با کلیدواژه های «بی شرف و پست» آنچه را خود سزاوارشان هست، روانه مردم ایران کرده و تلاش کرد در میدان ناسزگویی و خباثت زبانی با ایران اسلامی، نیز از دونالد ترامپ پیشی بگیرد و نقش خود در تامین نفت اسرائیل و دادن ظرفیت های جغرافیایی و نظامی خود به رژیم اسرائیل و امریکا برای حملات به ایران را تکمیل نماید.

در این فرایند، دلایل غیبت رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری ترکیه در مراسم تشییع رهبر مجاهد شهید از جهاتی زیادی با رفتار علی اف تشابه دارد. شخص رجب طیب اردوغان در سال‌های اخیر تلاش کرده است با نمایش تقابل با اسرائیل (رویکرد تقابل مجازی و همکاری واقعی)، رهبری جهان اسلام را به عهده گیرد و محور مقاومت را در حاشیه قرار دهد. اما چگونه شخصی می‌تواند ادعای مقابله با صهیونیسم کند و هم‌زمان در تشییع پرچمدار مقابله با صهیونیسم در منطقه شرکت نکند؟ این تناقض که حتی در افواه مردم شریف ترکیه نیز مطرح است، زمانی عمیق‌تر می‌شود که اردوغان در گذشته برای شرکت در مراسم خاکسپاری پادشاه عربستان سعودی، سفر آفریقایی خود را نیمه‌کاره رها کرده و در مراسم حاضر شد.

اما، رسوایی بزرگ‌تر، خوشخدمتی ویژه اردوغان به دونالد ترامپ و باند اپستینی در سفر اخیر رئیس جمهور امریکا به ترکیه برای شرکت در اجلاس ناتو نمایان شد. در این سفر برای یادآوری و ابراز خوشحالی از بمباران شهرهای ایران توسط جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی، همزمان با استقبال اردوغان از ترامپ در آنکارا، موسیقی «همانند ماسه» و عشق بازی با بمباران ها پخش شد و با پخش مضامین غیرانسانی این ترانه از جمله «مثل شن زیر پایت مرا له نکن» تلاش کرد عطش ترامپ به نمایش قدرت و جنایت را سیراب کند. شاید اگر مرحوم نجم الدین اربکان، رهبر معنوی اسلامگرایان ترکیه زنده بود و این رفتار ناشایاست مدعی نئوعثمانی گری در لباس اسلام گرایی را می دید جملات تاریخی خود یعنی «فرعون»، «شاگرد رفوزه» و «غوره ای که هنوز مویز نشده، تبدیل به شراب شده»، را تکرار می کرد.

غیبت رسواکننده علی اف و اردوغان در مراسم رسمی وداع با رهبر شهید ایران و جهان اسلام، در عین حال به معنای واقعی کلمه رسوایی و بی آبرویی «ساتقین‌ها» در ایران را عیان ساخت. «ساتقین» در زبان آذری به خودفروخته هایی گفته می شود که هویت خود، منافع و مصالح کشورشان را به به پای شعارهای قومیتی و مزدوری برای بیگانگان به مسلخ برده اند. این قماش، با انکار هویت شریف آذربایجانی، به مزدوران هویت ترکی تورانی تبدیل شده و در راستای منافع ژئوپلیتیکی جبهه انگلیسی – صهیونی به دنبال غیریت سازی آذریها از ایران و اتصال تصنعی آنها به باصطلاح جهان تُرک هستند. ساتقین‌ها، با نفوذ در مراکز و نهادهای مختلف کشور، سالهاست که به تطهیر اقدامات ضدایرانی علی‌اف و اردوغان می‌پردازند. این گروه، همان وطن‌فروشانی هستند که در جنگ ۴۰ روزه با اطلاعات غلط، مانع تنبیه سخت باکو و آنکارا بخاطر مشارکت در حملات هوایی آمریکا و رژیم اسراییل به ایران شدند و با ادعاهای واهی مدعی بودند که نه اقتدار ایران، بلکه شخص اردوغان با درخواست از ترامپ، مانع از تحقق حمله کُردهای تجزیه طلب به ایران در آن جنگ شده است!! حال آنکه ترامپ با آگاهی از نیات واقعی اردوغان علیه ایران به عنوان مبتکر ناتوی ترکی، با فراغ خاطر در آنکارا ایران را به نسل کشی و به صورت غیر مستقیم به حمله هسته ای تهدید کرد، همانطوریکه پیش تر نیز از نقش اردوغان در جنگ ۴۰ روزه تمجید کرده بود.

با وجود این، عیان شدن خباثت برخی از حاکمان وابسته در منطقه، مانع ظهور قدرت منطقه ای ایران که ریشه در هفت هزار سال تاریخ پرشکوه این کشور از کوروش کبیر تا خامنه ای شهید دارد، نخواهد شد و آنها باید درد زایمان  ناشی از استقرار ایران پساجنگ را تحمل نمایند.

احمد اولی نسب

منبع : سایت فراز ،  https://www.faraz.ir/000ThX