(به مناسبت پانصد و دوازدهمین سالروز نبرد چالدران در۳۱ مرداد ۸۹۳ ش)
مقدمه
نبرد چالدران در ۲۳ اوت ۱۵۱۴ میلادی (۳۱ مرداد ۸۹۳ ش) میان دولت صفوی ایران و حکومت عثمانی ترکیه روی داد. این جنگ در شرایطی رخ داد که دولت تازهتأسیس صفوی تحت فرماندهی شاه اسماعیل اول، با بهره برداری از میراث تاریخی ملت ایران و تکیه بر تشیع به عنوان مذهب رسمی، توانسته بود مجدداً بخش بزرگی از ایران زمین را زیر یک پرچم متحد کند. از سوی دیگر، امپراتوری عثمانی به سلطنت سلطان سلیم اول که مدعی خلافت اسلامی و به دنبال توسعه طلبی ارضی و تکفیر مذاهب دیگر بود.
سلطان سلیم عثمانی پیش از حرکت به سوی ایران، دست به سرکوب گسترده شیعیان و قزلباشان در قلمرو عثمانی زد و با صدور فتواهایی که آنها را کافر و مرتد معرفی میکرد، کشتار آنان را جایز و واجب اعلام نمود. علیرغم رشادت ایرانیان در این جنگ، عثمانیان با برتری عددی، سازمان نظامی منسجمتر و بهویژه تجهیزات توپخانهای و سلاحهای گرم، سپاه صفوی را در دشت چالدران شکست دادند و تبریز، پایتخت صفویان، را به تصرف خود درآوردند. اما عثمانیان نه تنها نتوانستند پیروزی مقطعی خود در دشت چالدران را به فتح پایدار ایران تبدیل کنند، بلکه تنها چند روز پس از ورود به تبریز، در پی قیام تبریزیها به صورت مفتضحانهای از شهر تبریز اخراج شدند.
در عظمت جنگ چالدران و مقام شهدای چالدران همین بس که مرجع عالیقدر جهان اسلام حضرت آیتالله سیستانی فرمودند: «من به سمت اردبیل ایستاده و به روح بلند و ملکوتی شهدای والامقام چالدران درود و صلوات می فرستم».
چالدران؛ نماد تاریخی مشارکت همه ایرانیان در صیانت از میهن با پیشتازی آذریها
آذریها طلایهداران سپاه ایران در جنگ چالدران علیه ترکان بودند. قزلباشان که ستون اصلی قدرت نظامی صفویان را تشکیل میدادند، عمدتاً از آذربایجان و آران از تبریز، اردبیل، زنجان، ارومیه تا بادکوبه، گنجه، شکی و اردوباد و نخجوان بودند که با شور و شوق مذهبی و وفاداری به شاه اسماعیل، در این میدان حضور یافتند. «یئدی قاراداش» (هفت برادر آذری شهید شده در جنگ چالدران) و مزار آنها و «شهیدگاه اردبیل» به عنوان نماد دفاع جانانه ایرانیان در این نبرد شناخته میشوند.
حضور بانوان ایرانی از جمله همسران شاه اسماعیل صفوی در میدان نبرد، نشان از عزم ملی برای دفاع از کشور داشت. پس از اشغال تبریز، مقاومت و خیزش مردم تبریز چنان بود که سلطان سلیم را مجبور به عقبنشینی سریع کرد. این حضور گسترده و متنوع ایرانیان و بهویژه آذری ها حکایت از این دارد که برخلاف ادعای تحریفگران تاریخ، جنگ هویتی ایرانیان در چالدران یک جنگ معمولی نبود، بلکه یک پاسخ ملی و هویتی به تجاوز خارجی بود.
نقش اقوام و اقلیتهای ایرانی در حماسه چالدران
جنگ چالدران نماد همدلی آذری ها، کُردها ، لُرها و اقوام ایرانی و نیز وحدت شیعیان، مسیحیان ، آشوریان و اهل سنت ایران برای دفاع حماسی از ایران زمین بود. ارامنه ناراضی از آزارهای عثمانیان، طوایف کرد که همواره در صف مقدم حفاظت از ایران بودهاند و در جنگ چالدران دوشادوش آذری ها، در خط مقدم نبرد در تأمین نیروهای سپاه ایران نقش اساسی داشتند، سایر اقوام ایرانی و در یک کلام تمامی گروههای زبانی، فرهنگی و مذهبی ایرانی نیز در این حماسه حضور داشتند.
در ساختار دولت صفوی، گروههای متنوعی شامل قزلباشان، آذریها، کردها، لرها، عربها، ارامنه و دیگر جوامع در درجات مختلف حضور داشتند. از این رو، چالدران را نیز نباید جنگ یک قوم و یک طایفه تلقی کرد زیرا نبرد چالدران، تقابل دو هویت ایرانی شیعی با محوریت آذربایجانی ها با هویت ترکی عثمانی سنی بود.
چالدران و اشغال تبریز؛ نماد نسلکشی آذریها توسط ترکان عثمانی
در ادوار تاریخی مختلف، فتواهای ترکان عثمانی که قتل قزلباشان و شیعیان را واجب اعلام میکرد، زمینه را برای یک نسلکشی سیستماتیک بویژه آذریها که بیشترین نفرات سپاه شاه اسماعیل را تشکیل می دادند، فراهم ساخت. مورخان دربار عثمانی از جمله سلانیکی افندی و ابراهیم پچوی افندی، به صراحت از کشتار دهها هزار آذری در تبریز و دیگر شهرهای ایران خبر دادهاند. اشغال هشتروزه تبریز پس از جنگ چالدران با قتلعام هزاران آذری، تعرض به نوامیس و غارت مساجد و بناهای تاریخی همراه بود. نسلکشی آذریها تنها به چالدران محدود نشد و در چند نوبت در اشغال تبریز در سالهای ۱۵۱۴ و ۱۵۸۵ میلادی تکرار شد. مورخان عثمانی به صراحت به جنایات نیروهای عثمانی علیه مردم تبریز اعتراف کرده و آن را به عنوان موفقیت ترکان عثمانی ثبت کردهاند. همچنین سلطان سلیم پیش از چالدران، کشتار چهل هزار شیعه را در قلمرو عثمانی در پرونده خود داشت که نشان از رویکرد سیستماتیک این نسلکشی دارد.
لزوم پیگیری حقوقی نسلکشی آذریها توسط ترکان در ادوار تاریخی
کشتار ایرانیان بویژه آذری ها توسط ترکان تنها محدود به جنگ چالداران نمی شود، آنها در اشغال چندباره تبریز نیز هزاران آذری را به دلیل میهن پرستی، مقاومت در برابر متجاوز و شیعه بودن به شهادت رساندند تا بتوانند بزعم خود با از بین بُردن آذری ها، بافت قومی تبریز را به نفع تُرکان تغییر دهند و امروز نیز از این کشتارها با افتخار یاد می کنند و جنگ چالداران را با نبرد ملازگرد که علیه رومی و غیرمسلمانان بود، مقایسه می نمایند. کتب و رساله های مفتیان و مورخان عثمانی و دیگر مستندات تاریخی از کشتار دهها هزار آذری بهمراه ارامنه و کردهای ایرانی و سایر شهروندان چه در اشغال تبریز پس از جنگ چالداران (۱۵۱۴) و چه در اشغال آن در سال ۱۵۸۵ میلادی و همچنین در اردبیل و دیگر شهرهای ایران حکایت دارد.
با توجه به تعریف نسلکشی در کنوانسیون ۱۹۴۸ سازمان ملل که شامل «قتل عمدی به قصد نابودی یک گروه ملی، قومی یا مذهبی» است، اقدامات ترکان عثمانی علیه آذریها و شیعیان مصداق بارز نسلکشی تاریخی محسوب میشود. پیگیری حقوقی این جنایت، بر اساس اصول عدالت انتقالی و بیکیفری در حقوق بینالملل، یک مطالبه رسمی و مشروع است. سازمانهای حقوق بشری و پژوهشگران باید اسناد مربوط به این جنایت را بررسی و ثبت کنند. بویژه اینکه ترکان عثمانی پرونده قطوری از نسل کشی، کشتار و غارت را علیه اقوام و اقلیت های مختلف از جمله ارامنه، یونانی ها، کُردها، عرب ها ، علوی ها، شیعیان و لازها را از بالکان تا قفقاز را دارند که به کرات به آنها پرداخته شده است، اما نسلکشی آذریهای ایران توسط ترکان عثمانی همچنان در سایه مانده است. مستندسازی تاریخی این جنایات و انتشار آن در سطح جهانی، گامی اساسی در جهت شناسایی و ثبت رسمی این نسلکشی در مجامع بینالمللی است.
نسلکشی آذریها توسط ترکان در ادوار تاریخی از بادکوبه و نخجوان تا تبریز
نسلکشی یا کشتار جمعی آذریها، تنها به چالدران منحصر نمیشود. در تجاوزات عثمانیان در قفقاز در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۰، آذریها و سایر شیعیان در بادکوبه و مناطق مختلف قفقاز هدف کشتار قرار گرفتند. نخجوان به عنوان یکی از مراکز مهم تاریخی و فرهنگی ایران، بارها در تجاوزات عثمانی به ایران دست به دست شد و جمعیت بومی از جمله در جریان تاسیس جمهوری خودخوانده ارس در دسامبر ۱۹۱۸، دچار فجایع انسانی شدند بطوریکه برای رهایی از تجاوز نظامی ترکان، جمع کثیری از مردم و برخی از رهبران محلی نخجوان، در تاریخ ۳۰ آوریل ۱۹۱۹، مقابل کنسولگری ایران در این شهر تجمع کرده و خواستار الحاق مجدد به ایران شدند. همچنین در واکنش به اقدام ترکان عثمانی در تاسیس جمهوری خودخوانده ارس در نخجوان، اهالی نخجوان، دولت محلی و فرماندهان نظامی، در اقدامی گسترده، حدود ۱۲ بار برای مقامات ایران، شاه، سفارتخانههای خارجی و حتی رئیسجمهور آمریکا تلگراف زدند و در آنها بر این نکته تأکید داشتند که اصالتاً از نژاد ایرانی هستند و به مدت ۹۲ سال بهاجبار از سرزمین مادری خود جدا شدهاند و اکنون به دنبال بازگشت به وطن است.
بادکوبه در واپسین برهه عمر عثمانی در سال ۱۹۱۸ به اشغال قشونی از سپاه عثمانی به فرماندهی نوری پاشا، برادر کوچکتر انور پاشا، وزیر جنگ دولت در حال احتضار عثمانی درآمد که صدها تن در این تجاوز در باکو شهید شدند. تبریز به عنوان پایتخت صفویان، چندین بار هدف اشغال و قتلعام قشون عثمانی قرار گرفت. اشغال سال ۱۵۱۴ پس از جنگ چالدران و اشغال مجدد در سال ۱۵۸۵، هر دو با کشتار گسترده همراه بود. این الگوی تکرارشونده نشان از یک سیاست پایدار برای حذف ایرانیان از جمله آذریها در منطقه دارد که در طول چندین سده تداوم یافت.
نگاهها در ترکیه کنونی به جنگ چالدران
در ترکیه کنونی و نیز محافل پانترکی وابسته به آن، نبرد چالدران عموماً در چارچوب روایت عثمانیان و تحت عنوان پیروزی عثمانی بازخوانی میشود. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، این نبرد را «پیروزی مشترک ترک، کرد و عرب علیه شاه اسماعیل» معرفی کرده و به شاه اسماعیل صفوی القاب ناپسند و اتهامات ناروا نسبت داده و جنگ چالدران را با جنگ ملازگرد (۱۰۷۱ میلادی) که در حمله سلجوقیان به رومیان غیرمسلمان روی داد، مقایسه نموده است! این نوع روایت، تلاشی است برای تحریف تاریخ از منظر قومیت گرایی و فخرورزی به پیروزی سلجوقیان و نادیدهانگاری مصائب و تجاوزات ترکان عثمانی به ایران. اردوغان با این قیاس، آشکارا شیعیان ایرانی و بهویژه آذریها را که طلایهداران جنگهای دفاعی ایران در مقابل تجاوزات ترکان عثمانی بودند، «رافضی» دانست و پر واضح است که این بهتان ناروا و اتهام دروغین بسیار سنگین است که عناصر پانترکیسم امروزه در رسانههای ترکیه و جمهوری آذربایجان تکرار میکنند .
رئیس جمهور ترکیه در اواخر اردیبهشت ۱۴۰۴ با تاکید بر اینکه «چالدران، پیروزی مشترک تُرک، کُرد و عرب است»، و در حالی پیروزی در نبرد چالداران را یک پیروزی برای ترکان قلمداد کرده است که به نوشته مورخان دربار عثمانی از جمله سلانیکی افندی و ابراهیم پَچوی افندی، در چندبار اشغال تبریز ، دهها هزار آذری در آن شهر و دیگر شهرهای ایران قتل عام شده و به نوامیس آنها توسط ترکان عثمانی تجاوز شد. اردوغان ناخواسته با اظهارات خود به چند واقعیت تاریخی نیز اشاره داشته است؛ که یکی از آنها، نفرت تاریخی ترکان از ایرانیان بویژه آذریهای ایران می باشد که همواره طلایه دار صیانت از هویت و سرزمین ایران در مقابل تجاوز گری ترکان عثمانی بوده اند. اردوغان به خوبی به این واقعیت تاریخی و نژادی نیز به طور غیرمستقیم اذعان کرده است که آذریهای ایران که برخلاف واقعیات تاریخی و به اشتباه در افواه عمومی کشورمان، تُرک نامیده می شوند، به لحاظ تاریخی و نژادی و ریشه های هویتی و دینی هیچ ارتباطی به تُرکان ندارند وگرنه کشتار آنها افتخاری برای ترکان در دیروز و امروز محسوب نمی شد؛ آنها (آذری ها) از نژاد اصیل آریایی اند که با پرچمداری تشیع و در ادوار تاریخی، همواره در مقابل مهاجران بودند اعم از آنکه مهاجر و مهاجم مغول باشد یا تُرک. امروزه شبکه مزدور قومی وابسته به آنکارا در داخل ایران تلاش می کند، با تحریف هویت آذربایجانی ایرانی، و غیریت سازی (غیرخودی نمایان دادن) آن از هویت ایرانی، اینگونه القاء نمایند که آذری ها و ترکان یکسان اند. این اوج رسوایی و بی هویتی برای این عناصر است که اربابان آنها از کشتار ایرانیان و در راس آنها آذریها در نبرد چالداران به عنوان پیروزی و چشم اندازی روشن برای آینده نام می برند اما این عناصر بی هویت، برای ترکیزه -تورانیزه کردن آذریها و از بین بردن هویت اصیل آنها، به هر دروغی دست می زنند.
جمهوری آذربایجان؛ جنگ چالدران و گرفتاری در هویت برساخته ترکگرایی
تناقض هویتی جمهوری آذربایجان در قبال نبرد حماسی چالدران آشکار است چرا که چالداران نماد تقابل هویت ایرانی از جمله هویت آذربایجانی با هویتی ترکی است. از یک سو، تاریخ گواه بر حضور پررنگ آذریها هم از تبریز، اردبیل و هم از بادکوبه و گنجه در سپاه صفوی و دفاع از ایران دارد، از سوی دیگر، سیاستهای پانترکیسم حاکم بر باکو، این میراث ایرانی را نادیده میگیرد و تلاش میکند با تحریف واقعیات تاریخی و ژنتیکی و حتی با روگردانی از میراث پدران، آذریها را بخشی از جهان تُرک معرفی کند. در حالی که حیدر علی اف بارها تاکید می کرد که «افتخار می کنم آذربایجانی هستم»، فرزندش الهام علی اف از تعلق اش به جهان ترک می گوید.
دولت ترکیه و شبکههای قومگرای وابسته به آنکارا در ایران نیز با تحریف هویت آذربایجانی، القا میکنند که آذریها و ترکان یکساناند. آذربایجان تاریخی و آران در پیدایش دولت صفوی و شکلگیری سلسله ایرانی صفوی نقشی محوری داشت و تبریز نخستین پایتخت این دولت مهم ایرانی بود که بعدها پایتخت خود را از تبریز به اصفهان در مرکز ایران منتقل کرد و تمدنی باشکوه در کل تاریخ ایران و جهان بنا نمود. از این رو، هر روایت معاصر درباره آذربایجان که این بخش از تاریخ را نادیده بگیرد، تصویری ناقص و مغرضانه و در واقع ضدتاریخ است، نه تاریخ.
دلیل تلاش ها برای یکسان انگاری آذری ها و ترک ها، این است که یکی از مهمترین سدّها در برابر جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی که در کانون آنها ایجاد بهاصطلاح «جهان تُرک» قرار دارد، «هویت شریف آذربایجانی ایرانی» است؛ بنابراین یادآوری جنگ چالدران که در آن مقاومت و حماسهآفرینی آذریها میدرخشد، برای مجریان پان تورانیسم انگلیسی ناراحتکننده و دردناک است. آنها از سالها قبل گاه با تخطئه صفوی و گاه با تحریف آن تلاش کردند که بهزعم خود از این سدّ بزرگ عبور کنند.
چالدران، مقاومت تاریخی ایران از دوره باستان تا معاصر
مقاومت تاریخی آذریها و ایرانیان در برابر اشغالگری، الگویی تکرارشونده در تاریخ ایران است. مقاومت مردمی تبریز بلافاصله پس از چالدران که سلطان سلیم را به عقبنشینی وادار کرد و قیام خودجوش مردم تبریز برای مجازات سربازان باقیمانده عثمانی، نمونههایی از این مقاومت هستند. میتوان گفت در برخی برهههای تاریخی ایران همانند نبرد چالدران، بعضاً الگوی «شکست در یک میدان نبرد، اما پیروزی در کل جنگ» در تاریخ ایران بارها تکرار شده است.
فاصله کوتاه میان عقبنشینی در چالدران و متعاقب آن، مقاومت در تبریز و بازپسگیری سریع تبریز و عقب راندن عثمانیان به فرسنگها دورتر از دشت چالدران، نشان میدهد که چالدران یک شکست تاکتیکی بود، نه یک فروپاشی استراتژیک، که در تاریخنویسی عثمانی و تابعانش به ناحق ادعا میشود. ایرانیان با سرعت و شجاعت شگفتآوری، ترکان عثمانی را از تبریز بیرون راندند و ثابت کردند که اراده ملی آنها از آتش توپهای دشمن سختتر است.
مقاومت تاریخی در برابر متجاوزان، خصلت تاریخی ایرانیان است که از نبرد حران در ۶ می سال ۵۳ قبل از میلاد تا جنگ چالدران، جنگ های ترکمنچای و گلستان و جنگ های تحمیلی اول ، دوم و سوم در تاریخ معاصر تکرار شده اند.
چالدران؛ میراث تاریخی هویتی در مقابل فتنه ترکیزه/تورانیزه کردن هویت آذربایجانی
همانند روایتگری نادرست تاریخنویسان عثمانی از جنگ چالدران و نادیده گرفتن و حتی برعکس نمایاندن جنگاوریهای ایرانیان و شاه اسماعیل در دشت چالدران برغم برتری تسلیحاتی و تجهیزاتی سپاه عثمانی، در دوره کنونی نیز این جنگ روانی علیه ایران ادامه دارد و فتنه ترکیزه-تورانیزه کردن آذریها، با هدف تحریف هویت آذربایجانیهای ایران و معرفی آنان به عنوان بخشی از جهان تُرک، با حمایت مالی و تبلیغاتی گسترده در حال اجراست. این توطئه، چالدران را به عنوان یک نقطه عطف تاریخی هدف قرار داده تا نقش آذریها را در دفاع از ایران نادیده بگیرد و به تبع آن کشتار آذری ها توسط ترکان را سانسور نماید.
راهکارهای حقوقی و اجتماعی مقابله با این فتنه عبارتند از: ثبت رسمی نسلکشی آذریها توسط ترکان عثمانی در مجامع بینالمللی، ایجاد پویشهای رسانهای برای روشنگری در مورد جنایات ترکان عثمانی علیه ایرانیان و مستندسازی تاریخی جنایات ترکان عثمانی علیه آذریهای ایران و انتشار آن در سطح جهانی.
در پانصد و دوازدهمین سالروز نبرد حماسی چالدران می توان گفت این افتخار تبریز و آذریها و همه ایرانیان است که علیرغم اشغال چندباره تبریز توسط ترکان عثمانی، اجازه ندادند که کوچکترین اثری از متجاوزان در این مرز و بوم باقی بماند. چنانچه کاترینو زنو، دیپلمات ایتالیایی، تاکید می کند که قیام مردم تبریز و واهمه از تجدید قوای شاه اسماعیل، سلطانسلیم را به فرار سریع تز تبریز پس از جنگ چالدران مجبور کرد. در دوره های بعدی نیز، بنوشته مورخان، تبریزیها پس از شکست عثمانی مقابل شاه عباس کبیر و آزادی تبریز در ۱۶۰۳ میلادی، به صورت خودجوش، اقدام به تنبیه مثال زدنی متجاوزان و باقیماندگان ترکان عثمانی که با زور با دختران تبریزی ازدواج کرده بودند، نمودند که خواندن آن وقایع برای شناخت هویت بانی تبریزیها و آذریها برای تمامی بدخواهان هویت ایرانی و عناصر مزدور کنونی آنها ، عبرت آموز خواهد بود.
چالدران، به عنوان میراث تاریخی نبرد هویتی ایرانیان، یادآور واقعیتی مهم است: ایران در طول تاریخ خود نه محصول یک قوم، بلکه حاصل مشارکت گروههای زبانی، قومی، مذهبی و فرهنگی گوناگون بوده است که ملت واحد و تاریخی ایران را تشکیل می دهند. نبرد هویتی چالدران، دولت صفوی را وارد مرحلهای تازه از تمدن سازی ایرانیان پس از احیای وحدت ملی و پایان دادن به تفرقه در کشور ساخت. ارزش چالدران برای حافظه تاریخی ایرانیان در این است که از تجاوز نظامی، فرصتی تاریخی برای تقویت وحدت، هویت و تمدنسازی نوین استفاده کردند.
https://farsnews.ir/AliShafieeAghdam/1787393858839798723
پیام بگذارید